۰۴:۲۶
۱۴۰۵/۰۷/۲۷
واشنگتن در انتظار تسلیم؛

تهران در آزمون تاب‌آوری

55
منازعه تهران و واشنگتن از «رقابت بر سر توان» به «رقابت بر سر محاسبه» راهبردی منتقل شده است؛ جایی که معیار پیروزی، نه صرفاً تحمیل هزینه، بلکه توان جذب فشار و تغییر محاسبات طرف مقابل است. آمریکا با تشدید فشارهای اقتصادی و تحریمی می‌کوشد هزینه مقاومت را برای ایران افزایش دهد و تهران را به تغییر رفتار منطقه‌ای، هسته‌ای و امنیتی وادار کند. اما نقطه‌ضعف این راهبرد، فرضی اثبات‌نشده است: اینکه فشار اقتصادی الزاماً به فروپاشی، نارضایتی اجتماعی الزاماً به بحران سیاسی و بحران سیاسی الزاماً به تسلیم راهبردی منجر می‌شود.
نویسنده :
دکتر مرتضی امیری نژاد
کد خبر:
۴۰۸۰

تاب‌آوری بالا در برابر تحریم‌های زیاد

تاب‌آوری اقتصاد به معنای نبود فشار نیست، بلکه به معنای توانایی یک اقتصاد برای ادامه کارکرد‌های اصلی خود در شرایط فشار است. دهه‌ها تحریم، ظرفیت‌هایی برای سازگاری اقتصادی، توسعه برخی تولیدات داخلی، تغییر مسیر‌های تجاری و ایجاد شبکه‌های جایگزین مالی به وجود آورده است.

این ظرفیت‌ها به معنای مصونیت اقتصاد نیست؛ تورم، کاهش قدرت خرید و فشار بر معیشت مردم، واقعیت‌هایی جدی‌اند که نمی‌توان با ادبیات مقاومت نادیده گرفت. بنابراین، اگر محاسبه واشنگتن بر این فرض استوار باشد که «فشار اقتصادی مساوی با فروپاشی اقتصادی و فروپاشی اقتصادی مساوی با تغییر رفتار سیاسی» است، این زنجیره از نظر تحلیلی به این سادگی قابل اثبات نیست.

حلقه مفقوده محاسبات آمریکا؛ از نارضایتی اجتماعی تا تغییر اراده سیاسی

خطای اصلی واشنگتن، یکی دانستن نارضایتی اجتماعی با تغییر اراده سیاسی است. نارضایتی ناشی از فشار اقتصادی می‌تواند سرمایه اجتماعی را فرسوده کند، اما در شرایطی، تهدید خارجی حتی می‌تواند به تقویت چسبندگی اجتماعی و همبستگی ملی و افزایش هزینه محاسباتی دشمن منجر شود.

بنابراین، انکار فشار خطای محاسباتی خواهد بود، اما خطای مقابل نیز ممکن است خطرناک باشد: تصور اینکه هر سطحی از فشار، در نقطه‌ای معین، الزاماً به تسلیم سیاسی منتهی خواهد شد.

تاب‌آوری ایران دقیقاً در فاصله میان این دو واقعیت قرار دارد: اقتصاد ایران شکننده‌تر شده، اما الزاماً فرو نپاشیده است.

میدان واقعی تقابل تهران و واشنگتن؛ راهبرد فشار در برابر راهبرد تاب‌آوری

بنابراین، رقابت واقعی میان تهران و واشنگتن بر سر این نیست که کدام طرف می‌تواند «بیشتر فشار بیاورد»؛ مسئله این است که کدام طرف می‌تواند فشار را بهتر جذب کند و در عین حال، محاسبه طرف مقابل را تغییر دهد.

در این میان، تاب‌آوری اقتصادی ایران نه به معنای انکار بحران، بلکه به معنای توانایی عبور از بحران بدون تبدیل آن به فروپاشی سیاسی است. اگر واشنگتن در این محاسبه، ظرفیت سازگاری اقتصاد ایران را کمتر از واقع برآورد کرده باشد، فشار بیشتر الزاماً نتیجه مطلوب‌تری تولید نمی‌کند. اگر تهران نیز عمق فشار اقتصادی را کمتر از واقع برآورد کند، تاب‌آوری می‌تواند از یک مزیت راهبردی به یک توهم پرهزینه تبدیل شود.

جمع‌بندی راهبردی

میدان اصلی تقابل تهران و واشنگتن، رقابت بر سر بیشترین میزان فشار نیست؛ رقابت بر سر این است که کدام طرف می‌تواند فشار را بهتر مدیریت کند و محاسبات طرف مقابل را تغییر دهد.

اگر واشنگتن تصور کند هر میزان فشار، سرانجام ایران را به تسلیم وادار خواهد کرد، ممکن است با طولانی‌تر شدن تقابل و افزایش هزینه‌های خود مواجه شود.

نتیجه روشن است: آزمون نهایی ایران، تبدیل مقاومت به کارآمدی اقتصادی و حفظ اعتماد عمومی است و آزمون آمریکا، اثبات این ادعاست که فشار اقتصادی واقعاً می‌تواند اراده راهبردی تهران را تغییر دهد. پرسش تعیین‌کننده این نیست که تحریم هزینه دارد یا نه، بلکه این است که آیا واشنگتن نقطه تبدیل فشار به امتیاز سیاسی را درست شناسایی کرده است؟

گزارش خطا
captcha
آخرین اخبار
واشنگتن در انتظار تسلیم؛
تهران در آزمون تاب‌آوری
معادله دشوار ترکیه در یمن؛
حمایت از عربستان بدون تقابل با ایران
حملات انصارالله به فرودگاه‌های عربستان سعودی؛
ابزار فشار یا مقدمه تشدید درگیری؟
ترکیه و لبنان در مسیر شراکت استراتژیک؛
فرصت‌ها و موانع
از وعده توقف حملات تا آماده‌سازی گزینه نظامی؛
پشت‌پرده محاسبات ترامپ درباره ایران
فرار بمب‌افکن‌های آمریکایی از فیرفورد؛
رسوایی جدید برای ترامپیست‌ها!
از صعده تا باب‌المندب؛
روایت صعود قدرت نظامی انصارالله
جایگاه امارات در نظم نوظهور؛
قطب مستقل یا ضلع آسیب‌پذیر محور ضدایرانی
اعتراضات دانش‌آموزی در فرانسه؛
واکاوی آنچه الیزه نمی‌گوید!
عراق پس از پایان حضور نظامی آمریکا؛
چالش‌های عراق در مرحله پساخروج