- گادی آیزنکوت: تغییر حکومت در ایران هدف درستی برای جنگ نیست؛ نتانیاهو درباره بمب اتمی ایران دروغ میگوید!
- مردم برزیل به حامی سرسخت ترامپ رأی ندادند
- دستگیری بیش از ۱۴۰۰ معترض در فرانسه
- بیانیه مطبوعاتی نشست چهارجانبه ایران، پاکستان، ترکیه، عربستان درباره امنیت و ثبات منطقهای
- شانس نتانیاهو برای باقی ماندن در سمت نخستوزیری اسرائیل
- رضا شاه روحت شاد؟!
- تصویری از آخرین حضور رهبر شهید انقلاب در مراسم عزاداری شهادت حضرت فاطمه زهرا (س) در حسینیه امام خمینی (ره)
- اکونومیست: درصد رأیدهندگان آمریکایی که معتقدند اعزام نیروهای نظامی برای جنگ در موارد زیر اشتباه بوده است
- زلنسکی برای گرفتن پدافند به قدرت موشکی ایران اعتراف کرد
- آیا بمب اتمی خواهیم ساخت؟!
- سردار جوانی: بحرانهای غرب تازه با پیامدهای جنگ علیه ایران روبهرو شدهاند
- لیست سیاه تنگه هرمز ۱۲۲ تایی شد
- پاریس در آتش!
- المیادین: تنگه هرمز زیر سلطه ایران؛ سلاحهای جدید در راه و برخورد قاطع با کشتیهای متخلف
- دبیرکل کتائب سیدالشهدای عراق: ایران با تهدید واقعی مواجه شود، قطعاً وارد جنگ میشویم
تحلیل بررسی نظام انتخاباتی رژیم صهیونیستی
بررسی نظام انتخاباتی رژیم صهیونیستی و آرایش احزاب این کشور برای ما اهمیتی فراتر از یک رقابت سیاسی داخلی دارد؛ چراکه نتایج آن میتواند بر آینده روابط تهران و تلآویو و معادلات امنیتی منطقه تأثیرگذار باشد. ترکیب دولت آینده، وزن جریانهای راستگرا و مخالفان نتانیاهو و نحوه شکلگیری ائتلافهای پارلمانی، از عوامل مؤثر بر تصمیمگیریهای امنیتی و نظامی رژیم خواهد بود. در شرایطی که احتمال تشدید تنشها و درگیری نظامی میان ایران، رژیم و آمریکا مطرح است، شناخت این تحولات برای ارزیابی تهدیدها و فرصتهای پیشرو ضرورت دارد. باتوجه به اهیت کنونی این کشوردرحال حاضر مصاحبهای با جناب آقای دکتر سید جعفر رضوی (کارشناس ارشد مسائل منطقه ای) انجام دادهایم که بشرح ذیل میباشد:
۱. آقای دکترساختار نظام انتخاباتی رژیم صهیونیستی چگونه می باشد؟ و روند تشکیل کابینه مبتنی برچیست؟
نظام سیاسی رژیم صهیونیستی، پارلمانی و مبتنی بر احزاب است. برخلاف جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا که رئیسجمهور بهصورت مستقیم انتخاب میشود، در رژیم صهیونیستی مردم به احزاب سیاسی رأی میدهند و دولت از دل پارلمان یا همان کنست تشکیل میشود. احزاب پیش از انتخابات، فهرست نامزدهای خود را اعلام میکنند و تعداد نمایندگان هر حزب بر اساس میزان آرای کسبشده تعیین میشود.
کنست دارای ۱۲۰ کرسی است و تنها احزابی میتوانند وارد آن شوند که حداقل آرای معادل ۳.۲ کرسی را کسب کرده باشند. آرای احزابی که به این حدنصاب نرسند، در تقسیم کرسیها محاسبه نمیشود. حزبی که بیشترین کرسی را به دست آورد، مسئولیت تلاش برای تشکیل کابینه را بر عهده میگیرد؛ بااینحال، تشکیل دولت مستلزم کسب حمایت اکثریت کنست، یعنی حداقل ۶۱ کرسی، است. ازآنجاکه هیچ حزبی تاکنون بهتنهایی موفق به کسب این تعداد کرسی نشده، احزاب ناگزیر به تشکیل ائتلاف هستند.
پس از اعلام نتایج نهایی انتخابات، معمولاً حدود یک هفته بعد، حزب پیشتاز چهار هفته فرصت دارد تا ائتلاف تشکیل دهد. این مهلت با درخواست مربوطه میتواند دو هفته دیگر تمدید شود. اگر ائتلاف نخست موفق نشود، امکان واگذاری فرصت تشکیل کابینه به جریان سیاسی دیگری وجود دارد. این جریان نیز چهار هفته فرصت دارد که با تمدید احتمالی دو هفتهای همراه است. اگر تلاشها به نتیجه نرسد، کنست منحل میشود و حدود سه ماه بعد انتخابات جدید برگزار خواهد شد. کمیته مرکزی انتخابات نیز زیر نظر ساختار قضایی رژیم صهیونیستی فعالیت میکند.
