۱۰:۰۳
۱۴۰۴/۱۱/۲۰
جنگ روانی؛

سیاست آمریکا در برابر ایران

سیاست آمریکا در برابر ایران
بررسی کنش و واکنش ایران در برابر اقدامات آمریکایی‌های نشان می‌دهد که ایران هیچ انگیزه و اراده‌ای برای تسلیم در برابر فشارهای آمریکا ندارد و حتی آمادگی برای ورود به یک جنگ تمام‌عیار را دارد. به زبان دقیق‌تر، ایران با مجموع پیام‌ها و مواضعی که در برابر آمریکا اتخاذ کرده است، مبتنی بر چهار اصل در برابر آمریکا سیاست‌های خود را تنظیم کرده است:
نویسنده :
دکتر مصطفی قربانی کارشناس مسائل داخلی و بین الملل
کد خبر:
۳۶۶۹

به‌ موازات آرایش نظامی آمریکا در منطقه علیه ایران، جنگ روانی- رسانه‌ای نیز علیه ایران در جریان است؛ جنگی که در آن دولتمردان آمریکایی به‌ویژه شخص رئیس‌جمهور آمریکا نیز به‌صورت محوری ایفای نقش می‌کند. انتشار انبوه پیام‌ها و اتخاذ مواضع متعدد و بعضاً متناقض درباره ایران، به‌گونه‌ای که تقریباً در هر موضعی که رئیس‌جمهور آمریکا درباره ایران اعلام می‌کند، هم پیام فروکش کردن فضای تخاصم صادر می‌کند و از امیدواری بابت آغاز مذاکرات و ترجیح مذاکره بر جنگ سخن می‌گوید و هم همزمان با این، ایران را تهدید می‌کند که اگر مذاکرات به نتیجه نرسد، جنگ می‌شود و از عبارت‌هایی چون «ناوگان عظیمی به سمت ایران در حرکت است» پیوسته استفاده می‌کند.

با توجه به پیام‌های متناقضی که به‌ویژه از سوی شخص رئیس‌جمهور آمریکا در قبال ایران صادر می‌شود، سیاست آمریکا در قبال ایران را چگونه می‌توان تحلیل کرد؟ در پاسخ باید گفت که سیاست آمریکا در قبال ایران، از نوعی آشفتگی و ابهام رنج می‌برد؛ بدین ترتیب که خود آمریکایی‌ها هم واقعاً در برابر ایران قادر به اتخاذ یک سیاست مشخص نیستند. آشفتگی و ابهام موجود در سیاست آمریکا در قبال ایران نیز به چند دلیل است؛

1. دولت و تصمیم‌گیران آمریکا در قبال ایران گرفتار دو دستگی هستند؛ در حالی که برخی از مقامات آمریکایی قائل به اولویت دیپلماسی در برابر ایران هستند، برخی دیگر از اولویت تشدید فشارها و حتی حمله نظامی به ایران طرفداری می‌کنند،

2. آمریکایی‌ها در برابر ایران قادر به تصمیم‌گیری مستقلانه نیستند و به‌شدت از سوی صهیونیست‌ها تحت فشار هستند؛ بدین ترتیب که در حالی که آنها حمله به ایران را در راستای منافع آمریکا نمی‌دانند، اما از جانب صهیونیست‌ها بابت اقدام نظامی علیه ایران تحت فشار هستند،

3. بابت موفقیت اقدام علیه ایران تردید جدی دارند. آنچه این تردید را تقویت می‌کند، تجربه ناموفق آنها در جنگ 12 روزه، آرایش نظامی تمام‌عیار ایران در مقطع کنونی و آمادگی این کشور برای حمله به منافع آمریکا در منطقه و آغاز یک جنگ منطقه‌ای و در نهایت، تقویت و توسعه بی‌سابقه توانایی دفاعی ایران در برهه پس از آتش‌بس است. ضمن اینکه باید اشاره کرد که آمریکا موفقیت هرگونه حمله به ایران را در منوط به همکاری و همراهی مردم ایران با خود می‌داند که با توجه به همبستگی و انسجام ملی ایرانیان در جنگ 12 روزه، آمریکایی‌ها می‌دانند که با آغاز حمله به ایران، باز مردم ایران متحد می‌شوند.

