- گادی آیزنکوت: تغییر حکومت در ایران هدف درستی برای جنگ نیست؛ نتانیاهو درباره بمب اتمی ایران دروغ میگوید!
- مردم برزیل به حامی سرسخت ترامپ رأی ندادند
- دستگیری بیش از ۱۴۰۰ معترض در فرانسه
- بیانیه مطبوعاتی نشست چهارجانبه ایران، پاکستان، ترکیه، عربستان درباره امنیت و ثبات منطقهای
- شانس نتانیاهو برای باقی ماندن در سمت نخستوزیری اسرائیل
- رضا شاه روحت شاد؟!
- تصویری از آخرین حضور رهبر شهید انقلاب در مراسم عزاداری شهادت حضرت فاطمه زهرا (س) در حسینیه امام خمینی (ره)
- اکونومیست: درصد رأیدهندگان آمریکایی که معتقدند اعزام نیروهای نظامی برای جنگ در موارد زیر اشتباه بوده است
- زلنسکی برای گرفتن پدافند به قدرت موشکی ایران اعتراف کرد
- آیا بمب اتمی خواهیم ساخت؟!
- سردار جوانی: بحرانهای غرب تازه با پیامدهای جنگ علیه ایران روبهرو شدهاند
- لیست سیاه تنگه هرمز ۱۲۲ تایی شد
- پاریس در آتش!
- المیادین: تنگه هرمز زیر سلطه ایران؛ سلاحهای جدید در راه و برخورد قاطع با کشتیهای متخلف
- دبیرکل کتائب سیدالشهدای عراق: ایران با تهدید واقعی مواجه شود، قطعاً وارد جنگ میشویم
رقابتهای انتخاباتی کنست رژیم صهیونیستی
1. آرایش سیاسی و احزاب اصلی
در ساختار سیاسی رژیم صهیونیستی، دو جریان اصلی شامل ائتلاف حاکم به رهبری بنیامین نتانیاهو و جریان مخالف یا اپوزیسیون وجود دارد. در کنار این دو جریان، احزاب عربی فلسطینی ساکن سرزمین های 1948 و برخی احزاب مستقل نیز در رقابتهای انتخاباتی نقش دارند.
ائتلاف حاکم از حزب لیکود به رهبری نتانیاهو و مجموعهای از احزاب مذهبی و راستگرای افراطی تشکیل شده است. لیکود در انتخابات قبلی ۳۲ کرسی کسب کرد و احزاب حریدی و مذهبی نیز در مجموع ۳۲ کرسی در اختیار داشتند. شاس، اتحاد یهودیت توراتی، صهیونیسم مذهبی و عوتسما یهودیت از جمله احزاب این مجموعه هستند.
در مقابل، اپوزیسیون از طیفهای مختلف سیاسی تشکیل شده است. حزب یاشار به رهبری گادی آیزنکوت، حزب لیکود، ائتلاف «باهم» به رهبری نفتالی بنت و یائیر لاپید، حزب دموکراتها و حزب اسرائیل خانه ما به رهبری آویگدور لیبرمن از بازیگران مهم این رقابت هستند. حزب دموکراتها حاصل ادغام جریانهای چپ، از جمله مرتس و حزب کار است، جریانهایی که در سالهای نخست تأسیس رژیم صهیونیستی قدرت قابلتوجهی داشتند اما در دورههای اخیر با کاهش حمایت مواجه شدهاند. ائتلاف نفتالی بنت و یائیر لاپید نیز ترکیبی از دو رویکرد متفاوت است: بنت گرایش راستگرایانه دارد و لاپید بیشتر با رویکردهای سکولار و لیبرال شناخته میشود.
احزاب عربی فلسطینی نیز بخش دیگری از آرایش سیاسی را تشکیل میدهند. حدش و تعال از احزاب شناختهشده این جریان هستند و فهرست مشترک عربی در این عرصه اهمیت دارد. حزب رعام به رهبری منصور عباس نیز در این مجموعه قرار میگیرد و در نظرسنجیها حدود ۵ کرسی دارد. با وجود تعداد محدود کرسیها، احزاب فلسطینی میتوانند در شرایطی که دو جریان اصلی به اکثریت نمیرسند، نقش تعیینکنندهای ایفا کنند.
پس از عملیات طوفان الاقصی در ۷ اکتبر، جریان دیگری متشکل از نیروهای ذخیره ارتش نیز وارد عرصه سیاسی شدند. این نیروها با انتقاد از عملکرد دولت و ارتش در جنگ غزه، درصدد ایجاد تشکیلات سیاسی مستقل برآمدند. همچنین اوفر وینتر که دبیر نظامی دولت قبلی نتانیاهو بود، با تشکیل حزب مستقل خود وارد رقابت شده است؛ حزبی که از نظر دیدگاههای نظامی و امنیتی به جریان راست نزدیکتر است.
