- بسیج فرهنگ ناب و کامل از ثمرات انقلاب اسلامی
- لفاظیهای تفرقهافکنانه عناصر همسو امریکایی- سعودی در لبنان
- از تثبیت پیروزی و رد مذاکره تا تقویت بسیج و وحدت ملی
- نظم اروپا به بهای قربانی کردن اوکراین
- رمزگشایی از 2 شوک بزرگ به ترامپیستها
- ترور های رژیم صهیونیستی درلبنان وغزه
- یک پروژه توسعهای یا تغییر جمعیتی؟
- سوختن کرانه باختری در سایه سکوت عربی و جنایت صهیونی
- افسانه ایجاد «خاورمیانه جدید» و قمار تشکیل «اسرائیل بزرگ»
- بازی استراتژیک چین در قفقاز جنوبی
- نگاهی بر انتخابات پارلمانی عراق با تأکید بر شکست پروژه های دشمن
- واکاوی پیامهای اعتراف تاریخی ترامپ در مورد جنگ 12 روزه
- تلاش آمریکا برای بازسازی قدرت نرم از مسیر آسیای مرکزی
- از تحریم ناکام تا بازآرایی قدرت شیعیان در انتخابات پارلمانی عراق
دونالد ترامپ، یک روایت و چند پیام
سید عباس عراقچی وزیر امور خارجه کشورمان به تازگی دست به یک افشاگری بزرگ در مورد جنس رویکرد دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا در رابطه با ایران زده است. او در جریان یک گفتوگو گفته است که رئیس جمهور آمریکا در نامهای که پیشتر برای مقام معظم رهبری فرستاده، صرفا از دو گزینه در رابطه با کشورمان صحبت کرده است. وی گفته یا تهران باید به مذاکره مستقیم با آمریکا برای نابودی غنی سازی اورانیوم و توان موشکی خود تن بدهد و یا پذیرای جنگ و خونریزی باشد! تنها اندکی پس از این افشاگری عراقچی، شاهد بازتابهای مختلف آن در رسانههای گوناگون و طرح دیدگاههای متنوع در این زمینه بودهایم. با این همه، به نظر میرسد که در پشت پرده این روایت و آنچه ترامپ گفته، ۴ پیام قابلتامل نهفته است.
اول اینکه بار دیگر این نکته اثبات شد که چرا مقام معظم رهبری تاکنون بارها و بارها به این مساله اشاره داشتهاند که تعامل با آمریکا و دولتمردان این کشور، هیچ دستاورد و نفعی برای ایران ندارد. در حقیقت، مقامهای آمریکایی وقتی صحبت از تعامل و دیپلماسی با ایران میکنند، عملا به دنبال دیکته کردن به کشورمان و تضعیف منافع و قدرت ملی ایران هستند. والا در یک مذاکره و گفتگوی منطقی، کشورها باید قائل به حقوق و منافع یکدیگر باشند و اینکه توقع داشته باشند کشوری نظیر ایران، بلهقربانگوی آمریکا و فردی نظیر ترامپ باشد، توهمی بیش نیست.
نکته دوم اینکه بار دیگر این گزاره اثبات شد که آمریکا، تعامل و دیپلماسی ادعایی با ایران را اهرمی برای ضربهزدن به کشورمان و نه حل مشکلات میان تهران-واشینگتن ارزیابی میکند. در حقیقت، چون قدرتهای غربی و به طور خاص آمریکا با ابزارهای قدرت سخت نمیتوانند دستورکارهای مطلوب خود را به ایران دیکته کنند و کشورمان را به تسلیم وادارند، مذاکره با تهران را به مثابه اهرمی در راستای تداوم خصومتورزی علیه کشورمان ارزیابی میکنند و از این طریق به دنبال آسیب رساندن به ایران هستند. از این رو، مذاکره ادعایی غرب در رابطه با ایران، چیزی جز خصومت ورزی به شیوهای دیگر نیست.
نکته سوم اینکه با توجه به روند تحولات ماههای گذشته این گزاره اثابت شده که ترامپ در مساله ایران، در یک بنبست تمام عیار است. آمریکاییها و مجموعه غرب نه در جریان جنگ تحمیلی ۱۲ روزه توانستند اهداف و دستورکارهای خود را به ضرر کشورمان با موفقیت به پیش برند و نه توان هستهای و موشکی ایران از بین رفته است. جالب اینکه پس از جنگ تحمیلی ۱۲ روزه، به نظر میرسد اراده ایران برای تقویت هرچه بیشتر قدرت موشکی و هستهایاش بیشتر از قبل هم شده است. از این رو، ترامپ و متحدانش عملا در معادله ایران، در یک بنبست تمامعیار هستند؛ و نکته چهارم اینکه افشاگری از پیام متوهمانه ترامپ به ایران، این نکته که افکار عمومی نیز باید آگاهی و بصیرت خود در مورد نیات آمریکا را افزایش دهند، بیش از پیش به یک ضرورت تبدیل کرده است. وقتی رئیس جمهور آمریکا جلوی دوربینهای خبری از اراده مثبت خود برای دیپلماسی با ایران حرف میزند، اما در پشت پرده تسلیم و تضعیف ایران را میخواهد و میگوید به چیزی جز تسلیم همه جانبه تهران راضی نیست، این مساله حاکی از یک واقعیت است و آن هم این میباشد که دشمن، برای پیشبرد دستورکارهای مطلوب خود، روی فریب افکار عمومی ایران و جهان حساب کرده و هرگامی که در مسیر افشای این موضوع برداشته میشود، خود میتواند توطئههای طراحی شده از سوی آن علیه کشورمان را خثنی کند. از این رو، افزایش آگاهی افکار عمومی در این رابطه و تقویت انسجام ملی، یک الزام راهبردی برای ایران امروز است.