با این حال در تحلیل نهایی درباره کیفیت سیاست آمریکایی‌ها در قبال ایران باید گفت که آنها همچنان اهداف خصمانه خود را در قبال ایران دنبال می‌کنند و با آرایشی که در میدان نظامی و در حوزه رسانه اتخاذ کرده‌اند، اهداف زیر را دنبال می‌کنند:

1. دستیابی به پیروزی بدون جنگ

واقعیت آن است که آمریکایی‌ها درصدد هستند تا با کمترین هزینه و حتی بدون جنگ ایران را تسلیم خود کنند. تشدید عملیات روانی – رسانه‌ای در برابر ایران نیز در این راستا صورت می‌گیرد و هدف اساسی آنها در این زمینه آن است که با ایجاد فضایی از رعب، وحشت، ضمن ایجاد ترس در میان مردم و مقامات ایران، آنها را وادار به تسلیم کنند.

2. تداوم شرایط غیرعادی حاکم بر اقتصاد ایران

علاوه بر این، آمریکایی‌ها با آرایشی که در میدان و رسانه علیه ایران گرفته‌اند، درصدد هستند که اگر این آرایش منجر به تسلیم ایران هم نشود، حداقل با ایجاد فضایی از عدم‌اطمینان و بی‌ثباتی، امکان فعالیت‌های اقتصادی مؤثر را در ایران سلب می‌کند. به عبارت دیگر، آمریکایی‌ها با این آرایش درصدد هستند که نظم اقتصادی ایران را به هم زده و امکان عادی شدن شرایط اقتصادی را از ایران سلب کنند.

3. فرسایش توان نظامی، انتظامی و امنیتی ایران

در عین حال باید توجه داشت که آمریکا از این طریق درصدد فرسایش توان امنیتی، نظامی و انتظامی ایران نیز می‌باشد؛ زیرا صدور پیام‌های متناقض از سوی آمریکایی‌ها و زنده نگه داشتن فضای نه جنگ و نه صلح در ارتباط با ایران، با آماده‌باش‌ها و فراخوان‌های مکرر نیروهای نظامی، انتظامی و امنیتی، آنها را دچار نوعی خستگی می‌کند و از این طریق، آمریکا امیدوار است که زمینه برای تحقق هدف اصلی خود که همانا تسلیم ایران با کمترین هزینه است، محقق شود. هرچند باید توجه داشت که نیروهای نظامی، انتظامی و امنیتی از مؤمن‌ترین و وفادارترین نیروها به نظام و وطن بوده و اگرچه در شرایط موجود در حال مجاهدت هستند و به طور طبیعی، این شرایط حاوی دشواری‌هایی است، اما این نیروها خود را جان‌فدای ملت می‌دانند و مثل همیشه با نقش‌‌آفرینی‌های مؤثر خود توطئه‌های دشمن را به بن‌بست می‌رسانند.

4. امید دادن به آشوب‌گران

علاوه بر آنچه گفته شد، امید دادن به هسته‌های آشوب‌گر و ضدانقلاب در داخل ایران می‌تواند مدنظر آمریکایی‌ها در این بازی‌های رسانه‌ای باشد؛ بدین ترتیب که آمریکا با وقوف به وجود هسته‌های آشوب‌گر و گروهک‌های ضدانقلاب در ایران، به‌منظور امید دادن به آنها و در صورت لزوم، استفاده از ظرفیت آنها برای ایجاد دور جدیدی از آشوب‌‌های خونین خیابانی، تلاش می‌کند که در عین ورود به مذاکرات با ایران، ادبیات تهدیدآمیز را نیز در قبال ایران حفظ کرده تا به افراد و گروهک‌های مذکور بابت حمایت‌های خود امید بدهد.

