- تنگنای ترامپ در مقابل ایران
- سفر نخست وزیر عراق به آمریکا
- اردوغان و نتانیاهو در آستانه تقابل
- آثار منطقهای جنگ 40 روزه
- فصل تازه ای از «وحدت ساحات»
- عملکرد حزب الله در جنگ
- از بازدارندگی موضعی تا مهار ژئواکونومیک عربستان
- پیامدهای جنگ ایران بر اقتصاد ایالات متحده
- بازآرایی موازنه قدرت در شرق آسیا
- از تضاد راهبردی تا توافق تاکتیکی
- دکترین جدید اسرائیل برای فرسایش قدرت ایران و محور مقاومت
- مخالفت رژیم صهیونیستی با توافق ایران و آمریکا
- ارزیابی روند استراتژیک مذاکرات
مناقشه گازی لبنان و رژیم صهیونیستی

اخیراً تنش های مرزی بین لبنان و رژیم صهیونیستی در حوزه دریایی دوباره شروع شده است. رژیم صهیونیستی با اقدامی تحریک آمیز و ورود یک کشتی به منطقه مورد مناقشه منجر به تحریک لبنان و زیرپاگذاشتن قوانین گذاشته است. تحرکات اخیر از آنجا شروع شد که اسراییل بحث اکتشاف گاز را به یک شرکت یونانی به نام " انرژین" داده است و این شرکت نیز این کشتی را به منطقه مورد مناقشه فرستاده است. براساس گزارش روزنامه النهار لبنان قرار است به موازات ورود این کشتی، مقدمات برای پهلوگیری دو کشتی دیگر در این منطقه انجام شود که کشتی اول برای اطفای حریق و دومین کشتی برای انتقال خدمه و کارگران است.
دلایل و اهداف تحرکات اخیر اسراییل
در رابطه با اقدام اخیر اسراییل و دلایل آن ذکر چند نکته قابل تامل است:
- بسیاری بر این اعتقادند که اقدام اخیر اسراییل در راستای عادی سازی روابط با لبنان صورت گرفته است. اسراییل در مقطع فعلی به دنبال ایجاد مذاکراتی با برخی کشورهای عربی در رابطه با مسائل مورد مناقشه است. به عنوان نمونه تحرکات اخیر این رژیم در رابطه با روند عادی سازی روابط با عربستان و برخی همکاری های خدماتی نشان دهنده این نوع از سیاست های تعاملی با کشورهای عربی است. در رابطه با تحرکات اخیر اسراییل در مرزهای مورد مناقشه با لبنان نیز همین مساله مطرح است. اسراییل در نظر دارد که با انجام مذاکرات مستقیم نه غیرمستقیم و برخلاف روندهای مذاکره ای قبل که با میانجی صورت میگرفت، با لبنان به صورت مستقیم و بدون واسطه در رابطه با منطقه ی مورد مناقشه مذاکراتی داشته باشد تا بدین شکل در اذهان عمومی اعلام کند که لبنان نیز هویت و موجودیت این رژیم را پذیرفته است.
- هرچند بسیاری بر این اعتقادند که اسراییل به دنبال ایجاد برتری در حوزه انرژی برای خود است، اما تحلیل گران این رژیم هشدار می دهند که منطقه مورد مناقشه "کاریش" در آینده همچون سکوی گازی تامار- در جنگ 12 روزه فیلق القدس که توسط گروه های مقاومت در عسقلان مورد هدف قرار گرفت- به پاشنه آشیل مقاومت در جنگ های آینده و به ویژه حزب الله تبدیل خواهد شد. بنابراین شاید در مقطع کنونی این رژیم با این قبیل اقدامات یک نوع برتری جویی را برای خود کسب کند، اما در آینده همین منطقه نقطه ضعف این رژیم برای جنگ های آینده خواهد شد.
- فلسطین اشغالی فاقد منابع انرژی زیرزمینی کافی است و صهیونیست ها برای غلبه بر مشکلات انرژی خود نیازمند منابع جایگزین هستند. اکنون این رژیم در بحث انرژی به کشورهای دیگر وابسته است و در برخی مناطق همچون صحرای سینا که در جنگ 1967 از مصر اشغال کرد به استخراج منابع اقدام کرده بود. اکنون بسیاری بر این اعتقادند که اقدام این رژیم در جهت استخراج گاز از منطقه کاریش برای غلبه بر مشکلات انرژی و بی نیاز بودن نسبت به آن است.
- جنگ روسیه و اوکراین تاثیرات زیادی در دو حوزه انرژی و غذا برای جهان داشته است. در حوزه انرژی بسیاری از کشورها به دلیل جنگ مزبور دچار چالش های فراوان شده اند. رژیم صهیونیستی نیز باتوجه به وضعیت فعلی و فقدان منابع انرژی لازم و جایگزین به دنبال آن است که از فرصت موجود در دوجهت استفاده کند: اول؛ بی نیازی از منابع انرژی و دوم؛ تبدیل شدن به یکی از بازیگران انرژی محور وجایگزین شدن به جای روسیه برای کشورهای اروپایی. از منظر صهیونیست ها دو چالش اساسی برای این رژیم در بحث انرژی متصور است: چالش اول بحث آب است و چالش دوم بحث نفت و گاز است. این رژیم معتقد است که در اینده ای نه چندان دور و باتوجه به روند تقابلی این رژیم با روسیه بخاطر جنگ اوکراین، با فقدان منابع انرژی مواجه خواهد شد و برای پوشش دادن منابع انرژی باید به فکر منابع جایگزین باشد.
- اقدام اخیر صهیونیست ها را می توان برای ایجاد درگیری و تنش در داخل لبنان استنباط کرد. زیرا صهیونیست ها به دنبال آن هستند که باتوجه به پیروزی مقاومت در انتخابات لبنان، یک تنش در سطح کوتاه به دور از هرگونه درگیری نظامی با حزب الله ایجاد شود و از این شرایط در جهت عدم تشکیل دولت استفاده کنند. در واقع صهیونیست ها به دنبال یک سناریوی ایجاد مشغولیت برای مقاومت در جهت به فراموشی سپردن مسائل سیاسی و ایجاد دودستگی های سیاسی است.
ارزیابی نهایی
باتوجه به ضعف های شدید امنیتی و چالش های گسترده اقتصادی، سیاسی و نظامی در این رژیم، ایجاد تنش و محورقراردادن موضوعاتی به غیر از مسادل اصلی در دستورکار این رژیم قرار گرفته است. اکنون این رژیم بنابراذعان نخست وزیرش با چالش فروپاشی قرار گرفته است و برای غلبه بر ان باید چنین اقداماتی صورت گیرد تا همچین مسائلی به فراموشی سپرده شود. البته چالش را نباید فقط در عوامل فوق خلاصه کرد و فقدان منابع انرژی در کوتاه مدت می تواند کاتالیزوری در جهت تسریع در ایجاد چنین چالش هایی باشد. هنگامی که به قطعی های گسترده برق در سرزمین های اشغالی توجه شود- صرف نظر از حملات سایبری- کمبود منابع انرژی در سرزمین های اشغالی را نشان می دهد و همین عاملی در ایجاد نارضایتی ها در سطوح مختلف است.