در افکار عمومی جامعه رژیم صهیونی، مسبب اصلی عملیات طوفان الأقصی، سیاست های اشتباه و افراطی نتانیاهو قلمداد میگردد. در این راستا رونین بار، رئیس سابق سرویس امنیت داخلی اسرائیل (شاباک)اخیراً دادخواستی را علیه نتانیاهو، در دادگاه تنظیم کرد. این دادخواست برای نخستین بار سلسلهای از حقایق متکی به اسناد و شهادتها را ارائه میدهدکه ادعای بنیامین نتانیاهو مبنی بر عدم دریافت هشدارهای متوالی پیش از عملیات طوفان الأقصی، پنهان کردن برخی اطلاعات از او و ارتکاب «قصورها و جرایم» از سوی مقامات ارشد نهادهای امنیتی را به طور کامل تکذیب میکند و تأکید دارد که این رفتار نتانیاهو اقدامی در راستای منحرف کردن نگاهها از مسئولیت وی به عنوان نخست وزیر درباره (شکست) ۷ اکتبر، تبرئه خود از مسئولیت و تلاش برای انداختن تمام تقصیرها به گردن دیگران از جمله رونین بار، صورت میگیرد. وی اعلام کرد که به عنوان رئیس دستگاه شاباک، مسئولیت قصور این دستگاه را در ارائه اطلاعات امنیتی لازم درباره عملیات طوفان الأقصی و زمانبندی آن را بر عهده میگیرم. از این رو، با سر فرود آوردن در برابر خانوادههای قربانیان، از سمت خود استعفا کردم. این شکایت بازتاب ویژه خود را در فضای سیاسی اصولاً ملتهب اسرائیل در آستانه برگزاری انتخابات کنست (پارلمان) به جا گذاشته است.
2. آخرین وضعیت نظرسنجیها و موانع تشکیل کابینه
بر اساس آخرین نظرسنجیها، حزب یاشار به رهبری گادی آیزنکوت ۲۴ کرسی، لیکود ۲۱ کرسی، ائتلاف بنت و لاپید ۱۴ کرسی، دموکراتها ۱۳ کرسی و حدش ـ تعال و رعام حدود 14 کرسی دارد. همچنین اسرائیل خانه ما حدود ۸ تا ۹ کرسی، عوتسما یهودیت ۷ کرسی، صهیونیسم مذهبی ۶ کرسی و اتحاد یهودیت توراتی ۶ کرسی کسب میکنند. حزب اوفر وینتر و حزب نیروهای ذخیره نیز هرکدام حدود ۴ کرسی دارند هرچند در برخی نظرسنجیها کسب حدنصاب برای این دو جریان قطعی نیست.
در میانگین نظرسنجیهای یک ماه گذشته، ائتلاف نتانیاهو حدود ۴۵ تا ۵۴ کرسی و اپوزیسیون حدود ۵۹ تا ۶۱ کرسی داشته است. در نتیجه، هیچیک از دو جریان بهطور قطعی توان تشکیل کابینه را ندارد.
مهمترین مانع، دشواری جذب احزاب دیگر است. احزاب عربی فلسطینی از نظر تعداد کرسیها میتوانند در تعیین نتیجه انتخابات اثرگذار باشند، اما حساسیت جامعه صهیونیستی نسبت به حضور آنان در کابینه بالاست. به همین دلیل، احزاب مخالف نتانیاهو نیز برای اعلام همکاری با این جریان با محدودیت سیاسی مواجه هستند.
از سوی دیگر، اوفر وینتر و حزب نیروهای ذخیره نیز با محدودیتهایی روبهرو هستند. این دو جریان بر اجرای اجباری خدمت سربازی حریدیها تأکید دارند، موضوعی که با مخالفت احزاب مذهبی همپیمان نتانیاهو مواجه است. بنابراین، حتی نزدیکی فکری این احزاب به جریان راست نیز لزوماً به تشکیل ائتلاف منجر نمیشود.
3. حمایت ترامپ از نتانیاهو و پیامدهای منطقهای
حمایت دونالد ترامپ از نتانیاهو در چارچوب پروژههای مشترک منطقهای دو طرف قابل بررسی است. همکاری آنها فراتر از رقابت سیاسی روزمره ارزیابی میشود و با طرحهایی مانند معامله قرن و اهداف صهیونیستی در مسئله فلسطین ارتباط دارد. پیروزی نتانیاهو میتواند زمینه پیشبرد هماهنگتر این سیاستها را فراهم کند.
پس از عملیات طوفان الأقصی، راهبرد رژیم صهیونیستی از سیاست موسوم به «چمنزنی»، یعنی تضعیف دورهای توان مقاومت، به سمت «حذف تهدید» تغییر کرده است. بر این اساس، هدف صرفاً مهار موقت مقاومت نیست، بلکه از بین بردن توان و ساختارهای آن دنبال میشود. در صورت تداوم همکاری نتانیاهو و ترامپ، احتمال تشدید درگیریها و افزایش فشار نظامی بر محور مقاومت وجود خواهد داشت.
