۱۹:۱۳
۱۴۰۱/۰۶/۲۸

تأملی در اهداف آمریکا از ورود مجدد به مذاکره با ایران

هیئت تحریریه سایت طنین
نویسنده :
هیئت تحریریه سایت طنین
کد خبر:
۶۰۹

در راستای مذاکرات احیای برجام که به دولت سیزدهم محول گردیده است و اینکه اهداف و خواسته های آمریکایی ها از مذاکرات احیای برجام چیست، گفتگویی با دکتر خوش چشم (کارشناس مسائل بین الملل) انجام گرفته است که در ذیل به آن خواهیم پرداخت.

مقدمه

روند مذاکرات احیای برجام، بنا به اصراری که دو طرف ایرانی و آمریکایی بر مطالبات خود دارند، عملاً وارد روند فرسایشی خود شده است، لذا به این زودی نباید انتظار موفقیت گفتگوهای احیای برجام در وین یا دوحه و یا هر مکان دیگری را داشت.

اولاً از نظر جمهوری اسلامی ایران تا زمانی که آمریکا حاضر به ارائه تضمین‌های حقوقی و سیاسی در خصوص پایبندی به برجام در سال‌های آتی و برای دوره پسابایدن نباشد و تمام تحریم‌هایی که بر اثر خروج ترامپ از برجام در اشکال مختلف و بعضی با برچسب تروریسم و منطقه اعمال شده است را لغو نکند، برجامی در کار نخواهد بود. مشکل اساسی تهران در بازگشت به برجام بیش از آنکه اقتصادی باشد سیاسی است. ایران به توافقی که قرار است زنده شود، اعتماد چندانی ندارد زیرا بر این باور است که دولت‌های بعدی آمریکا لزومی نمی‌بینند که از سلف خود پیروی کنند. 

 ثانیاً، از نظر آمریکا نیز تا زمانی که ایران در حوزه‌های فرابرجامی یعنی در منطقه و بازدارندگی دفاعی امتیاز ندهد، در مقابل مطالبات برجامی ایران کوتاه نخواهد آمد. این موضوعی است که دموکرات و جمهوری‌خواه نمی‌شناسد و همه بر سر آن متفق القول هستند.

روز 5 فروردین 1400 در نامه مشترکی که 43 سناتور از احزاب دوگانه آمریکا به ابتکار سناتور منندز دموکرات و سناتور گراهام جمهوری‌خواه به بایدن نوشتند، این موضوع با صراحت در آنجا قید شده است. در انتهای این نامه آمده است: «دموکرات‌ها و جمهوری‌خواهان ممکن است اختلافات تاکتیکی داشته باشند ولی در لزوم پرداختن به طیف گسترده‌ای از رفتارهای نامشروع ایران متحدند. ما مشتاق همکاری با شما برای رسیدن به این مقصود هستیم».

اهداف آمریکا از گفتگوهای هسته‌ای با ایران

اهداف واقعی آمریکا از برجام را باید در کارکردهایی که برجام برای آمریکا دارد و دولت آمریکا نیز در این زمینه هدف‌گذاری و سیاست‌گذاری دقیق و پیچیده‌ای را طراحی کرده‌اند دید. ورود آمریکا به برجام در بردارنده دو نوع هدف است: الف) تاکتیکی، آشکار، میان‌مدت؛ ب) راهبردی، واقعی، پنهان و بلندمدت. این اهداف با عنوان اهداف برجامی و اهداف فرابرجامی (غیربرجامی) نیز قابل شناسایی است.

اهداف تاکتیکی و برجامی

  • کنترل برنامه‌ هسته‌ای

کنترل برنامه هسته‌ای آشکارترین و نخستین کارکرد برجام برای آمریکاست. البته آمریکایی‌ها در ابتدای کار روی نابودی برنامه و صنعت هسته‌ای ایران متمرکز شده بودند که به علت پافشاری و مقاومت ایران بر ادامه فعالیت‌های هسته‌ای، گزینه کنترل برنامه هسته‌ای را دنبال می‌کنند. به این معنا که جمهوری اسلامی تنها در سطوح حداقلی از مزیت‌های تکنولوژی و دانش هسته‌ای استفاده کند.

