۱۴:۱۱
۱۴۰۵/۰۸/۰۷
نشست چهارجانبه تهران؛

تکاپوی دیپلماسی در سایه جنگ

م
از این منظر، پیمان مکه صرفاً یک توافق نظامی نیست؛ بلکه تلاشی برای بازتعریف مناسبات امنیتی در منطقه‌ای است که بازیگران آن نسبت به قابلیت اتکای ترتیبات موجود و پیامد‌های رقابت قدرت‌های بزرگ دچار دغدغه هستند.
کد خبر:
۴۱۰۶

نشست اخیر تهران میان مقام‌های ارشد ایران و نمایندگان عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان توجه محافل مختلف را به خود جلب کرده و ناظران آن را فراتر از یک دیدار دیپلماتیک معمولی ارزیابی کرده‌اند. این نشست در شرایطی برگزار شد که جنگ منطقه‌ای، تهدید ازسرگیری حملات آمریکا و اسرائیل علیه ایران و دور جدید نبرد بین عربستان و یمن، نگرانی‌های زیادی را نسبت به تشدید ناآرامی و بی ثباتی در سطح منطقه برانگیخته است.

نکته قابل توجه در نشست تهران آن است که سه کشور امضا کننده پیمان دفاع مشترک مکه، به‌جای موضع تقابلی، از در تعامل وارد شده و در شرایط حساس کنونی، گفت‌و‌گو با ایران را در دستور کار خود قرار داده‌اند.

این نشست را می‌توان نشانه‌ای از تکاپوی دیپلماسی برای ایجاد موازنه در موضوع تقویت توان بازدارندگی در مقابله با تهدید‌های امنیتی و جلوگیری از تبدیل رقابت‌های منطقه‌ای به جنگی فراگیر قلمداد کرد که تبعات و هزینه‌های احتمالی آن فراتر از آستانه تحمل کشور‌های منطقه می‌باشد.

با این حال، برگزاری نشست تهران لزوما به معنای دستیابی به توافقی پایدار نیست؛ زیرا اختلافات و ابهامات مربوط به مواضع و مناسبات اطراف مختلف همچنان وجود دارد. در عین حال، تلاش جمهوری اسلامی ایران آن است که این جلسه فراتر از فرصتی موقت برای مدیریت بحران و جلوگیری از تشدید درگیری‌ها، به نقطه آغاز یک سازوکار امنیتی فراگیر و درون‌زا تبدیل شود.

سه کشور عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان در ۷ اوت ۲۰۲۶ پیمان دفاع مشترک مکه را امضا کردند. بر اساس مفاد اعلام شده، حمله مسلحانه به یکی از اعضا به‌عنوان حمله به دیگر اعضا تلقی می‌شود و طرف‌ها متعهد به همکاری برای مقابله با تهدید‌های متوجه حاکمیت و تمامیت ارضی یکدیگر هستند. این پیمان برآیند ظرفیت‌های متفاوت این سه کشور است که شامل توان مالی و جایگاه انرژی عربستان، ظرفیت نظامی و بازدارندگی هسته‌ای پاکستان و توان دفاعی و موقعیت ژئوپلیتیکی ترکیه به عنوان عضو ناتومی باشد.

از این منظر، پیمان مکه صرفاً یک توافق نظامی نیست؛ بلکه تلاشی برای بازتعریف مناسبات امنیتی در منطقه‌ای است که بازیگران آن نسبت به قابلیت اتکای ترتیبات موجود و پیامد‌های رقابت قدرت‌های بزرگ دچار دغدغه هستند.

اعضای پیمان مکه این پیمان را ابزاری برای دفاع از حاکمیت ملی معرفی کرده‌اند، اما جمهوری اسلامی ایران ممکن است نزدیکی نظامی سه کشور را عاملی برای افزایش فشار راهبردی بر خود تلقی کند؛ به ویژه آنکه ایران در شرایط جنگی قرار دارد و مناسبات و همکاری‌های نزدیک ریاض و اسلام آباد از یک سو و روابط امنیتی عربستان با آمریکا و عضویت ترکیه در ناتو و نیز جنگ یمن از دیگر سو، حاکی از پیچیدگی و حساسیت اوضاع در شرایط کنونی می‌باشد.

در چنین شرایطی، گفت‌وگوی اعضای پیمان با ایران از اهمیت زیادی برخوردار است و این اقدام نشان می‌دهد که حتی کشور‌هایی که در پی تقویت همکاری دفاعی هستند، ضرورت ارتباط با رقیب منطقه‌ای خود را نادیده نمی‌گیرند. به عبارتی از نگاه این کشور‌ها بازدارندگی و دیپلماسی الزاماً دو مسیر متضاد نیستند؛ اما جمع کردن آنها در یک چارچوب پایدار مستلزم مقدماتی از جمله اعتمادسازی و تعریف منافع مشترک می‌باشد.