۲. آرایش سیاسی و احزاب اصلی رژیم درانتخابات به چگونه می باشد؟ توضیح می دهید
در ساختار سیاسی رژیم صهیونیستی، دو جریان اصلی شامل ائتلاف حاکم به رهبری بنیامین نتانیاهو و جریان مخالف یا اپوزیسیون وجود دارد. در کنار این دو جریان، احزاب فلسطینی و برخی احزاب مستقل نیز در رقابتهای انتخاباتی نقش دارند.
ائتلاف حاکم از حزب لیکود به رهبری نتانیاهو و مجموعهای از احزاب مذهبی و راستگرای افراطی تشکیل شده است. لیکود در انتخابات قبلی ۳۲ کرسی کسب کرد و احزاب حریدی و مذهبی نیز در مجموع ۳۲ کرسی در اختیار داشتند. شاس، اتحاد یهودیت توراتی، صهیونیسم مذهبی و عوتسما یهودیت از جمله احزاب این مجموعه هستند.
در مقابل، اپوزیسیون از طیفهای مختلف سیاسی تشکیل شده است. حزب یاشار به رهبری گادی آیزنکوت، حزب لیکود، ائتلاف «باهم» به رهبری نفتالی بنت و یائیر لاپید، حزب دموکراتها و حزب اسرائیل خانه ما به رهبری آویگدور لیبرمن از بازیگران مهم این رقابت هستند. حزب دموکراتها حاصل ادغام جریانهای چپ، از جمله مرتس و حزب کار، است؛ جریانهایی که در سالهای نخست تأسیس رژیم صهیونیستی قدرت قابلتوجهی داشتند، اما در دورههای اخیر با کاهش حمایت مواجه شدهاند.
ائتلاف نفتالی بنت و یائیر لاپید نیز ترکیبی از دو رویکرد متفاوت است: بنت گرایش راستگرایانه دارد و لاپید بیشتر با رویکردهای سکولار و لیبرال شناخته میشود.
احزاب فلسطینی نیز بخش دیگری از آرایش سیاسی را تشکیل میدهند. حدش و تعال از احزاب شناختهشده این جریان هستند و فهرست مشترک عربی در این عرصه اهمیت دارد. حزب رعام به رهبری منصور عباس نیز در این مجموعه قرار میگیرد و در نظرسنجیها حدود ۵ کرسی دارد. با وجود تعداد محدود کرسیها، احزاب فلسطینی میتوانند در شرایطی که دو جریان اصلی به اکثریت نمیرسند، نقش تعیینکنندهای ایفا کنند.
پس از عملیات طوفان الاقصی در ۷ اکتبر، جریان دیگری متشکل از نیروهای ذخیره ارتش نیز وارد عرصه سیاسی شد. این نیروها با انتقاد از عملکرد دولت و ارتش در جنگ غزه، درصدد ایجاد تشکیلات سیاسی مستقل برآمدند. همچنین اوفر وینتر با تشکیل حزب مستقل خود وارد رقابت شده است؛ حزبی که از نظر دیدگاههای نظامی و امنیتی به جریان راست نزدیکتر است.
۳. آخرین وضعیت نظرسنجیهاچیست؟ موانع تشکیل کابینه رو شماچطور می بینید؟
بر اساس آخرین نظرسنجی مطرحشده در جلسه، حزب یاشار به رهبری گادی آیزنکوت ۲۴ کرسی، لیکود ۲۱ کرسی، ائتلاف بنت و لاپید ۱۴ کرسی، دموکراتها ۱۳ کرسی و حدش ـ تعال ۱۱ کرسی به دست میآورند. رعام حدود ۵ کرسی دارد. همچنین اسرائیل خانه ما حدود ۸ تا ۹ کرسی، عوتسما یهودیت ۷ کرسی، صهیونیسم مذهبی ۶ کرسی و اتحاد یهودیت توراتی ۶ کرسی کسب میکنند. حزب اوفر وینتر و حزب نیروهای ذخیره نیز هرکدام حدود ۴ کرسی دارند؛ هرچند در برخی نظرسنجیها کسب حدنصاب برای این دو جریان قطعی نیست.
در میانگین نظرسنجیهای یک ماه گذشته، ائتلاف نتانیاهو حدود ۴۵ تا ۵۴ کرسی و اپوزیسیون حدود ۵۹ تا ۶۱ کرسی داشته است. در نتیجه، هیچیک از دو جریان بهطور قطعی توان تشکیل کابینه را ندارد.
مهمترین مانع، دشواری جذب احزاب دیگر است. احزاب فلسطینی از نظر تعداد کرسیها میتوانند در تعیین نتیجه انتخابات اثرگذار باشند، اما حساسیت جامعه صهیونیستی نسبت به حضور آنان در کابینه بالاست. به همین دلیل، احزاب مخالف نتانیاهو نیز برای اعلام همکاری با این جریان با محدودیت سیاسی مواجه هستند.
از سوی دیگر، اوفر وینتر و حزب نیروهای ذخیره نیز با محدودیتهایی روبهرو هستند. این دو جریان بر اجرای اجباری خدمت سربازی حریدیها تأکید دارند؛ موضوعی که با مخالفت احزاب مذهبی همپیمان نتانیاهو مواجه است. بنابراین، حتی نزدیکی فکری این احزاب به جریان راست نیز لزوماً به تشکیل ائتلاف منجر نمیشود.
