۰۰:۳۴
۱۴۰۵/۰۸/۰۱
بحران در پاریس، معامله در خلیج فارس؛

مأموریت دوگانه مکرون

ی
امانوئل مکرون در اوج ناآرامی‌های داخلی و برقراری منع آمدوشد در پاریس، به کویت، امارات، بحرین، قطر و عربستان سعودی سفر کرد تا با قراردادهای اضطراری سوخت و نمایش نقش جهانی، بحران مشروعیت را به تعویق بیندازد. این سفر معامله‌ای میان مشروعیت داخلی و بیرونی است، اما وابستگی فرانسه به تنگه هرمز را تثبیت می‌کند و درمان را از همان منبع بیماری می‌جوید.
نویسنده :
حسین نجفی کارشناس مسائل بین الملل
کد خبر:
۴۰۸۷

تصمیم امانوئل مکرون برای ترک پاریس در اوج آشوب داخلی و سفر به کویت، امارات، بحرین، قطر و سپس ریاض را نمی‌توان در چارچوب دیپلماسی معمول تحلیل کرد. این سفر معامله‌ای میان مشروعیت داخلی و مشروعیت بیرونی است؛ معامله‌ای که در آن، رئیس‌جمهور فرانسه می‌کوشد با خرید سوخت و ساختن تصویر رهبری فعال در صحنه جهانی، بحران مشروعیت در پاریس را به تعویق بیندازد. این سفر نه جایگزین مدیریت بحران داخلی است و نه صرفاً فرار از آن، بلکه بخشی از همان مدیریت است؛ با این تفاوت که ابزار آن، نه مذاکره با معترضان، بلکه بازار‌های انرژی خلیج فارس و پایتخت‌های عربی است.

در حوزه انرژی، دستاورد سفر در نگاه اول محسوس می‌نماید، اما در عمق، مسکّنی کوتاه‌مدت است. تعهدات ماهانه حدود دویست‌ونودوپنج هزار تن نفت‌گاز، تنها کمی بیش از ده درصد مصرف معمول فرانسه را پوشش می‌دهد. این عدد نه راه‌حل بحران سوخت است و نه پاسخی به کمبود ساختاری، بلکه بیانیه‌ای سیاسی است که نشان می‌دهد پاریس می‌تواند جریان سوخت را، دست‌کم به‌طور نمادین، تضمین کند. نکته حیاتی آن است که اجرای این قرارداد‌ها از مسیر شرکت‌های بزرگ انرژی فرانسه می‌گذرد و مدیرعامل یکی از شرکت‌های بزرگ انرژی فرانسه نیز در این سفر، رئیس‌جمهور را همراهی می‌کند. دولت فرانسه در این سازوکار، نه در جایگاه تنظیم‌گر بی‌طرف، بلکه در نقش کارگزار شرکت‌های انرژی خود ظاهر می‌شود. نتیجه متناقض آن است که مکرون برای آرام کردن خیابانی که از قیمت سوخت به جوش آمده، وابستگی ساختاری فرانسه به همان منطقه‌ای را تثبیت می‌کند که جنگ در آن، محرک اصلی بحران است. به بیان دیگر، درمان بیماری با همان عواملی انجام می‌شود که بیماری را پدید آورده‌اند.

در سطح امنیتی، سفر از مرز همبستگی راهبردی فراتر می‌رود و فرانسه را به مشارکت غیرمستقیم در منازعه نزدیک می‌کند. فرانسه پیش از این سفر، نیروها، سامانه ردیابی و تجهیزات پدافندی به بندر ینبع در ساحل دریای سرخ عربستان اعزام کرده است تا از پایانه نفتی حیاتی آن کشور در برابر حملات حوثی‌ها محافظت کند. در امارات نیز چارچوب مشارکت راهبردی دفاعی امضا شده و همکاری در برنامه جنگنده فرانسوی احیا شده است؛ طرحی که امارات ممکن است بین سه‌ونیم تا پنج میلیارد یورو در آن سرمایه‌گذاری کند.

مرز میان همبستگی و مشارکت غیرمستقیم در منازعه، در عمل مبهم است. هنگامی که نظامیان فرانسوی از زیرساخت نفتی کشوری در منطقه جنگی محافظت می‌کنند، پاسخ به حمله به آن زیرساخت، عملاً به معنای مواجهه با نیرو‌های فرانسوی نیز خواهد بود. فرانسه با عربستان پیمان دفاع مشترک ندارد، اما حضور نظامی و سرمایه‌گذاری دفاعی در امارات، این کشور را به ذی‌نفعی ساختاری در پایداری یا فروپاشی نظم امنیتی خلیج فارس تبدیل می‌کند. این وضعیت، سفر را از یک ابتکار دیپلماتیک به ریسکی راهبردی و انتخاباتی بدل می‌کند؛ زیرا رقبای داخلی مکرون بر همین نقطه تمرکز می‌کنند که فرانسه، بی‌آنکه تعهد متقابل پیمانی داشته باشد، خود را در معرض خطر جنگ با ایران قرار می‌دهد.

