- گادی آیزنکوت: تغییر حکومت در ایران هدف درستی برای جنگ نیست؛ نتانیاهو درباره بمب اتمی ایران دروغ میگوید!
- مردم برزیل به حامی سرسخت ترامپ رأی ندادند
- دستگیری بیش از ۱۴۰۰ معترض در فرانسه
- بیانیه مطبوعاتی نشست چهارجانبه ایران، پاکستان، ترکیه، عربستان درباره امنیت و ثبات منطقهای
- شانس نتانیاهو برای باقی ماندن در سمت نخستوزیری اسرائیل
- رضا شاه روحت شاد؟!
- تصویری از آخرین حضور رهبر شهید انقلاب در مراسم عزاداری شهادت حضرت فاطمه زهرا (س) در حسینیه امام خمینی (ره)
- اکونومیست: درصد رأیدهندگان آمریکایی که معتقدند اعزام نیروهای نظامی برای جنگ در موارد زیر اشتباه بوده است
- زلنسکی برای گرفتن پدافند به قدرت موشکی ایران اعتراف کرد
- آیا بمب اتمی خواهیم ساخت؟!
- سردار جوانی: بحرانهای غرب تازه با پیامدهای جنگ علیه ایران روبهرو شدهاند
- لیست سیاه تنگه هرمز ۱۲۲ تایی شد
- پاریس در آتش!
- المیادین: تنگه هرمز زیر سلطه ایران؛ سلاحهای جدید در راه و برخورد قاطع با کشتیهای متخلف
- دبیرکل کتائب سیدالشهدای عراق: ایران با تهدید واقعی مواجه شود، قطعاً وارد جنگ میشویم
پیامدهای پیوستن ایران به پیمان MTCR
در میان خواستههای ایالات متحده از ایران در حوزه نظامی، یکی از مهمترین موارد، الحاق به رژیم کنترل فناوری موشکی (MTCR) و محدودسازی برد موشکهای ایرانی به کمتر از ۳۰۰ کیلومتر است. این درخواست تنها یک موضوع فنی نیست، بلکه دارای ابعاد امنیتی، سیاسی و راهبردی برای جمهوری اسلامی ایران است.
پیمان MTCR در سال ۱۹۸۷ توسط گروه هفت تأسیس شد و اکنون ۳۵ عضو دارد. این رژیم الزامآور نیست، بلکه یک تفاهم سیاسی برای محدود کردن گسترش موشکها و فناوریهای مرتبط است. هسته کنترل آن بر سیستمهایی متمرکز است که میتوانند محمولهای ۵۰۰ کیلوگرمی را تا فاصله ۳۰۰ کیلومتر حمل کنند. صادرات چنین اقلامی معمولاً با عدم تأیید مواجه است. منتقدان میگویند این معیار فنی نیست، بلکه سیاسی است و هدف آن حفظ انحصار قدرت موشکی کشورهای مؤسس و محدود کردن سایر بازیگران است.
در پشت این درخواست فنی، اهدافی راهبردی نهفته است. محدود کردن برد موشکهای ایران عملاً به معنای کاهش توان بازدارندگی و محدودسازی پاسخ ایران به تهدیدات منطقهای مانند رژیم صهیونیستی و نیروهای آمریکایی است. بعلاوه، آمریکا در سال ۲۰۲۰ در دولت ترامپ، مفاد این پیمان را به نحوی تفسیر کرد که بتواند پهپادهای پیشرفته را به متحدان خود بفروشد. این رفتار، رویکرد گزینشی واشنگتن را نسبت به تعهدات بینالمللی نشان میدهد.
نمونهای هشداردهنده در این زمینه، تجربه معمر قذافی در لیبی است. او با وجود در اختیار داشتن موشکهایی با برد هزار کیلومتر، به محدودیتهای بینالمللی تن داد و توان موشکی خود را کاهش داد. پیامد این اقدام، افزایش امنیت نبود، بلکه حمله نظامی غرب به لیبی را ممکن کرد. سرنوشت قذافی هشدار میدهد که پذیرش محدودیتهای تحمیلی نه تضمین صلح، بلکه کاهش استقلال و امنیت ملی است.
پذیرش خواسته آمریکا میتواند ستون فقرات دفاعی ایران یعنی توان موشکی را تضعیف کند و کشور را در برابر تهدیدات منطقهای آسیبپذیر سازد. همچنین ممکن است به عنوان عقبنشینی راهبردی تعبیر شود و زمینه افزایش فشارهای بعدی را فراهم کند. تجربه لیبی و امثال آن نشان میدهد که هیچ تضمینی برای پایان خواستههای غرب پس از پذیرش چنین شروطی وجود ندارد.
جان کلام
خواست آمریکا برای محدودسازی موشکهای ایران در قالب پیمان MTCR صرفاً فنی نیست، بلکه تلاشی برای تضعیف بازدارندگی و اقتدار ملی ایران است. تجربه قذافیدر پذیرش این محدودیتها به جهان نشان داد که نه تنها امنیت به لیبی نیامد، بلکه مسیر تهاجمهای بعدی را هموار کرد. در چنین شرایطی، حفظ استقلال رأی و توان دفاعی بومی ضرورتی انکارناپذیر برای تضمین امنیت و تمامیت ارضی ایران است.