با توجه به آنچه گفته شد، در مجموع در باب فضاسازی‌های آمریکا باید گفت که آمریکا درصدد یک جنگ کم‌هزینه، کم‌شدت و کوتاه‌مدت با ایران است، به‌گونه‌ای که با صرف کمترین هزینه و در کمترین زمان ممکن بتواند کار ایران را یکسره سازد و در این میان، تشدید فضای روانی و حتی تناقض و ابهام در ارسال پیام به ایران با هدف مقدمه‌چینی برای این توطئه آمریکا می‌باشد؛ زیرا درست زمانی که ترامپ مدعی اولویت دیپلماسی با ایران است و حتی مذاکراتی در مسقط عمان میان طرفین شروع شده است که قرار است دور بعدی آن هم برگزار شود، اما روند ارسال تجهیزات نظامی از نقاط مختلف جهان به منطقه و در مناطق پیرامونی ایران ادامه دارد و آرایش نظامی آمریکا در منطقه هم شدیدتر شده است.

در همین زمینه قابل‌ذکر است که ویتکاف و جرد کوشنر مذاکره‌کنندگان آمریکا در مسقط، بعد از مذاکرات، از ناو آبراهام لینکلن هم بازدید کردند و درست بعد از دور اول مذاکرات در مسقط، آمریکا تحریم‌های جدیدی را علیه ایران اعمال کرد. همین امر نشان می‌دهد که آمریکایی‌ها به موازات مذاکره، درصدد تشدید فشارها علیه ایران هستند و استفاده از ابزار نظامی را به‌موازات مذاکرات پیش می‌برند. بنابراین، پیام‌هایی که گاهاً از مقامات آمریکایی پیرامون کاهش تنش‌ها با ایران و اولویت دیپلماسی و... شنیده می‌شود، بیشتر ماهیت عملیات روانی دارد و با واقعیت‌های میدانی هم‌خوانی ندارد.

آیا ایران در برابر آمریکا تسلیم خواهد شد؟

بررسی کنش و واکنش ایران در برابر اقدامات آمریکایی‌های نشان می‌دهد که ایران هیچ انگیزه و اراده‌ای برای تسلیم در برابر فشارهای آمریکا ندارد و حتی آمادگی برای ورود به یک جنگ تمام‌عیار را دارد. به زبان دقیق‌تر، ایران با مجموع پیام‌ها و مواضعی که در برابر آمریکا اتخاذ کرده است، مبتنی بر چهار اصل در برابر آمریکا سیاست‌های خود را تنظیم کرده است:

1. تسلیم بدون جنگ امکان‌پذیر نیست؛ یعنی اگرچه آمریکا در میدان و در رسانه به تشدید فضای تخاصمی علیه ایران پرداخته تا شاید بدون جنگ ایران را تسلیم فشارهای خود کند، اما در نقطه مقابل، ایران بدون اثرپذیری از این فضاسازی آمریکایی‌ها، آمادگی ورود به یک جنگ را دارد و به طرح مقابل تفهیم کرده است که سرنوشت رویارویی با ایران با این فضاسازی‌ها تعیین نمی‌شود، بلکه این جنگ است که سرنوشت رویارویی را مشخص می‌کند.

2. این جنگ، برخلاف تصور و محاسبات آمریکا، منجر به وارد آوردن خسارت‌های متعدد به آمریکا و منافع آن در منطقه خواهد شد. به تعبیر دیگر، در این جنگ، ایران به‌صورت جدی و گسترده به افراد، منافع و امکانات آمریکایی حمله خواهد کرد و تلفات سنگینی به آنها تحمیل خواهد کرد.

3. برخلاف تصورات آمریکا، این جنگ طولانی‌مدت و فرسایشی خواهد بود. درواقع، ایران آمادگی آن را دارد که ضمن وارد کردن تلفات گسترده به طرف مقابل در جنگ احتمالی آینده، جنگ را به مدت طولانی ادامه داهد و طرف مقابل را گرفتار یک جنگ فرسایشی کند.