مذاکرات نشست تهران تنها به روابط دوجانبه یا آینده پیمان مکه محدود نبوده است. ایجاد چارچوبی منطقه‌ای برای عدم تجاوز، ازسرگیری مذاکرات ایران و آمریکا، درگیری عربستان و انصارالله، وضعیت تنگه هرمز و محاصره بنادر ایران از جمله موضوعات مطرح شده بوده‌اند.

این دستور کار نشان می‌دهد که بحران منطقه‌ای اکنون به مجموعه‌ای از مسائل به هم پیوسته تبدیل شده است. ادامه جنگ ایران و آمریکا، امنیت عربستان، تحولات یمن و اختلال در تردد دریایی در تنگه هرمز پرونده‌هایی هستند که در هم تنیده شده و بر معادلات و محاسبات هر کشور تاثیرگذار خواهد بود.

به نظر می‌رسد مهم‌ترین مانع دستیابی به توافق بین تهران و اشنگتن، اختلاف بر سر ترتیب اقدامات و تضمین‌های امنیتی است. جمهوری اسلامی ایران خواهان رفع محاصره بنادر و محدودیت‌های صادرات نفت خود پیش از ورود به مذاکرات هسته‌ای است و در مقابل، واشنگتن کاهش سطح غنی‌سازی اورانیوم را از خواسته‌های اصلی خود می‌داند. این اختلاف نشان می‌دهد که حتی اگر کشور‌های منطقه بتوانند کانال گفت‌و‌گو را باز نگه دارند، حل بحران فراتر از اختیار مستقیم آنهاست.

بنابراین، بر خلاف برخی گمانه زنی‌های رسانه‌ای، موضوع نشست تهران، حل اختلافات بنیادین ایران و آمریکا نیست و حداکثر دستاورد آن می‌تواند کاهش خطر محاسبه اشتباه، ایجاد زمان برای دیپلماسی و فراهم کردن مقدمات یک تفاهم محدود باشد.

در این میان، پاکستان از موقعیت ویژه‌ای برخوردار است؛ زیرا هم عضو پیمان مکه است و هم در ماه‌های اخیر نقش میانجی میان تهران و واشنگتن را ایفا کرده است. این کشور از تشدید جنگ در همسایگی خود، بی‌ثباتی اقتصادی و گسترش ناامنی منطقه‌ای متضرر خواهد شد. در نتیجه، اسلام‌آباد انگیزه کافی دارد که خود را به‌عنوان بازیگری مؤثر در مدیریت بحران معرفی کند. با این حال، توان پاکستان برای تضمین اجرای توافقی احتمالی به میزان پذیرش پیشنهاد‌های آن از سوی ایران و آمریکا بستگی دارد.

از سوی دیگر، ترکیه نیز می‌کوشد میان روابط خود با کشور‌های عربی، عضویت در ناتو و ضرورت جلوگیری از گسترش جنگ توازن برقرار کند. حضور رئیس سازمان اطلاعات ترکیه در نشست، به جای اتکای صرف به کانال‌های معمول دیپلماتیک، نشان‌دهنده حساسیت امنیتی مذاکرات است. آنکارا در عین همکاری دفاعی با ریاض و اسلام‌آباد، انگیزه دارد که از شکل‌گیری بحرانی جلوگیری کند که می‌تواند تجارت، انرژی و موازنه قدرت منطقه‌ای را بیش از پیش دچار اختلال کند.

نقطه قوت ترکیب نشست تهران، برخورداری از کانال‌های ارتباطی متفاوت و امکان انتقال پیام میان طرف‌های متخاصم است. نقطه ضعف آن نیز این است که هیچ‌یک از این کشور‌ها به تنهایی قادر نیست تصمیم‌های واشنگتن، تهران یا محور مقاومت منطقه را کنترل کند.

جمهوری اسلامی ایران، اما بر ضرورت تأمین امنیت منطقه به دست کشور‌های خود منطقه و جلوگیری از مداخله خارجی تاکید دارد که به مقوله امنیت درون زا معروف شده است. پرسش اصلی این است که آیا چنین مفهومی می‌تواند به یک برنامه اجرایی مشترک تبدیل شود؟

امنیت درون‌زا زمانی معنا پیدا می‌کند که کشور‌های منطقه، باوجود اختلافات سیاسی و رقابت‌های راهبردی، بر مجموعه‌ای از قواعد مشترک توافق کنند از جمله احترام به حاکمیت کشورها، خودداری از حمله به زیرساخت‌های غیرنظامی، ایجاد کانال‌های ارتباط اضطراری، شفافیت نسبی درباره تحرکات نظامی و حل اختلافات از طریق مذاکره.