در این باره باراک اوباما رئیس جمهور وقت آمریکا بعد از امضای برجام در سال 1394، در سخنانی در مجمع سالانه مرکز سابان وابسته به اندیشکده بروکینگز تأکید کرده بود: «اگر گزینه‎ای وجود داشت که این امکان را بوجود بیاوریم که تک تک پیچ و مهره‎های برنامه هسته‎ای آن‌ها را حذف کنیم و احتمال داشتن برنامه هسته‎ای ایران را کلاً از بین ببریم تا در نتیجه قابلیت‎های نظامی آن را هم نداشته باشند، آن را انتخاب می‎کردم».

  • از بین بردن خطر ایران هسته‌ای

زمانی که برجام در سال 1394 امضا شد، جفری گلدبرگ، ستون‌نویس نشریه آتلانتیک در مقاله‌ای از یک واقعیت مهم پرده برداشت و نوشت: «سوزان رایس (نماینده سابق آمریکا در سازمان ملل و مشاور امنیتی اوباما) به من گفت: توافق با ایران هرگز به قصد گشودن دوره‌ای جدید در روابط با ایران نبود. هدف اصلی این بود که کشوری خطرناک‌تر را کم‌خطر کنیم».

از نظر آمریکا، برنامه‌ای هسته‌ای تنها یکی از مؤلفه‌های قدرت ملی و منطقه‌ای ایران است که با مدیریت و کنترل آن، خطر جمهوری اسلامی ایران کم می‌شود، اما از بین نمی‌رود.

اهداف راهبردی و غیربرجامی

اهداف راهبردی، دقیقاً همان چیزی است که باعث شدند ترامپ از برجام خارج شود! بخش مهمی از این اهداف به خوبی در شروط دوازده‌گانه‌ای که پیش از این پمپئو، وزیر خارجه دولت ترامپ در سال 1397 بیان نمود، طرح شده است. نکته قابل تأمل این است که در مقطع فعلی نیز که مذاکرات احیای برجام جریان دارد، تیم بایدن دستورالعمل‌های ترامپ را با ادبیات و اشکال متفاوتی از ایران درخواست می‌کنند. در هفته‌های گذشته رابرت مالی نماینده آمریکا در امور ایران در کمیته روابط خارجی سنا در سخنانی تأکید کرده است: «این وضعیت نتیجه ناخوشایند تصمیم دولت قبل برای خروج یکجانبه از برجام است. بدون اتخاذ آن تصمیم می‌توانستیم همه تمرکز و اهرم فشارمان را روی همکاری با متحدان و شرکا برای "مهار مجموعه‌ای از اقدامات خطرناک غیرهسته‌ای" ایران متمرکز کنیم».

وی در بخش دیگری از صحبت‌های خود گفته است: «ما و شرکای اروپایی خود متقاعد شدیم که هم می‌توانیم تحریم‌ها را به صورت محدود کاهش دهیم و هم از مخزن تحریم‌های باقیمانده و سایر ابزارهای در اختیارمان برای فشار و هدف قرار دادن سایر فعالیت‌های خطرناک ایران استفاده می‌کنیم».

  • تهی کردن ایران از عناصر قدرت ملی

مهار برنامه هسته‌ای ایران تنها موضوعی نبوده و نیست و نخواهد بود که آمریکا در بیش از یک دهه اخیر چه در دوره پیشا برجام و چه در دوره‌ای که برجام امضا شد و چه در مقطع کنونی که برجام عملاً موضوعیت خود را برای ایران از دست داده است، به صورت مستقیم و غیرمستقیم وارد روند گفتگو با ایران شده است.

برجام برای آمریکایی‌ها اصولا ً نه هدف است و نه دارای اصالت و ارزش ذاتی. بلکه وسیله‌ای برای دستیابی به اهداف کلان و راهبردی است که باید یک ایران قدرتمند را به ایرانی تهی از عناصر و مؤلفه‌های قدرت ملی تبدیل کند.

