- گادی آیزنکوت: تغییر حکومت در ایران هدف درستی برای جنگ نیست؛ نتانیاهو درباره بمب اتمی ایران دروغ میگوید!
- مردم برزیل به حامی سرسخت ترامپ رأی ندادند
- دستگیری بیش از ۱۴۰۰ معترض در فرانسه
- بیانیه مطبوعاتی نشست چهارجانبه ایران، پاکستان، ترکیه، عربستان درباره امنیت و ثبات منطقهای
- شانس نتانیاهو برای باقی ماندن در سمت نخستوزیری اسرائیل
- رضا شاه روحت شاد؟!
- تصویری از آخرین حضور رهبر شهید انقلاب در مراسم عزاداری شهادت حضرت فاطمه زهرا (س) در حسینیه امام خمینی (ره)
- اکونومیست: درصد رأیدهندگان آمریکایی که معتقدند اعزام نیروهای نظامی برای جنگ در موارد زیر اشتباه بوده است
- زلنسکی برای گرفتن پدافند به قدرت موشکی ایران اعتراف کرد
- آیا بمب اتمی خواهیم ساخت؟!
- سردار جوانی: بحرانهای غرب تازه با پیامدهای جنگ علیه ایران روبهرو شدهاند
- لیست سیاه تنگه هرمز ۱۲۲ تایی شد
- پاریس در آتش!
- المیادین: تنگه هرمز زیر سلطه ایران؛ سلاحهای جدید در راه و برخورد قاطع با کشتیهای متخلف
- دبیرکل کتائب سیدالشهدای عراق: ایران با تهدید واقعی مواجه شود، قطعاً وارد جنگ میشویم
محاسبات انتخاباتی ترامپ و نتانیاهو
در شرایط کنونی، به نظر میرسد سرنوشت منطقه غرب آسیا به دو رویداد انتخاباتی با فاصله یک هفته از یکدیگر گره خورده است. رویداد نخست، انتخابات پارلمانی رژیم صهیونیستی است که قرار است در ۲۷ اکتبر برگزار شود. اکثر نظرسنجیها در داخل اسرائیل نشان میدهند که این انتخابات احتمالاً به تشکیل دولتی بهجز دولت بنیامین نتانیاهو، که بیش از ۲۰ سال بر سیاست اسرائیل تسلط داشته است، منجر خواهد شد و بدین ترتیب، دوران این سیاستمدار افراطی برای همیشه پایان خواهد یافت.
رویداد دیگر در ایالات متحده رخ خواهد داد؛ جایی که انتخابات میاندورهای کنگره در ۳ نوامبر برگزار میشود. نظرسنجیهای داخل آمریکا حاکی از آن است که این انتخابات به احتمال زیاد به از دست رفتن اکثریت حزب جمهوریخواه، نهتنها در مجلس نمایندگان، بلکه در مجلس سنا نیز منجر خواهد شد. این امر میتواند توانایی دونالد ترامپ را برای ابتکار عمل و اقدام، بهویژه در امور مربوط به سیاست خارجی، تا حد زیادی تضعیف کند.
این دو رویداد ارتباط نزدیکی با تحولات منطقه، بهویژه تحولات مربوط به جنگ اسرائیل و آمریکا علیه جمهوری اسلامی ایران دارند. این جنگ بیش از یک سال است که در جریان است، اما با وجود آرامش نسبی، هنوز به پایان نرسیده و ازسرگیری جنگ میان طرفهای درگیر در هر لحظه دور از ذهن نیست.
اظهارات اخیر نتانیاهو بهوضوح نشان میدهد که تغییر نظام در ایران، هدف اصلی این جنگ بوده و هست و او، صرفنظر از دشواریها، حتی اگر به معنای جنگیدن در دور بعدی درگیری بهتنهایی و بدون مشارکت ایالات متحده باشد، این هدف را دنبال خواهد کرد. از آنجا که اظهارات ترامپ در حمایت از نتانیاهو همچنان ادامه دارد، این احتمال وجود دارد که دور بعدی جنگ علیه ایران، مانند دورهای قبلی، عملیاتی مشترک از سوی ایالات متحده و اسرائیل باشد. از سوی دیگر، با وجود اصرار ترامپ بر ادامه مذاکرات غیرمستقیم با ایران، او تمایلی به مصالحه نشان نداده و همچنان بر تسلیم بیقیدوشرط ایران اصرار دارد.
ترامپ در اظهارات تازه خود، علناً جانبداریاش از نتانیاهو در انتخابات آینده اسرائیل را اعلام کرد و ابراز امیدواری کرد که این انتخابات به تشکیل دولت جدید اسرائیل تحت رهبری او منجر شود. شایان ذکر است که تاکنون هیچ رئیسجمهوری در آمریکا چنین موضعی را که به دور از تدابیر متعارف دیپلماتیک و سیاسی است، اتخاذ نکرده است.
از این منظر، برخی ناظران بر این باورند که تصمیم برای ازسرگیری جنگ علیه ایران ممکن است از قبل گرفته شده باشد. در واقع، ترامپ میخواهد تأکید کند که این جنگ، جنگ اوست، نه جنگ نتانیاهو؛ اما ترجیح میدهد نتانیاهو ریاست دولت بعدی اسرائیل را بر عهده داشته باشد تا به زعم او، مأموریتی را که با یکدیگر آغاز کردهاند، تکمیل کنند.
