- اردوغان و نتانیاهو در آستانه تقابل
- آثار منطقهای جنگ 40 روزه
- فصل تازه ای از «وحدت ساحات»
- عملکرد حزب الله در جنگ
- از بازدارندگی موضعی تا مهار ژئواکونومیک عربستان
- پیامدهای جنگ ایران بر اقتصاد ایالات متحده
- بازآرایی موازنه قدرت در شرق آسیا
- از تضاد راهبردی تا توافق تاکتیکی
- دکترین جدید اسرائیل برای فرسایش قدرت ایران و محور مقاومت
- مخالفت رژیم صهیونیستی با توافق ایران و آمریکا
- ارزیابی روند استراتژیک مذاکرات
- جنگ رمضان و بحران فزاینده رهبری آمریکا
- برآورد راهبردی محافل امنیتی عبری
چالشهای پرمخاطره مرحله دوم "طرح ترامپ"
رژیم صهیونی از طریق دیپلماسی «برنامهریزی پیشگیرانه»، تلاش میکند تا با طرح "صلح غزه" تعامل داشته و اطمینان حاصل کند که نتایج نهایی آن با اهداف کنترلی آن همسو باشد و در عین حال ظاهر بیرونی آن را حفظ کند. یکی از اهداف سفر قریبالوقوع نتانیاهو، به امریکا قبل از پایان این ماه (۲۸ دسامبر)، در همین چارچوب است.
طرح صلح غزه که اکتبر گذشته آغاز شد، احتمالاً اوایل سال آینده بر اساس توافق شرمالشیخ، که به عنوان طرح ۲۰ مادهای نیز شناخته میشود، و قطعنامه ۲۸۰۳ شورای امنیت سازمان ملل، وارد مرحله دوم خود خواهد شد.
انتظار میرود این مرحله دوم بسیار چالش برانگیزتر و پرمخاطرهتر از مرحله اول باشد که شاهد نقض گسترده بود. البته صهیون تروریست با حملات و "عملیات نقطهای هدفمند"، صلح دروغین، را برای مردم مقاوم غزه، سوزان و آتشین کرده است و مذاکره زیر آتش را به منظور تحمیل اراده دنبال کی کند و آمریکا نیز در زمین بازی صهیون ایفای نقش منجی و میانجیگری میکند.
رژیم در تلاش است تا شرایط و خطوط قرمزی را برای همکاری با «شورای صلح» و برای انجام تعهدات خود تحت این توافق اعمال کند.
احتمال شروع مرحله دوم به منظور دستیابی به توافق در مورد نکات مورد اختلاف در طول سفر پیشبینی شده نتانیاهو به واشنگتن در اواخر سال میلادی وجود دارد در صورتیکه خطوط قرمز مقاومت رعایت شود.
اهداف مرحله دوم "طرح صلح ترامپ" شامل خلع سلاح حماس، عقبنشینی ارتش صهیونی از بیشتر مناطقی است که هنوز فراتر از آنچه «خط زرد» مینامد، در اشغال دارد و تأسیس یک دولت محلی در غزه که تحت نظارت «شورای صلح» به ریاست دونالد ترامپ، با مشارکت رهبران چندین کشور منطقه و احتمالاً سایر کشورهای اسلامی خارج از منطقه فعالیت میکند. با این حال، وظیفه اصلی همه فلسطینیها آغاز روند بازسازی و بازگرداندن وضعیت عادی به خیابانهای غزه، با تمام پیامدهای آن است. طبق توافق شرمالشیخ، آمریکا که شریک جنایت صهیونی است مسئول اجرای یک مأموریت پیچیده برای دستیابی به سه هدف اصلی خواهد بود:
- گذار از حکومت حماس؛
آغاز خلع سلاح حماس و سایر سازمانهای مقاومت فلسطینی در غزه و ایجاد سازوکاری برای نظارت نظامی و امنیتی، آغاز تأسیس یک دولت محلی برای نظارت بر امنیت داخلی و خدمات عمومی و هموار کردن راه برای انتقال قدرت به یک دولت فلسطینی که به روند صلح کمک خواهد کرد.