در مقابل، پیروزی گادی آیزنکوت نیز به معنای تغییر اساسی در رویکرد نظامی رژیم صهیونیستی نخواهد بود. آیزنکوت در طراحی و اجرای دکترین ضاحیه در جنگ ۳۳روزه لبنان و 51 روزه غزه نقش داشته و در تدوین راهبرد نظامی سال ۲۰۱۵ رژیم صهیونیستی مبنی بر لزوم جنگ در 7 جبهه و اقدام علیه ایران نیز مشارکت داشته است. همچنین راهبرد «جنگ بین جنگها» که توسط آیزنکوت طراحی و ماحصل آن در سوریه مشاهده شد، با هدف حملات مستمر برای تضعیف دشمن، در این چارچوب قرار دارد لذا از نظر سابقه نظامی و رویکرد تقابلی با محور مقاومت، تفاوت بنیادینی میان آیزنکوت و نتانیاهو مشاهده نمیشود.
تفاوت مهم آنها در سطح روابط خارجی و توان لابیگری است. نتانیاهو به دلیل سابقه فعالیت در آمریکا و ارتباط گسترده با لابیهای این کشور، از ظرفیت بیشتری برای هماهنگی با واشنگتن برخوردار است درحالیکه آیزنکوت برای ایجاد چنین شبکهای به زمان نیاز خواهد داشت. از این منظر، احتمال دارد در صورت پیروزی آیزنکوت، هماهنگی اولیه با آمریکا زمانبرتر باشد، هرچند این مسئله بهتنهایی به معنای کاهش قطعی تهدیدهای نظامی نیست.
4. سناریوهای احتمالی انتخابات
سناریوی نخست، ناتوانی هر دو جریان در تشکیل کابینه است. با توجه به فاصله محدود کرسیها و دشواری جذب احزاب دیگر، محتملترین سناریو در شرایط توصیفشده، ناکامی در تشکیل کابینه، انحلال کنست و برگزاری انتخابات مجدد حدود سه ماه بعد است. در این حالت نتانیاهو به مدت 3 ماه تا انتخابات بعدی، رئیس دولت موقت می شود و اختیارات آن مانند دستور جنگ و ... محدود و اگر مخالفان زیادی داشته باشد منوط به تأیید دو سوم کنست خواهد شد.
سناریوی دوم، تشکیل کابینه توسط اپوزیسیون است. اپوزیسیون به دلیل برخورداری از کرسیهای بیشتر، به اکثریت نزدیکتر است. افزایش مشارکت انتخاباتی یا جذب یکی از احزاب مستقل میتواند این جریان را به حدنصاب ۶۱ کرسی برساند. بااینحال، جذب احزاب فلسطینی با هزینه سیاسی همراه است و پیوستن اوفر وینتر یا نیروهای ذخیره به اپوزیسیون نیز چندان محتمل ارزیابی نمیشود. حتی تشکیل کابینه با ۶۱ کرسی میتواند شکننده باشد و خروج یک عضو از ائتلاف، اکثریت آن را از بین ببرد.
سناریوی سوم، موفقیت نتانیاهو در بازسازی ائتلاف است. نتانیاهو میتواند با جذب اعضای احزاب دیگر، وعده جایگاه در فهرستهای انتخاباتی یا افزایش مشارکت حامیان مذهبی و راستگرا، موقعیت خود را تقویت کند. بااینحال، تحقق این سناریو دشوار ارزیابی میشود.
سناریوی چهارم، تشکیل دولت ائتلافی میان نتانیاهو و آیزنکوت است. این امر در انتخابات2020 میان بنیامین نتانیاهو، رهبر لیکود و بنی گانتس، رئیس ائتلاف آبی- سفید ایجاد و بر اساس توافق مناقشه برانگیزی که میان این دو حاصل شد، بنا بود که نتانیاهو به مدت ۱۸ ماه نخست وزیر اسرائیل و سپس این مقام را برای ۱۸ ماه دوم به بنی گانتس واگذار کند که این ائتلاف سقوط و بنی گانتس هم در دور دوم نخست وزیر نشد و دولت ائتلافی سقوط کرد. دلیل این ائتلاف به دلیل شرایط خاص و در دورانی که نرخ بیکاری در اسرائیل به دلیل شیوع کرونا تا ۲۵ درصد افزایش یافته بود و همچنین حمایت های ترامپ از نتانیاهو با به رسمیت شناختن بلندی های جولان و انتقال سفارت آمریکا به قدس اشغالی ارزیابی میشد. بنابراین احتمال شکل گیری این ائتلاف هم وابسته به اتفاقات و تحولات غیر قابل پیش بینی است.