ترامپ بارها از عبارت «من هرگز به ایران اجازه نخواهم داد سلاح هستهای داشته باشد» استفاده کرده است؛ عبارتی که هدف از آن، پنهان کردن نیات واقعی اوست. اگر این هدف، خواسته واقعی او بود، میتوانست بدون توسل به جنگ به آن دست یابد. ایران عضو پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای است؛ پیمانی که به آژانس بینالمللی انرژی اتمی اجازه میدهد بازرسان و کارشناسانی را برای نظارت مستمر و منظم بر تأسیسات هستهای ایران اعزام کند و از این طریق، ماهیت صلحآمیز برنامه هستهای این کشور را تضمین کند.
بااینحال، ایالات متحده و بهویژه اسرائیل، همچنان نهتنها بر برچیدن کامل برنامه هستهای ایران، بلکه بر محدود کردن برنامه موشکی آن و اعمال محدودیتها و کنترلهایی بر روابط ایران با محور مقاومت در منطقه نیز اصرار دارند. این موضوعی است که ایران نمیتواند بپذیرد، مگر آنکه توافقی جامع برای حلوفصل همه بحرانهای منطقه شکل گیرد؛ توافقی که پایان اشغال غزه، کرانه باختری، جنوب لبنان و سرزمینهای اشغالی سوریه توسط اسرائیل را تضمین کند و در عین حال، به ایجاد ساختاری مؤثر برای امنیت جمعی منطقهای بینجامد؛ ساختاری که احترام به استقلال و حاکمیت همه کشورها و مردم منطقه را مطابق با قوانین، تعهدات و حقوق برابر تضمین کند.
قطعاً آمریکا و اسرائیل چنین توافقی را برنمیتابند. ازاینرو، برخی این احتمال را رد نمیکنند که نتانیاهو ممکن است عمداً چنین جنگی را درست پیش از انتخابات برنامهریزیشده اسرائیل آغاز کند؛ بهویژه اگر احساس کند نتایج مورد انتظار ممکن است مانع از تشکیل دولت بعدی او شود و چهبسا به فعال شدن پروندههای قضایی و زندانی شدنش بینجامد. از آنجا که آغاز جنگ، بهلحاظ قانونی، به او اجازه میدهد وضعیت اضطراری اعلام کند که روند انتخابات را بهطور خودکار به حالت تعلیق درمیآورد، نتانیاهو ممکن است ادعا کند ایران در حال برنامهریزی برای حملهای پیشگیرانه بوده است تا آغاز ناگهانی جنگ علیه ایران را توجیه کند.
در مقابل، ترامپ تمایل چندانی به آغاز جنگ پیش از انتخابات میاندورهای آمریکا ندارد؛ زیرا از افزایش قیمت انرژی و تأثیر منفی آن بر نتایج انتخابات نگران است. بنابراین، اگر نتانیاهو بر همراهی آمریکا در جنگ علیه ایران اصرار داشته باشد، ممکن است مطابق خواسته ترامپ و با هماهنگی او، به تعویق انداختن جنگ تا پس از انتخابات آمریکا را بپذیرد.
حتی اگر ائتلاف تحت رهبری نتانیاهو آرای کافی به دست نیاورد و نتواند کرسیهای لازم را در کنست برای تشکیل دولت کسب کند، هیچچیز مانع از آن نمیشود که او در دوره انتقالی، که ممکن است هفتهها یا حتی ماهها به طول بینجامد، جنگی را آغاز کند؛ بهویژه آنکه مشارکت ترامپ در این جنگ را تضمین خواهد کرد.
اگر این نتیجهگیری درست باشد و جنگ علیه ایران از سر گرفته شود، صرفنظر از اینکه این اتفاق پیش یا پس از انتخابات اسرائیل یا آمریکا رخ دهد، جنگ جدید مانند جنگهای قبلی نخواهد بود. بنابراین، بعید نیست که این درگیری بهسرعت به جنگی منطقهای، شدید و فراگیر تبدیل شود؛ بهویژه آنکه این جنگ پس از تحولات چشمگیری شعلهور خواهد شد که منطقه اخیراً شاهد آن بوده است. مهمترین این تحولات عبارتاند از: ورود مجدد انصارالله به جنگ علیه عربستان سعودی، اعلام ائتلاف مکه با مشارکت عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان، و اعلام عبدالفتاح السیسی، رئیسجمهور مصر، مبنی بر تصمیم این کشور برای تأمین نیازهای نظامی عربستان سعودی با هدف دفاع از خود و تأیید این تصمیم از سوی شورای دفاع مصر.
اگر اسرائیل و ایالات متحده تصمیم به آغاز جنگی جدید علیه ایران بگیرند، قطعاً ایران به پایگاههای نظامی و منافع آمریکا در کشورهای خلیج فارس، از جمله عربستان سعودی، حمله خواهد کرد. همزمان، موشکها و پهپادهای انصارالله نیز به سمت عربستان شلیک خواهند شد و مقاومت یمن در بستن تنگه بابالمندب تردید نخواهد کرد. پاکستان، ترکیه و مصر نیز ممکن است به بهانه دفاع از عربستان سعودی و حفاظت از کشتیرانی بینالمللی، برای مشارکت در جنگ علیه ایران و انصارالله وارد عمل شوند.
این دقیقاً همان چیزی است که اسرائیل و ایالات متحده به دنبال آن هستند؛ یعنی کشاندن کشورهای منطقه به جنگ تجاوزکارانه خود علیه ایران؛ جنگی که ناگزیر به شعلهور شدن منطقه منجر خواهد شد و راه را برای نفوذ و سلطه اسرائیل هموار خواهد کرد.
بااینحال، نتیجه جنگ لزوماً مطابق اهداف و خواستههای واشنگتن و تلآویو پیش نخواهد رفت و ایران و محور مقاومت با پاسخهای خود، که طبعاً با واکنشهایشان در جنگ قبلی متفاوت خواهد بود، معادلات را به زیان متجاوزان و به نفع محور مقاومت تغییر خواهند داد.