- اردوغان و نتانیاهو در آستانه تقابل
- آثار منطقهای جنگ 40 روزه
- فصل تازه ای از «وحدت ساحات»
- عملکرد حزب الله در جنگ
- از بازدارندگی موضعی تا مهار ژئواکونومیک عربستان
- پیامدهای جنگ ایران بر اقتصاد ایالات متحده
- بازآرایی موازنه قدرت در شرق آسیا
- از تضاد راهبردی تا توافق تاکتیکی
- دکترین جدید اسرائیل برای فرسایش قدرت ایران و محور مقاومت
- مخالفت رژیم صهیونیستی با توافق ایران و آمریکا
- ارزیابی روند استراتژیک مذاکرات
- جنگ رمضان و بحران فزاینده رهبری آمریکا
- برآورد راهبردی محافل امنیتی عبری
سوریه بازیچه قدرت ها
یک سال پس از سقوط دولت بشار اسد، سوریه نه تنها به صلح، که به یک «برزخ راهبردی» رسیده است؛ سرزمینی که در آن، یک «دولت سایه» به نام دولت جولانی، بر روی پیکر یک «ملت قربانی» حکومت میکند. آنچه در سوریه رخ داد، یک جنگ داخلی نبود؛ یک «عملیات مهندسی شده» توسط ائتلافی از قدرتهای خارجی بود که امروز، هرکدام به دنبال سهم خود از این «گوشت قربانی» هستند. فهم آینده سوریه، در گرو کالبدشکافی دقیق این وضعیت پیچیده است.
بازیگران در سایه
در این صحنه، دولت جولانی نه یک «بازیگر» مستقل، که یک «ابزار» در دست قدرتهای بزرگتر است. ترکیه، در نقش «پدرخوانده عملگرا»، جولانی را نه به عنوان یک متحد ایدئولوژیک، که به مثابه یک «سپر امنیتی» در برابر تهدید کردها و یک اهرم نفوذ در جهان عرب میبیند. از سوی دیگر، جهان عرب با وحشت به این صحنه مینگرد. برای آنها، دولت جولانی نه یک دولت، که یک «ویروس» خطرناک است؛ ویروس «دولتهای غیرملی و جهادی» که اگر در سوریه مشروعیت یابد، میتواند کل منطقه را به بیثباتی بکشاند؛ و در نهایت، رژیم صهیونیستی، در نقش «کارگردان آشوب»، از این هرج و مرج برای تضعیف تمام طرفها و تضمین امنیت خود بهره میبرد.
دولت جولانی
در میانه این بازی بزرگ، «دولت جولانی» یک توهم است. این ساختار، نه برآمده از اراده ملت سوریه، که محصول یک «خلأ قدرت» و حمایتهای پنهان خارجی است. این یک دولت نیست؛ یک «شبه دولت» است که بر ویرانههای یک کشور ایستاده و مشروعیت خود را نه از مردم، که از سکوت و رضایت قدرتهای خارجی گدایی میکند. جولانی و امثال او، نه علت بحران هستند و نه راهحل آن؛ آنها «علامت» یک بیماری عمیقتر به نام فروپاشی دولت-ملت در سوریه هستند.
نتیجه راهبردی
آینده سوریه، نه در دستان جولانی است و نه در پایتختهای آنکارا و ریاض رقم خواهد خورد. تنها راه نجات سوریه از این برزخ، «بازگشت به ملت» است. تا زمانی که یک فرآیند سیاسی فراگیر، ملی و مبتنی بر مصالحه واقعی میان تمام اجزای جامعه سوریه (با حمایت محور مقاومت که حافظ واقعی تمامیت ارضی سوریه است) شکل نگیرد، این کشور همچنان «گوشت قربانی» باقی خواهد ماند و «دولتهای سایه»، یکی پس از دیگری، بر این پیکر زخمی ظهور و سقوط خواهند کرد. نبرد امروز، نبرد برای بازگرداندن «اراده ملی» به ملتی است که ارادهاش به سرقت رفته است.