- گادی آیزنکوت: تغییر حکومت در ایران هدف درستی برای جنگ نیست؛ نتانیاهو درباره بمب اتمی ایران دروغ میگوید!
- مردم برزیل به حامی سرسخت ترامپ رأی ندادند
- دستگیری بیش از ۱۴۰۰ معترض در فرانسه
- بیانیه مطبوعاتی نشست چهارجانبه ایران، پاکستان، ترکیه، عربستان درباره امنیت و ثبات منطقهای
- شانس نتانیاهو برای باقی ماندن در سمت نخستوزیری اسرائیل
- رضا شاه روحت شاد؟!
- تصویری از آخرین حضور رهبر شهید انقلاب در مراسم عزاداری شهادت حضرت فاطمه زهرا (س) در حسینیه امام خمینی (ره)
- اکونومیست: درصد رأیدهندگان آمریکایی که معتقدند اعزام نیروهای نظامی برای جنگ در موارد زیر اشتباه بوده است
- زلنسکی برای گرفتن پدافند به قدرت موشکی ایران اعتراف کرد
- آیا بمب اتمی خواهیم ساخت؟!
- سردار جوانی: بحرانهای غرب تازه با پیامدهای جنگ علیه ایران روبهرو شدهاند
- لیست سیاه تنگه هرمز ۱۲۲ تایی شد
- پاریس در آتش!
- المیادین: تنگه هرمز زیر سلطه ایران؛ سلاحهای جدید در راه و برخورد قاطع با کشتیهای متخلف
- دبیرکل کتائب سیدالشهدای عراق: ایران با تهدید واقعی مواجه شود، قطعاً وارد جنگ میشویم
روایت صعود قدرت نظامی انصارالله
یمن؛ سرزمینی که با بحران و جنگ عجین شده است، امروز به قلب تپنده، بازیگر بدون منازعه و تعیینکننده معادلات راهبردی در کل منطقه تبدیل شده است. اما داستان این طوفان شگفتانگیز یمنیها از کجا آغاز شد؟
یمن در قرن بیستم، کشوری دوپاره و دستخوش بحرانهای عمیق بود. بخش شمالی پس از سقوط حکومت هزارساله «پادشاهی متوکلی زیدی» در سال ۱۹۶۲، درگیر جنگی داخلی میان جمهوریخواهان و سلطنتطلبان شد. بخش جنوبی نیز که زیر سلطه استعمار بریتانیا بود، در سال ۱۹۶۷ با مبارزات مردمی به استقلال رسید و تنها حکومت مارکسیستی جهان عرب را تشکیل داد. سالها رقابت ایدئولوژیک، درگیریهای مرزی و دخالتهای خارجی، یمن شمال و جنوب را فرسوده کرد تا اینکه در سال ۱۹۹۰، دو بخش با هم متحد شدند و «جمهوری یمن» به ریاست علی عبدالله صالح شکل گرفت.
اما این اتحاد روی کاغذ پایدار نماند. تبعیض علیه جنوبیها به جنگ داخلی ۱۹۹۴ منجر شد؛ جنگی که شمالیها در آن پیروز شدند، اما بذر کینهای دیرینه را کاشتند. همزمان، در شمال کشور، شیعیان زیدی و مردم استان صعده که سالها زیر سایه تبعیض اقتصادی، مذهبی و سیاسی حکومت علی عبدالله صالح و نفوذ وهابیت وارداتی از عربستان بودند، به ستوه آمدند. این شرایط، زمینه شکلگیری جنبش «انصارالله» به رهبری شهید حسین بدرالدین الحوثی را فراهم کرد. حکومت وقت با پشتیبانی کامل ریاض، بین سالهای ۲۰۰۴ تا ۲۰۱۰، شش جنگ ویرانگر و خونین را علیه شیعیان صعده تحمیل کرد؛ جنگهایی که نهتنها نتوانست این جنبش را نابود کند، بلکه باعث آبدیدهتر شدن و ریشهدواندن انصارالله در میان اقشار مختلف مردم شد.
با وقوع موج بیداری اسلامی در سال ۲۰۱۱، مردم یمن علیه حکومت ۳۳ ساله علی عبدالله صالح به پا خاستند. با خروج صالح از قدرت، «عبدربه منصور هادی» در یک انتخابات تکگزینهای و تحت نظر شورای همکاری خلیج فارس بر مسند قدرت نشست. اما دولت هادی با فساد سیستمی، ناکارآمدی و نادیده گرفتن مطالبات مردم، کشور را به سمت فروپاشی کامل برد. در شهریور ۱۳۹۳، جنبش انصارالله با همراهی طیف وسیعی از مردم، صنعا را فتح کرد و کنترل امور را به دست گرفت. عبدربه منصور هادی ابتدا استعفا داد و سپس به ریاض گریخت؛ فراری که نقطه آغاز یک تحول بزرگ نظامی شد.