4. این جنگ ابعاد و دامنه‌های کنترل‌نشده دارد و دامنه‌های آن به منطقه و حتی فراتر از منطقه کشیده خواهد شد. تهدید رهبر معظم انقلاب به آغاز یک جنگ منطقه‌ای و در همین زمینه، رونمایی ایران از موشک خرمشهر 4 با برد بیش از پنج هزار کیلومتر که می‌تواند فراتر از منطقه هم به منافع آمریکا و متحدانش لطمه وارد کند، در راستای معتبرسازی تهدیدات ایران و نشان دادن قابلیت ایران در کشاندن دامنه‌های جنگ به منطقه و فرامنطقه است.

سخن پایانی

تشدید عملیات روانی ترامپ و دیگر مقامات آمریکایی علیه ایران، آنگونه که آمریکایی‌ها در قبال ونزوئلا هم این کار را کردند، به‌طور عمده با هدف تضعیف انسجام ملی در ایران، قرار دادن مقامات ایران در فضای ابهام راهبردی به‌منظور بالا بردن امکان خطای راهبردی از سوی ایران، افزایش بی‌ثباتی اقتصادی در ایران و در نهایت، فرسایش توان نظامی، انتظامی و امنیتی ایران است و در این زمینه، از پیام‌های متناقض آنها در قبال ایران به هیچ‌وجه نباید گرفتار خطا شد و تصور کرد که آمریکایی‌ها درصدد حل مسأله با ایران هستند؛ زیرا در جنگ 12 روزه نیز درست چند ساعت قبل از آغاز جنگ، مقام‌های مختلف آمریکایی از ابراز علاقه برای حل مسأله با ایران، اولویت دیپلماسی و ضرورت دوری از جنگ سخن گفتند یا در ارتباط با ونزوئلا نیز آمریکا در حالی به ربایش مادورو اقدام کرد که پیش از آن، طی تماس تلفنی ترامپ و مادورو قرار شد که مذاکراتی میان آمریکا و ونزوئلا صورت گیرد و در این میان، درست زمانی که ونزوئلا منتظر ورود هئیت آمریکایی برای مذاکره بود، رئیس‌جمهور این کشور ربوده شد. بنابراین، با حفظ حداکثر بدگمانی و بی‌اعتمادی باید به پیام‌های به‌ظاهر مسالمت‌آمیز آمریکایی‌ها نگریست و تقریباً با اطمینان باید گفت که این پیام‌ها، با هدف فریب ایران ارسال می‌‌شود. از این‌رو، ارسال این پیام‌ها نباید باعث غفلت شود.

گزارش خطا
captcha
آخرین اخبار
تداوم تنشِ ایران و آمریکا
رمزگشایی از پالسِ معنادار تهران
توافقی با ابعاد فراتر از همکاری دفاعی
توافق‌نامه مکه نماد تغییر توازن قدرت در منطقه غرب آسیا
بازتعریف قدرت در عصر جنگ‌های چندجبهه‌ای
از زرادخانه تا کارخانه؛ معیار جدید قدرت نظامی
نگاهی به پیمان تشریفاتی مکه؛
توافقی موقتی در بحبوحه جنگ
معادله پیش‌بینی نشده واشنگتن
جنگی که هزینه‌اش به صاحبان جنگ برگشته است
آنچه رئیس جمهور آمریکا نمی‌تواند پنهان کند؛
تناقض معنادار ترامپیست‌ها در مورد جنگِ ایران
سلاحی برای هژمونی یا محور چالش‌های جدید؟
سرمایه‌داری جهانی و نفت
تحلیل راهبردی از اهداف سفر نتانیاهو به واشینگتن
نتانیاهو و نمایشِ سیاستی کلیشه ای علیه ایران
در سایه تشدید تنش‌های منطقه‌ای
سفر نتانیاهو به واشنگتن؛ مقدمه جنگ یا آتش‌بس؟