از نظر آمریکا برجام که تمرکز اصلی آن بر روی برنامه هسته‌ای باشد نه تنها به مهار ایران کمکی نمی‌کند بلکه باعث قدرتمندتر شدن ایران از طریق انتفاع اقتصادی ایران در اثر رفع تحریم‌ها هم می‌شود. ‌

  • کنترل برنامه موشکی ایران

متوقف نمودن یا کنترل توسعه برنامه موشکی بالستیک و پرتاب موشک‌های دوربرد، طوری که برد موشک‌های ایران به اندازه کاهش پیدا کند که به سرزمین‌های اشغالی نرسد، از اهداف راهبردی دیگر آمریکا از گفتگوهای برجامی با ایران در یک دهه اخیر است.

در این باره پمپئو وزیر خارجه وقت آمریکا 30 اردیبهشت 1397 در تبیین علل و چرایی خروج آمریکا از برجام سخنانی در بنیاد هریتیج گفت: «ایجاد ثروت برای خودکامگی ایران و همچین برنامه‌های موشکی ایران را نمی‌پذیریم تا در ریاض فرود آید... بندهای مربوط به غروب آفتاب فقط توانست قابلیت موشکی ایران را افزایش دهد...». از نظر آمریکا برجام و گفتگو تنها راه‌حل کنترل برنامه موشکی ایران است.

  • از بین بردن منسجم‌ترین نظام اتحاد در غرب آسیا

توقف حمایت جمهوری اسلامی ایران از محور مقاومت از اهداف دیگر آمریکا در حوزه برجام بوده است. مایکل آیزنشات مدیر بخش «مطالعات نظامی و امنیتی» موسسه مطالعات خاور نزدیک واشنگتن محور مقاومت را منسج‌ترین نظام اتحاد در منطقه غرب آسیا می‌داند که به یک تهدید بزرگ برای آمریکا تبدیل شده است. در واقع از این طریق دنبال قطع ایران با خطوط مقدم جبهه مقاومت و کاهش اثرگذاری گروه‌های مقاومت در کشورهایی است که به نوعی حیاط خلوت منافع آمریکا نیز محسوب می‌شوند.

  • سردرگم‌سازی راهبردی برای ایران

اگر مذاکرات برجام و وین را در قالب این تحولات نگاه کنیم، از نظر آمریکایی‌ها این مذاکرات چیزی نیست جز اینکه ایران را در یک سردرگمی راهبردی نگه دارند که ایران نتواند در فضای جدیدی که در جهان ایجاد می‌شود، جایگاه خود را به دست بیاورد و از سوی دیگر برای خود زمان می‌خرد تا سلاح تحریم را اصلاح و بهتر کند.

نکته پایانی

جنس تقابل آمریکا با ایران از نوع کلان و استراتژیکی است نه تاکتیکی که با چندین دور گفت‌وگو، مسائل موجود برطرف شود. طرح مباحث و بهانه‌های مختلف توسط آمریکا در گفت‌وگو با ایران، اهداف بزرگ‌تری دارد. آمریکا تنها ابزاری که برای تقابل ایران در اختیار دارد، ابزار تحریم است و به این ابزار نگاه بلندمدت می‌کند. هرچند این ابزار هم اکنون ناکارآمد شده است.

گزارش خطا
captcha
آخرین اخبار
واشنگتن در انتظار تسلیم؛
تهران در آزمون تاب‌آوری
معادله دشوار ترکیه در یمن؛
حمایت از عربستان بدون تقابل با ایران
حملات انصارالله به فرودگاه‌های عربستان سعودی؛
ابزار فشار یا مقدمه تشدید درگیری؟
ترکیه و لبنان در مسیر شراکت استراتژیک؛
فرصت‌ها و موانع
از وعده توقف حملات تا آماده‌سازی گزینه نظامی؛
پشت‌پرده محاسبات ترامپ درباره ایران
فرار بمب‌افکن‌های آمریکایی از فیرفورد؛
رسوایی جدید برای ترامپیست‌ها!
از صعده تا باب‌المندب؛
روایت صعود قدرت نظامی انصارالله
جایگاه امارات در نظم نوظهور؛
قطب مستقل یا ضلع آسیب‌پذیر محور ضدایرانی
اعتراضات دانش‌آموزی در فرانسه؛
واکاوی آنچه الیزه نمی‌گوید!
عراق پس از پایان حضور نظامی آمریکا؛
چالش‌های عراق در مرحله پساخروج