در فروردینماه سال بعد، یعنی ۱۳۹۴، عربستان سعودی در قالب ائتلافی عربی ـ غربی و با همراهی امارات، عملیات «طوفان قاطعیت» را آغاز کرد. هدف ریاض، بازگرداندن هادی به قدرت ظرف چند هفته، نابودی انصارالله و وادار کردن کامل یمن به تسلیم بود؛ هدفی که با هزاران حمله هوایی و محاصره همهجانبه زمینی، دریایی و هوایی دنبال شد. اما معادله آنطور که شاهزادههای سعودی میخواستند، پیش نرفت. انصارالله نابود نشد، بلکه با تثبیت موجودیت خود، مدیریت بیش از ۳۰ درصد از جغرافیای حیاتی و ۷۰ درصد از جمعیت یمن را به دست گرفت و ساختار دفاعی خود را از نو ساخت.
پاسخ صنعا به محاصره، تحولی تاریخی بود. ضربات موشکی و پهپادی یمنیها، قلب اقتصاد انرژی جهان را هدف گرفت. نقطه عطف این پاسخها، حمله متقابل به تأسیسات «آرامکو» در بقیق و خریص بود؛ عملیاتی که نصف تولید نفت عربستان را در یک روز متوقف کرد و شوکی بیسابقه به بازارهای جهانی وارد ساخت.
همین ضربات حیرتانگیز انصارالله یمن، ریاض را مجبور ساخت تا در فروردینماه سال ۱۴۰۱ وارد فاز آتشبس و بنبست مذاکراتی شود. صنعا خواستههای روشنی داشت:
رفع کامل محاصره بنادر.
آزادسازی درآمدهای نفتی برای پرداخت حقوق کارکنان.
پایان کامل اشغالگری.
اما عربستان با فرسایشی کردن روند سیاسی و تشدید فشارهای اقتصادی، تنها سعی در خرید زمان داشت.
در این میان، وقوع عملیات طوفانالاقصی در مهرماه سال ۱۴۰۲، جبهه جدیدی را گشود. یمنیها آشکارا و با شجاعتی بینظیر وارد میدان حمایت از مردم فلسطین شدند. آنها شریان حیاتی رژیم صهیونیستی در دریای سرخ را مسدود کردند. آمریکا برای مقابله با این تحول، در زمان دولت جو بایدن، ائتلافی دریایی با نام «نگهبان رفاه» تشکیل داد و حملات گستردهای را علیه یمن آغاز کرد؛ اما این ائتلاف در همان ماههای نخست به شکستی تحقیرآمیز انجامید و حملات نتوانست موازنه را تغییر دهد. بعدها و با روی کار آمدن دونالد ترامپ، فشارها و تهدیدات ایالات متحده دوباره اوج گرفت؛ اما واشنگتن باز هم در برابر نیروهای صنعا شکست خورد و ناوهای آمریکایی مجبور به عقبنشینی از منطقه خطر شدند.
همزمان با افزایش تهدیدات و فتنهانگیزیهای محور غربی ـ عبری علیه جمهوری اسلامی ایران و احتمال درگیری مستقیم، جبهه یمن با تمام توان اعلام آمادگی کرد تا بهعنوان عمق راهبردی محور مقاومت، تمام توان نظامی خود را برای حمایت از ایران و رزمندگان منطقه وارد معادلات حیاتی کند.
اما نقطه عطف تحولات میدانی، در تیرماه سال جاری رخ داد؛ جایی که تعرض نظامی و محاصره هوایی عربستان سعودی، مانع از نشستن هواپیمای ایرانی «ماهان» در فرودگاه صنعا برای انتقال یمنیها شد. سید عبدالملک الحوثی مهلتی ۴۸ ساعته تعیین کرد، اما با بیتوجهی طرف مقابل، استراتژی تحولآفرین «محاصره در برابر محاصره» و «انتقال هزینه به عمق دشمن» کلید خورد.