۴. به نظرشما چه سناریوهای محتملی برای انتخابات وجود دارد؟
سناریوی نخست، ناتوانی هر دو جریان در تشکیل کابینه است. با توجه به فاصله محدود کرسیها و دشواری جذب احزاب دیگر، محتملترین سناریو در شرایط توصیفشده، ناکامی در تشکیل کابینه، انحلال کنست و برگزاری انتخابات مجدد حدود سه ماه بعد است.
سناریوی دوم، تشکیل کابینه توسط اپوزیسیون است. اپوزیسیون به دلیل برخورداری از کرسیهای بیشتر، به اکثریت نزدیکتر است. افزایش مشارکت انتخاباتی یا جذب یکی از احزاب مستقل میتواند این جریان را به حدنصاب ۶۱ کرسی برساند. بااینحال، جذب احزاب فلسطینی با هزینه سیاسی همراه است و پیوستن اوفر وینتر یا نیروهای ذخیره به اپوزیسیون نیز چندان محتمل ارزیابی نمیشود. حتی تشکیل کابینه با ۶۱ کرسی میتواند شکننده باشد و خروج یک عضو از ائتلاف، اکثریت آن را از بین ببرد.
سناریوی سوم، موفقیت نتانیاهو در بازسازی ائتلاف است. نتانیاهو میتواند با جذب اعضای احزاب دیگر، وعده جایگاه در فهرستهای انتخاباتی یا افزایش مشارکت حامیان مذهبی و راستگرا، موقعیت خود را تقویت کند. بااینحال، تحقق این سناریو دشوار ارزیابی میشود.
۵. شما حمایت های ترامپ از نتانیاهو رو چگونه ارزیابی می کنید؟ و پیامدهای منطقهای آن چیست؟
حمایت دونالد ترامپ از نتانیاهو در چارچوب پروژههای مشترک منطقهای دو طرف قابل بررسی است. در این تحلیل، همکاری آنها فراتر از رقابت سیاسی روزمره ارزیابی میشود و با طرحهایی مانند معامله قرن و اهداف صهیونیستی در مسئله فلسطین ارتباط دارد. پیروزی نتانیاهو میتواند زمینه پیشبرد هماهنگتر این سیاستها را فراهم کند.
پس از ۷ اکتبر، راهبرد رژیم صهیونیستی از سیاست موسوم به «چمنزنی»، یعنی تضعیف دورهای توان مقاومت، به سمت «حذف تهدید» تغییر کرده است. بر اساس این برداشت، هدف صرفاً مهار موقت مقاومت نیست، بلکه از بین بردن توان و ساختارهای آن دنبال میشود. در صورت تداوم ائتلاف نتانیاهو و ترامپ، احتمال تشدید درگیریها و افزایش فشار نظامی بر محور مقاومت وجود خواهد داشت.
در مقابل، پیروزی گادی آیزنکوت نیز به معنای تغییر اساسی در رویکرد نظامی رژیم صهیونیستی نخواهد بود. آیزنکوت در طراحی و اجرای دکترین ضاحیه در جنگ ۳۳روزه لبنان نقش داشته و در تدوین راهبرد نظامی سال ۲۰۱۵ رژیم صهیونیستی نیز مشارکت کرده است. همچنین راهبرد «جنگ بین جنگها» در سوریه، که حملات مستمر برای تضعیف دشمن را دنبال میکرد، در این چارچوب مورد اشاره قرار میگیرد. بنابراین، از نظر سابقه نظامی و رویکرد تقابلی با محور مقاومت، تفاوت بنیادینی میان آیزنکوت و نتانیاهو مشاهده نمیشود.
تفاوت مهم آنها در سطح روابط خارجی و توان لابیگری است. نتانیاهو به دلیل سابقه فعالیت در آمریکا و ارتباط گسترده با لابیهای این کشور، از ظرفیت بیشتری برای هماهنگی با واشنگتن برخوردار است؛ درحالیکه آیزنکوت برای ایجاد چنین شبکهای به زمان نیاز خواهد داشت. از این منظر، احتمال دارد در صورت پیروزی آیزنکوت، هماهنگی اولیه با آمریکا زمانبرتر باشد؛ هرچند این مسئله بهتنهایی به معنای کاهش قطعی تهدیدهای نظامی نیست.
در نهایت، درباره نقش موساد در حمایت از نتانیاهو نیز ارزیابی مطرحشده این است که این سازمان به دلیل مأموریت اصلی خود، یعنی عملیات خارجی، ظرفیت محدودی برای اثرگذاری مستقیم بر انتخابات داخلی دارد. بااینحال، انگیزههای شخصی رئیس جدید موساد و برخی مدیران دستگاههای امنیتی ممکن است در جهت حمایت از نتانیاهو عمل کند؛ هرچند ورود گسترده این نهادها به رقابت سیاسی با محدودیتها و پیامدهای جدی همراه خواهد بود.