در حوزه دیپلماسی هسته‌ای، نقش‌آفرینی فرانسه بیشتر اجاره‌ای است تا واقعی. قطر هم میزبان مذاکرات غیرمستقیم است و هم شریک انرژی فرانسه و مکرون می‌کوشد از این موقعیت برای حفظ پاریس به‌عنوان یک کانال ارتباطی استفاده کند. اما پاریس اهرم مستقیمی بر تهران یا واشنگتن ندارد و نفوذ واقعی آن به هماهنگی با متحدان اروپایی و آمریکا وابسته است. ساختار انگیزشی این نقش‌آفرینی نیز متناقض است؛ زیرا صلح در خلیج فارس، میانجی‌گری فرانسه را کم‌مصرف می‌کند و تشدید تنش، آن را حیاتی نگه می‌دارد. به بیان دیگر، فرانسه از تداوم بحران منتفع می‌شود، هرچند توان شکل‌دهی به نتیجه آن را ندارد.

در سطح داخلی، سفر را باید در سایه انتخابات آینده و سقوط محبوبیت رئیس‌جمهور به پانزده درصد تحلیل کرد. مکرون با ترک پاریس در اوج خشونت خیابانی، خلأ اقتدار را نمی‌پوشاند، بلکه آن را در معرض دید رسانه‌ها قرار می‌دهد. اثر وحدت ملی در شرایط بحرانی، در انتخاباتی که اپوزیسیون روایت‌گر اصلی آن است، ضعیف عمل می‌کند و سفر، به‌جای تقویت وحدت ملی، به ماده خامی برای حملات سیاسی تبدیل می‌شود. دستاورد انرژی، حتی اگر قیمت سوخت را کمی کاهش دهد، اعتماد ازدست‌رفته را بازنمی‌گرداند.

سخن پایانی

سفر مکرون به کشور‌های حاشیه خلیج فارس را باید مدیریت تناقض دانست، نه حل بحران. فرانسه هم‌زمان با دو فشار متقابل روبه‌روست. از یک سو، مشروعیت ریاست‌جمهوری به پایین‌ترین سطح تاریخی رسیده و ناآرامی‌های خیابانی، دولت را ناچار به برقراری منع آمدوشد کرده است. از سوی دیگر، وابستگی حیاتی به سوخت و امنیت کشتیرانی در تنگه هرمز وجود دارد که جنگ با ایران، آن را به ریسکی فوری تبدیل کرده است.

مکرون توانست تعهدات مشخصی برای تأمین نفت‌گاز و گاز طبیعی مایع به دست آورد، چارچوب دفاعی با امارات را پیش ببرد و کانال گفت‌و‌گو با قطر درباره ایران را فعال نگه دارد؛ اما این دستاورد‌ها مسکّنی بیش نیستند. وابستگی ساختاری فرانسه به تنگه هرمز، بحران مشروعیت داخلی و ناتوانی پاریس در ارائه راهبردی مستقل برای امنیت خلیج فارس، پرسش‌هایی هستند که با بازگشت مکرون به پاریس، بار دیگر از پشت تیتر‌های خبری سفر بیرون می‌آیند.

برای جمهوری اسلامی ایران، این سفر پیامی روشن دارد: فرانسه در شرایط ضعف داخلی به دنبال نقش‌آفرینی در ترتیبات امنیتی منطقه است، اما ابزار‌های واقعی آن بیش از هر چیز به هماهنگی با واشنگتن و بازار‌های انرژی وابسته‌اند، نه به توانایی مستقل پاریس در شکل‌دهی به توازن قدرت در خلیج فارس.

گزارش خطا
captcha
آخرین اخبار
واشنگتن در انتظار تسلیم؛
تهران در آزمون تاب‌آوری
معادله دشوار ترکیه در یمن؛
حمایت از عربستان بدون تقابل با ایران
حملات انصارالله به فرودگاه‌های عربستان سعودی؛
ابزار فشار یا مقدمه تشدید درگیری؟
ترکیه و لبنان در مسیر شراکت استراتژیک؛
فرصت‌ها و موانع
از وعده توقف حملات تا آماده‌سازی گزینه نظامی؛
پشت‌پرده محاسبات ترامپ درباره ایران
فرار بمب‌افکن‌های آمریکایی از فیرفورد؛
رسوایی جدید برای ترامپیست‌ها!
از صعده تا باب‌المندب؛
روایت صعود قدرت نظامی انصارالله
جایگاه امارات در نظم نوظهور؛
قطب مستقل یا ضلع آسیب‌پذیر محور ضدایرانی
اعتراضات دانش‌آموزی در فرانسه؛
واکاوی آنچه الیزه نمی‌گوید!
عراق پس از پایان حضور نظامی آمریکا؛
چالش‌های عراق در مرحله پساخروج