بدون چنین قواعدی، تأکید بر امنیت منطقه‌ای تنها در حد یک شعاری سیاسی باقی خواهد ماند. علاوه بر این، تفاوت دیدگاه‌ها درباره نقش آمریکا، اسرائیل، محور مقاومت و ترتیبات دفاعی منطقه‌ای، دستیابی به توافق را دشوار می‌کند. سه کشور عضو پیمان مکه با آمریکا به نحوی متحد هستند؛ حال آنکه میان تهران و واشنگتن خصومت دیرینه و عمیق وجود دارد.

برای ایران، آزمون اصلی آن است که آیا می‌تواند نگرانی همسایگان خود را درباره حملات و بی‌ثباتی منطقه‌ای در یک چارچوب دیپلماتیک پاسخ دهد؟ برای عربستان و شرکایش نیز مسئله این است که آیا می‌توانند نگرانی‌های امنیتی ایران را به رسمیت بشناسند و از تبدیل پیمان دفاعی مکه به ابزاری برای تشدید تقابل جلوگیری کنند؟

با توجه به شرایط و فضای عمومی منطقه، برای نتایج نشست تهران سه سناریو متصور است:

۱) مدیریت محدود بحران: محتمل‌ترین دستاورد کوتاه‌مدت، ادامه مذاکرات، حفظ کانال‌های ارتباطی و تلاش برای جلوگیری از تشدید درگیری‌هاست. بیانیه پایانی نشست نیز بر ادامه گفت‌و‌گو برای تقویت همکاری در حوزه صلح و امنیت منطقه‌ای تأکید کرده و البته توافق اجرایی مشخصی اعلام نشده است.

۲) دستیابی به تفاهم منطقه‌ای: اگر ایران، عربستان، ترکیه و پاکستان بتوانند بر اصول عدم تجاوز، کاهش حملات و مدیریت بحران توافق کنند، نشست تهران می‌تواند به پایه‌ای برای همکاری امنیتی گسترده‌تر تبدیل شود. مشارکت قطر در تلاش‌های میانجیگرانه نیز می‌تواند به تقویت این روند کمک کند. بااین‌حال، تحقق این سناریو به توافق درباره تضمین‌های امنیتی و ارتباط آنها با مذاکرات ایران و آمریکا وابسته است و در نتیجه باموانع زیادی روبه رو می‌باشد.

۳) تشدید تنش ها: اگر جنگ ادامه یابد، مذاکرات تهران و واشنگتن شکست بخورد و یا پیمان مکه در عمل به گسترش رویارویی نظامی بینجامد، نشست تهران ممکن است صرفاً وقفه‌ای کوتاه در مسیر تشدید بحران باشد. در این صورت، پیامدهایی، چون افزایش هزینه‌های نظامی، اختلال در تجارت و انرژی و گسترش ناامنی در خلیج فارس و یا باب المندب در از ذهن نخواهد بود.

در مجموع نشست تهران درباره پیمان دفاعی مکه را باید تلاشی مهم برای مدیریت بحران منطقه‌ای دانست، نه نشانه پایان اختلافات یا پدید آمدن قطعی یک نظم امنیتی جدید. اهمیت اصلی این رویداد در آن است که اعضای یک ائتلاف دفاعی، در اوج تنش‌های منطقه‌ای، ضرورت گفت‌و‌گو با ایران را پذیرفته و بر ادامه رایزنی‌ها توافق کرده‌اند. این امر حاکی از به رسمیت شناختن جایگاه و قدرت منطقه‌ای جمهوری اسلامی ایران است که به رغم دو جنگ با آمریکا و رژیم صهیونیستی و انواع فشار‌های سیاسی و اقتصادی، همچنان در معادلات امنیتی منطقه نقش اساسی دارد.

گزارش خطا
captcha
آخرین اخبار
آنچه دولت‌های اروپایی پنهان می‌کنند؛
سه پرده معنادار از اعتراضات عمومی در اروپا
پایان بن‌بست پنج‌ماهه در بغداد؛
۱۴ عضو جدید به کابینه الزیدی پیوستند
واشنگتن در انتظار تسلیم؛
تهران در آزمون تاب‌آوری
معادله دشوار ترکیه در یمن؛
حمایت از عربستان بدون تقابل با ایران
حملات انصارالله به فرودگاه‌های عربستان سعودی؛
ابزار فشار یا مقدمه تشدید درگیری؟
ترکیه و لبنان در مسیر شراکت استراتژیک؛
فرصت‌ها و موانع
از وعده توقف حملات تا آماده‌سازی گزینه نظامی؛
پشت‌پرده محاسبات ترامپ درباره ایران
فرار بمب‌افکن‌های آمریکایی از فیرفورد؛
رسوایی جدید برای ترامپیست‌ها!
از صعده تا باب‌المندب؛
روایت صعود قدرت نظامی انصارالله
جایگاه امارات در نظم نوظهور؛
قطب مستقل یا ضلع آسیب‌پذیر محور ضدایرانی