- گادی آیزنکوت: تغییر حکومت در ایران هدف درستی برای جنگ نیست؛ نتانیاهو درباره بمب اتمی ایران دروغ میگوید!
- مردم برزیل به حامی سرسخت ترامپ رأی ندادند
- دستگیری بیش از ۱۴۰۰ معترض در فرانسه
- بیانیه مطبوعاتی نشست چهارجانبه ایران، پاکستان، ترکیه، عربستان درباره امنیت و ثبات منطقهای
- شانس نتانیاهو برای باقی ماندن در سمت نخستوزیری اسرائیل
- رضا شاه روحت شاد؟!
- تصویری از آخرین حضور رهبر شهید انقلاب در مراسم عزاداری شهادت حضرت فاطمه زهرا (س) در حسینیه امام خمینی (ره)
- اکونومیست: درصد رأیدهندگان آمریکایی که معتقدند اعزام نیروهای نظامی برای جنگ در موارد زیر اشتباه بوده است
- زلنسکی برای گرفتن پدافند به قدرت موشکی ایران اعتراف کرد
- آیا بمب اتمی خواهیم ساخت؟!
- سردار جوانی: بحرانهای غرب تازه با پیامدهای جنگ علیه ایران روبهرو شدهاند
- لیست سیاه تنگه هرمز ۱۲۲ تایی شد
- پاریس در آتش!
- المیادین: تنگه هرمز زیر سلطه ایران؛ سلاحهای جدید در راه و برخورد قاطع با کشتیهای متخلف
- دبیرکل کتائب سیدالشهدای عراق: ایران با تهدید واقعی مواجه شود، قطعاً وارد جنگ میشویم
فرصتها و موانع
سفرهای جداگانه نواف سلام، نخستوزیر لبنان، و جوزف عون، رئیسجمهور این کشور، به ترکیه در ژوئیه ۲۰۲۶ (تیر تا مرداد ۱۴۰۵)، نقطه عطفی در روابط دوجانبه محسوب میشود؛ روابطی که پیش از این در سطح کنونی سابقه نداشته است.
دیپلماسی پرشتاب و معنای آن
نخستین سفر رسمی یک رئیسجمهور لبنان به ترکیه در ۱۷ سال اخیر، خود گویای عمق تغییر رویکرد بیروت است. جوزف عون در این سفر، همکاری و هماهنگی با ترکیه را «یک ضرورت استراتژیک، نه یک ترجیح موقت» توصیف کرد؛ عبارتی که بهروشنی چارچوب فکری جدید رهبری لبنان را بازتاب میدهد. در همین چارچوب، نواف سلام در سفر پیشین خود به استانبول، بر لزوم ارتقای روابط دوجانبه به «سطح شراکت استراتژیک» تأکید کرده بود. آنچه این دیپلماسی را از تعارفات معمول دیپلماتیک متمایز میکند، فاصله زمانی کمتر از سه هفته میان دو سفر و سطح بالای هیئتهای اعزامی است که نشاندهنده اجماع نسبی نخبگان حاکم لبنان بر ضرورت این چرخش است.
امنیت، محور اصلی همکاری
حساسترین و در عین حال مهمترین بُعد این روابط، همکاری امنیتی و نظامی است. با نزدیکشدن به پایان مأموریت یونیفل در ۳۱ دسامبر ۲۰۲۶ (۱۰ دی ۱۴۰۵)، ترکیه رسماً اعلام کرده است که خواهان مشارکت در هر ابتکار بینالمللی برای تأمین امنیت جنوب لبنان پس از خروج نیروهای سازمان ملل است. اردوغان در نشست خبری مشترک با عون در آنکارا تصریح کرد: «ترکیه میخواهد در تمامی طرحهایی که برای حمایت از امنیت منطقه و تضمین حاکمیت لبنان پس از خروج نیروی بینالمللی فعلی اجرا خواهد شد، مشارکت داشته باشد.»
این موضع ترکیه در شرایطی مطرح میشود که بیروت با کاهش کمکهای امنیتی واشنگتن مواجه شده و به دنبال جایگزینی برای تأمین تسلیحات ارتش خود است. گزارشها حاکی از آن است که ترکیه آمادگی دارد تجهیزات نظامی پیشرفتهای در اختیار ارتش لبنان قرار دهد و حتی در حل مسئله سلاح حزبالله ایفای نقش کند. ترکیه همچنین متعهد شده است که آموزش و پشتیبانی فنی از ارتش لبنان را ادامه دهد و در بازسازی جنوب این کشور مشارکت کند.
نکته قابلتوجه آن است که مشارکت بالقوه ترکیه در ترتیبات امنیتی آینده لبنان با مخالفت شدید اسرائیل روبهرو خواهد شد. اسرائیل پیشتر توانسته بود مانع از حضور ترکیه در نیروی حافظ صلح غزه شود، اما در لبنان ــ که اسرائیل کنترل کامل خاک آن را در دست ندارد ــ تحقق این مخالفت دشوارتر خواهد بود. بااینحال، سرنوشت نهایی این موضوع به مذاکرات لبنان و اسرائیل و همچنین موضع واشنگتن بستگی دارد.