دنیس راس در مقاله اخیر خود در بخش «مصاحبه با کارشناسان منطقه» در موسسه واشنگتن (منتشر شده در دوازدهم این ماه)، استدلال میکند که راهاندازی «شورای صلح»، اعلام اعضای آن و تعریف نقش آن، فشار بر حماس برای همکاری را افزایش میدهد. این شورا همچنین باید در تلاش برای خلع سلاح حماس و رسیدگی به سایر نکات دشوار در این طرح، پیشگام باشد. «نیروی ثباتبخش بینالمللی» سازوکار اصلی خواهد بود که «شورای صلح» برای فراهم کردن محیط عملی و پیششرطهای امنیتی و نظامی لازم برای تضمین پایبندی به آتشبس، به میزان بیشتری نسبت به مرحله اول، به آن متکی خواهد بود. با این حال، تشکیل این نیرو به تأیید رژیم صهیونی از کشورهای شرکتکننده، اندازه و تسلیحات نیروهای آن، مأموریت آن و نقش آن در شرایط عادی و در مواقع اضطراری و ناآرامی بستگی دارد. این نکات را نمیتوان قبل از رسیدن ترامپ و نتانیاهو به توافق در مورد رئوس کلی نقش و اهداف «شورای صلح» حل کرد. من فکر نمیکنم نتانیاهو هیچ تفاهمی را در مورد تشکیل شورای صلح، اعضای آن، نقش نیروی ثباتبخش بینالمللی و کشورهای شرکتکننده در آن بپذیرد، مگر اینکه تضمینهای محکمی از ترامپ در مورد خلع سلاح مقاومت، آواره کردن عناصر حماس و اطمینان از عدم بازگشت آنها، نابودی زیرساختهای نظامی مقاومت و تلاش برای واگذاری قدرت به دولتی که توانایی تصمیمگیری مستقل را ندارد، دریافت کند. این اهداف جزو خطوط قرمز حماس و مردمی است که با مقاومت افسانهای خود، رژیم آمریکا با ایفای نقش منجی تلاش کرد صهیون را از باتلاق غزه نجات داده و آنچه که در میدان کسب نکرده در میز مذاکره و فشار سیاسی برای صهیونها کسب کند.
با وجود خوشبینی عربی و غربی پیرامون انتقال طرح صلح ترامپ برای غزه به مرحله دوم، چالشها، شروط و الزامات زیادی وجود دارد.
- اولین مورد از این شرایط، حفظ ثبات آتشبس و ملزم کردن ارتش تروریستی صهیونی به توقف حملات خود است؛ شرط دوم، اعلام تشکیل شورای صلح، هیئت اجرایی اداری و ایجاد یک نیروی تثبیتکننده بینالمللی با چارچوب مشخص برای مأموریت آن و همچنین تعیین جدول زمانی برای خروج رژیم از سرزمینهای اشغالی در نوار غزه است؛ شرط سوم، فراهم کردن شرایط لازم برای شروع برنامه بازسازی است. پس از آن، موضوع جمعآوری سلاحهای حماس و سازوکارهای جمعآوری آنها از طریق تشکیلات خودگردان فلسطین مطرح میشود.
بنابراین، موضوع خلع سلاح حماس به ماهیت فرآیند خلع سلاح، اجرای مرحلهای آن، انواع سلاحهای مورد نیاز، بازه زمانی خلع سلاح، حق دسترسی به سلاح توسط مرجع جدید در نوار غزه پس از تشکیلدولت موقت و نقش آینده حماس در غزه بستگی دارد. از آنجا که ماموریت اصلی نیروی ثباتبخش بینالمللی دستیابی به ثبات در غزه است - پیشنیاز بازسازی، بازگرداندن وضعیت عادی و تضمین جریان آزاد کالا، کمکهای بشردوستانه و خدمات ضروری - دستیابی به این امر مستلزم درک عمیق و قابل اعتماد با حماس است. این درک، حماس را تشویق میکند تا نقشی مثبت در آینده نوار ایفا کند، مشروط بر اینکه اطمینان حاصل شود که روند صلح شامل سیاستی انحصاری علیه آن نیست.
دولت نتانیاهو به شدت با این رویکرد مخالف است و خلع سلاح حماس را محور اصلی مرحله دوم طرح صلح میداند که امری پر مخاطره است و حماس زیر بار آن نخواهد رفت.