- دولت ترامپ و تقسیم کارِ جهانی علیه قدرتهای نوظهور
- درخواست عفو نتانیاهو در میانه بحرانهای داخلی و بینالمللی
- واکاوی سفر همزمان مقامات ترکیه و عربستان به تهران
- کنترل روند افول و بازتعریف جایگاه شکننده آمریکا
- دونالد ترامپ و نقشه پنهان در قالب جنگ اوکراین
- سفر هاکان فیدان و چرخش آنکارا بهسوی تهران
- الگوی فاطمیِ مقابله با تحریف و شرایط امروز منطقه
- بسیج فرهنگ ناب و کامل از ثمرات انقلاب اسلامی
- لفاظیهای تفرقهافکنانه عناصر همسو امریکایی- سعودی در لبنان
- از تثبیت پیروزی و رد مذاکره تا تقویت بسیج و وحدت ملی
- نظم اروپا به بهای قربانی کردن اوکراین
- رمزگشایی از 2 شوک بزرگ به ترامپیستها
- ترور های رژیم صهیونیستی درلبنان وغزه
- یک پروژه توسعهای یا تغییر جمعیتی؟
- سوختن کرانه باختری در سایه سکوت عربی و جنایت صهیونی
پیامدهای پیوستن ایران به پیمان MTCR
در میان خواستههای ایالات متحده از ایران در حوزه نظامی، یکی از مهمترین موارد، الحاق به رژیم کنترل فناوری موشکی (MTCR) و محدودسازی برد موشکهای ایرانی به کمتر از ۳۰۰ کیلومتر است. این درخواست تنها یک موضوع فنی نیست، بلکه دارای ابعاد امنیتی، سیاسی و راهبردی برای جمهوری اسلامی ایران است.
پیمان MTCR در سال ۱۹۸۷ توسط گروه هفت تأسیس شد و اکنون ۳۵ عضو دارد. این رژیم الزامآور نیست، بلکه یک تفاهم سیاسی برای محدود کردن گسترش موشکها و فناوریهای مرتبط است. هسته کنترل آن بر سیستمهایی متمرکز است که میتوانند محمولهای ۵۰۰ کیلوگرمی را تا فاصله ۳۰۰ کیلومتر حمل کنند. صادرات چنین اقلامی معمولاً با عدم تأیید مواجه است. منتقدان میگویند این معیار فنی نیست، بلکه سیاسی است و هدف آن حفظ انحصار قدرت موشکی کشورهای مؤسس و محدود کردن سایر بازیگران است.
در پشت این درخواست فنی، اهدافی راهبردی نهفته است. محدود کردن برد موشکهای ایران عملاً به معنای کاهش توان بازدارندگی و محدودسازی پاسخ ایران به تهدیدات منطقهای مانند رژیم صهیونیستی و نیروهای آمریکایی است. بعلاوه، آمریکا در سال ۲۰۲۰ در دولت ترامپ، مفاد این پیمان را به نحوی تفسیر کرد که بتواند پهپادهای پیشرفته را به متحدان خود بفروشد. این رفتار، رویکرد گزینشی واشنگتن را نسبت به تعهدات بینالمللی نشان میدهد.
نمونهای هشداردهنده در این زمینه، تجربه معمر قذافی در لیبی است. او با وجود در اختیار داشتن موشکهایی با برد هزار کیلومتر، به محدودیتهای بینالمللی تن داد و توان موشکی خود را کاهش داد. پیامد این اقدام، افزایش امنیت نبود، بلکه حمله نظامی غرب به لیبی را ممکن کرد. سرنوشت قذافی هشدار میدهد که پذیرش محدودیتهای تحمیلی نه تضمین صلح، بلکه کاهش استقلال و امنیت ملی است.
پذیرش خواسته آمریکا میتواند ستون فقرات دفاعی ایران یعنی توان موشکی را تضعیف کند و کشور را در برابر تهدیدات منطقهای آسیبپذیر سازد. همچنین ممکن است به عنوان عقبنشینی راهبردی تعبیر شود و زمینه افزایش فشارهای بعدی را فراهم کند. تجربه لیبی و امثال آن نشان میدهد که هیچ تضمینی برای پایان خواستههای غرب پس از پذیرش چنین شروطی وجود ندارد.
جان کلام
خواست آمریکا برای محدودسازی موشکهای ایران در قالب پیمان MTCR صرفاً فنی نیست، بلکه تلاشی برای تضعیف بازدارندگی و اقتدار ملی ایران است. تجربه قذافیدر پذیرش این محدودیتها به جهان نشان داد که نه تنها امنیت به لیبی نیامد، بلکه مسیر تهاجمهای بعدی را هموار کرد. در چنین شرایطی، حفظ استقلال رأی و توان دفاعی بومی ضرورتی انکارناپذیر برای تضمین امنیت و تمامیت ارضی ایران است.