اقتصاد و انرژی، ستون دوم شراکت
در بُعد اقتصادی، توافقهای ژوئیه ۲۰۲۶ (خرداد ۱۴۰۵) در استانبول زمینههای گستردهای برای همکاری گشوده است. یکی از محورهای اصلی، اتصال برق سهکشوری ترکیه–سوریه–لبنان است که میتواند به تنوعبخشی به منابع انرژی لبنان و اتصال مجدد سیستم انرژی این کشور به شبکههای منطقهای کمک کند. در سپتامبر ۲۰۲۶ (شهریور ۱۴۰۵)، وزرای انرژی دو کشور در استانبول دیدار کردند و درباره تقویت همکاری در زمینه برق، نفت و گاز طبیعی و همچنین انتقال تجربیات ترکیه در بخش انرژی به لبنان گفتوگو کردند. طرف ترک آمادگی خود را برای سرمایهگذاری در انرژی خورشیدی، اکتشاف در بلوکهای لبنانی و اتصال برق اعلام کرده است.
در حوزه تجارت و حملونقل نیز دو طرف توافق کردهاند مسیر موافقتنامه تجارت آزاد دوجانبه را احیا کنند و زیرساختهای ریلی، از جمله خط طرابلس–حمص و بیروت–دمشق، را توسعه دهند. شرکتهای ساختمانی ترکیهای نیز علاقه فزایندهای به مشارکت در پروژههای بازسازی جنوب لبنان، بهویژه در زمینه ساخت خانههای پیشساخته و بازسازی زیرساختهای آسیبدیده، نشان دادهاند.
متغیر سوریه و نقش میانجیگری
تحولات سوریه و استقرار دولت جدید در دمشق که روابط نزدیکی با آنکارا دارد، محیط استراتژیک پیرامون لبنان را دگرگون کرده است. برای نخستین بار در دهههای گذشته، سوریه دیگر سدی میان نفوذ ترکیه و لبنان نیست، بلکه به فضایی تبدیل شده است که میتواند دو کشور را از نظر اقتصادی، سیاسی و امنیتی به یکدیگر پیوند دهد. ترکیه از این موقعیت برای ایفای نقش میانجیگری میان حزبالله و دولت جدید سوریه استفاده کرده است؛ رویکردی که بر منطق امنیتی بههمپیوسته استوار است: «امنیت سوریه ضامن امنیت لبنان است و امنیت ترکیه به امنیت سوریه گره خورده است.»
اردوغان نیز در دیدار با عون بر تقویت گفتوگو میان لبنان و سوریه تأکید کرد و آن را «به نفع هر دو کشور» دانست. این رویکرد ترکیه در قبال لبنان، ضمن تثبیت نفوذ آنکارا، احتمال پیوستن بیروت به محور آنکارا–دمشق را در معادلات جدید منطقهای تقویت میکند و در مقابل، نگرانیهای اسرائیل را از گسترش نفوذ ترکیه در همسایگی شمالی خود افزایش میدهد.
منافع و محاسبات آنکارا
از دیدگاه ترکیه، تحول موازنهها در فلسطین، تغییر ساختار قدرت در دمشق و ضرورت مهار تجاوز و توسعهطلبی اسرائیل، انتقال روابط با لبنان به مرحلهای جدید را ضروری ساخته است. اگرچه آنکارا در گذشته سیاست محدودتری در قبال بیروت اتخاذ کرده بود تا از درگیرشدن در جنگ قدرت لبنان اجتناب کند، پویاییهای پس از ۷ اکتبر و بهویژه پس از سقوط اسد، این رویکرد را ناکافی ساخته است. ترکیه همچنین نگران آن است که اسرائیل تلاش کند لبنان را به رقابت منطقهای خود با آنکارا بکشاند؛ سناریویی که آنکارا به هیچ قیمتی حاضر به پذیرش آن نیست.
نتیجهگیری
روابط ترکیه و لبنان در سال ۲۰۲۶ از مرحله «همسایگی محتاطانه» عبور کرده و با تلاش دو طرف، بهویژه ترکیه، در حال تبدیلشدن به شراکتی استراتژیک با ابعاد امنیتی، اقتصادی و انرژی است. این چرخش، محصول همزمانی چند عامل است: بحران اقتصادی و امنیتی لبنان، کاهش اعتماد بیروت به واشنگتن، تحول ساختار قدرت در سوریه و جاهطلبیهای منطقهای ترکیه.
بااینحال، تحقق کامل این شراکت با موانعی روبهروست: مخالفت اسرائیل با حضور ترکیه در ترتیبات امنیتی جنوب لبنان، شکنندگی داخلی لبنان و رقابتهای منطقهای، بهویژه با عربستان سعودی، که سیاست «محاصره سیاسی و مالی» علیه بیروت را تشدید کرده است. آنچه مسلم است، این است که لبنان دیگر نمیتواند ترکیه را نادیده بگیرد و ترکیه نیز لبنان را بهمثابه بخشی جداییناپذیر از امنیت ملی خود مینگرد؛ معادلهای که آینده ژئوپلیتیک شرق مدیترانه را بازتعریف خواهد کرد.