پاسخ صنعا تدریجی، اما کوبنده و ویرانگر بود. اعلام محاصره کامل دریایی عربستان در واکنش به محاصره هوایی صنعا، آغازگر نبردی قدرتمند شد. انصارالله در یک پیشروی میدانی حیرتانگیز، با آزادسازی ۵۴۰۰ کیلومتر مربع از سواحل غربی، بندر استراتژیک المخا، جزیره میون، جزایر حنیش و ارتفاعات الأغبره و کهبوب، تسلط کاملاً مطلقی بر تنگه حیاتی بابالمندب به دست آورد.
همزمان، استان تعز به نقطه کانونی جدال تبدیل شد. رزمندگان صنعا با آزادسازی ارتفاعات جبل حبشی، سلسلهکوههای الراسن و قطع مسیرهای مواصلاتی عدن به تعز، ۹۰ درصد از جبهه جنوبی را تسخیر کرده و گذرگاه حجه العبد را مسدود کردند. با رسیدن نیروهای صنعا به حومه التربه و اتمام مهلت ۴۸ ساعته، درگیریها در تعز وارد مراحل نهایی خود شد.
البته ضربات شست صنعا بر پیکر ائتلاف سعودی متوقف نشد. در یک حمله ترکیبی بیسابقه موشکی و پهپادی، مقر اصلی ائتلاف سعودی در منطقه الشعب البریقه عدن، درست در حین جلسه نظامی فرماندهان ارشد، هدف قرار گرفت. شدت ضربه چنان سنگین بود که پایگاههای «سپر میهن» وابسته به سعودی، دست به تخلیه شتابزده تجهیزات زرهی و تسلیحاتی خود از راسعباس و جبل حدید زدند.
در عمق خاک عربستان نیز تصاویر ماهوارهای یومتست (EUMETSAT)، زبانه کشیدن آتش از بزرگترین میدان نفتی جهان، «غوار» (با تولید روزانه حدود ۳.۹ میلیون بشکه) و تأسیسات بقیق، خریص و عیندار را به ثبت رساندند. در این نبرد، حتی انجام ۹۴ حمله هوایی در یک روز و رسیدن آمار حملات سعودی به بیش از ۱۳۵۰ سورتی پرواز نیز نتوانست جلوی این طوفان رامنشدنی را بگیرد. دستپاچگی ریاض تا جایی پیش رفت که با مطرح کردن اتهامات واهی درباره حمله به نیروگاه برق طیبه در مدینه منوره، سعی در تحریک افکار عمومی جهان اسلام داشت؛ اتهامی که صنعا بلافاصله آن را تلاشی برای سرپوش گذاشتن بر شکستهای میدانی محور عربی عنوان کرد.
حالا موازنه قدرت در شبهجزیره کاملاً دگرگون شده است. فروپاشی صفوف مزدوران در جبهههای مختلف، حتی گروههایی نظیر حزب اصلاح و القاعده را مجبور ساخته تا برای نجات خود، پیشنهاد ائتلاف به انصارالله بدهند؛ چرخشی تاریخی که آزادسازی مأرب و فتح کامل یمن جنوبی و حضرموت را بیش از هر زمان دیگری در دسترس یمنیها قرار داده است.
ابعاد این شکست برای غرب چنان سهمگین بوده که اخیراً نشستی محرمانه در کمپ دیوید با حضور جیدی ونس، مارکو روبیو، پیت هگست، رئیس سازمان سیا و رئیس ستاد مشترک آمریکا برای بررسی گزینههای اضطراری نظامی علیه یمن برگزار شده است؛ آن هم در شرایطی که ریاض ملتمسانه از واشنگتن درخواست مداخله مستقیم هوایی دارد و همزمان دست به دامن کشورهایی، چون پاکستان و چین شده است تا شاید بتوانند به این جنگ خانمانسوز برای عربستان پایان دهند.
اگرچه تهدیداتی نظیر تلاش آمریکا برای بینالمللی کردن مسئله بابالمندب یا شکلگیری ائتلافهای شکننده جدید وجود دارد، اما فرصتهای نوظهور بسیار بزرگترند: افزایش عمق راهبردی محور مقاومت در دریای سرخ، کاهش فشار محاصره بر ایران، تنفس نظامی برای حزبالله لبنان و در نهایت، کنترل کامل بر شاهراه انرژی جهان.
واقعیت روی زمین ساده، اما بسیار راهبردی است: یمن از یک جنگ فرسایشی عبور کرده و امروز، بازیگر قدرتمند و بدون منازعهای است که شروط پایان نبرد را بر تمام دشمنان و متخاصمان خود دیکته میکند.