- تنگنای ترامپ در مقابل ایران
- سفر نخست وزیر عراق به آمریکا
- اردوغان و نتانیاهو در آستانه تقابل
- آثار منطقهای جنگ 40 روزه
- فصل تازه ای از «وحدت ساحات»
- عملکرد حزب الله در جنگ
- از بازدارندگی موضعی تا مهار ژئواکونومیک عربستان
- پیامدهای جنگ ایران بر اقتصاد ایالات متحده
- بازآرایی موازنه قدرت در شرق آسیا
- از تضاد راهبردی تا توافق تاکتیکی
- دکترین جدید اسرائیل برای فرسایش قدرت ایران و محور مقاومت
- مخالفت رژیم صهیونیستی با توافق ایران و آمریکا
- ارزیابی روند استراتژیک مذاکرات
محدودیتها و فرصتهای ایران و آمریکا در یک رویارویی احتمالی
دولت ترامپ جنگ را ابزاری برای مدیریت نظم جهانی میداند، نه وسیلهای برای بازسازی آن. در این الگو، «تهاجم هواپایه + هوش مصنوعی» جایگزین «اشغال زمینی» شده و هدف، القای بازدارندگی سریع به رقباست. با این حال، دو متغیر کلیدی—قدرت بازسازی رقبا و آستانه تحمل عمومی آمریکا—میتواند معادله «جنگ ارزان» را برهم بزند؛ تجربه جنگ ۱۲ روزه در ایران نشان داد که حتی عملیات موفق نیز میتواند به بازدارندگی متقابل و کشمکش طولانی منجر شود.
ترامپ در یک «تله تصمیم» قرار گرفته است: اگر عمل نکند، چهره قدرتمند خود را از دست میدهد و رقبای داخلی او را «ضعیف» میخوانند؛ اگر عمل کند، باید ریسک گرفتار شدن در جنگ را بپذیرد، بدون آنکه تضمینی برای تغییر رژیم در ایران وجود داشته باشد. این وضعیت، محاسبات کاخ سفید را در برابر تهران بهمراتب پیچیدهتر از سایر پروندهها کرده است.
آنچه واشنگتن را در برابر تهران متفاوت از کاراکاس میکند، «عمق راهبردی ایران» است: جغرافیای بزرگ، نیروی انسانی جوان، زیرساختهای قابل ملاحظه نظامی و عقاید انقلابی و ضد آمریکایی. از همین رو، اگر ترامپ بخواهد با «یک حمله محدود» معادلات ایران را تغییر دهد، با مجموعهای از محدودیتهای راهبردی و پیامدهای پیشبینیناپذیر مواجه خواهد شد.
در مقابل، ایران ضمن آمادگی برای جنگ تمامعیار، از فرصتهایی برخوردار است که میتواند هزینه هرگونه اقدام آمریکا را افزایش دهد؛ از بازدارندگی فرسایشی و احتمال گسترش جنگ به سطح منطقهای گرفته تا نمایش وحدت ملی، تشدید هراس از جنگ چندجانبه و ارسال پیامهای راهبردی صریح به آمریکا، اسرائیل و متحدان منطقهای آنها. مجموعه این مؤلفهها، هرگونه رویارویی احتمالی را از منطق «ضربه سریع و کمهزینه» خارج میکند.