۱۲:۱۱
۱۴۰۴/۱۰/۰۹
کشور پیچیده؛

بررسی تحولات یمن

بررسی تحولات یمن
نیرو‌های جنوبی که سابقه تاریخی استقلال‌طلبی و دارند، قرار است مدیریت تحولات میدانی یمن را به دست بگیرند. وهمکاری بی سابقه‌ای بین امارات، آمریکا و اسرائیل برای تقویت این نیرو‌ها و محدود کردن انصارالله شکل گرفته است. یکی از اهداف اولیه کنترل شرق یمن و استان المهره است تا ارسال تسلیحات به انصارالله از این مسیر دشوار شود.
نویسنده :
سیدمحمدباقر اعتماد
کد خبر:
۳۵۸۵

ویژگی‌های یمن

- یمن کشوری پیچیده و حتی کمترشناخته شده است؛ چرا که خصوصیاتی از جمله فرهنگ قبیله‌ای آن بی‌نظیر و کم‌نظیر می‌باشد. در عرصه سیاسی نیز با چند لایه بازیگر ناهمگون در این کشور مواجهیم. نخست بازیگران داخلی یمن که خود به چند دسته تقسیم می‌شوند، سپس بازیگران منطقه‌ای با تعارض منافع بسیار شدید و در نهایت بازیگران فرامنطقه‌ای نیز در این کشور منافع و نقش‌های مختلفی دارند. از سوی دیگر تحولات منطقه‌ای طی دو سال گذشته بسیار سریع و خاص بوده و یمن به عنوان یکی از بازیگران فعال در این تحولات ظهور کرده است.

تحولات یمن در پانزده سال اخیر

پس از بهار عربی و بیداری اسلامی، تحولات یمن در سال‌های ۲۰۱۴ و ۲۰۱۵ به اوج رسید؛ سعودی‌ها با تشکیل ائتلافی و حمایت از دولت انتقالی که منصور هادی نماد آن بود، تلاش کردند نظام مورد حمایت خود را حفظ کنند. اما در نهایت گروه‌های مردمی و انصارالله با ائتلاف با حزب مؤتمر موفق به تشکیل دولت نجات ملی گردیده و توانستند صنعا و بخش‌های وسیعی از یمن را کنترل کنند. علی رغم هزینه و تلاش عربستان و ائتلاف برای ترمیم دولت هادی و تشکیل شورای ریاستی تحت ریاست رشاد العلیمی، این شورا هم به طور کامل ناکارآمد بود. چرا که در داخل نتوانست رضایت مردم را جلب کرده و مدیریت مؤثری داشته باشد، در سطح منطقه‌ای نیز خواسته‌های حامیان اصلی ائتلاف از جمله امارات را برآورده نساخت و معضل اصلی آنان، یعنی انصارالله را نتوانست تضعیف یا کنترل نماید. تشتت اعضایِ ناهمگون شورای ریاستی، اختلافات حامیان منطقه‌ای آن (از جمله سعودی و امارات) و تضعیف و حذف برخی از اعضای این شورا، مانند حزب اصلاح، باعث شد که درنهایت شورای ریاستی در تمام ابعاد ناکام بماند.

بعد فرامنطقه‌ای

حضور گروه‌های مانند القاعده از دیرباز تهدیدی برای اروپا، آمریکا و اسرائیل محسوب می‌شدند. تا آنجا که در مقاطعی آمریکا و اروپا برای جلوگیری از قدرت یافتن القاعده تمایلی به تضعیف بیش از حد انصارالله نشان نمی‌داد. پس از وقایع ۷ اکتبر و طوفان الاقصی، نقش پیش بینی نشده انصارالله در یمن در ایستادگی درمقابل توطئه‌های غرب تا آنجا پیش رفت که نشان داد توان همسو سازی جهت بردار جریان‌های درونی اسلام را علیه غرب دارا می‌باشد، و این بزرگترین خطر برای دنیای استکبار بود. ناکامی شورای ریاستی، هزینه‌های بالای مقابله با انصارالله، و ناکامی در مقابله مستقیم با انصارالله باعث شده تا برنامه‌ای نوین شکل بگیرد. این برنامه بر استفاده از نیرو‌های داخلی یمن، به خصوص نیرو‌های جنوبی، برای مدیریت تحولات و ایجاد فرسایش در انصارالله متمرکز شده است. این درحالی است که طرح تجزیه یمن همیشه مدنظر غرب و اسرائیل بوده، اما تعارض منافع بسیاری از همپیمانانشان از جمله سعودی مانع از تحقق این مهم بوده است.

برنامه چیست؟

همانگونه که اشاره شد نیرو‌های جنوبی که سابقه تاریخی استقلال‌طلبی و دارند، قرار است مدیریت تحولات میدانی یمن را به دست بگیرند. وهمکاری بی سابقه‌ای بین امارات، آمریکا و اسرائیل برای تقویت این نیرو‌ها و محدود کردن انصارالله شکل گرفته است. یکی از اهداف اولیه کنترل شرق یمن و استان المهره است تا ارسال تسلیحات به انصارالله از این مسیر دشوار شود. زیرا اختلافات قبائل المهره با عربستان مانع از استیلای کامل بر این مسیر‌ها بوده، اما اینک با ائتلاف جدید کنترل این مسیر هموارتر می‌شود. تجزیه یمن هدف دیگری است که غرب به دنبال آن است، هر چند عربستان این موضوع را تهدیدی برای امنیت خود می‌داند؛ لذا منطقی است که تضمین‌هایی به عربستان داده شود تا علاوه بر تسلط وی بر منطقه‌ای حائل جهت امنیت مرزهایش، کنترل منابع نفتی‌ای که در اختیار داشته از جمله در استان حضرموت و شبوه حفظ شود و در صورت عدم این تضمین‌ها درگیری مستقیم بین نیرو‌های سعودی و نیرو‌های جنوب غیر قابل اجتناب است. نابودی بقایای القاعده توسط نیرو‌های جنوبی از دیگر اهداف مهم امنیت ملی غرب وآمریکاست. اما هدف نهایی محاصره کامل انصارالله و درگیر کردن نیرو‌های جنوب با ایشان است، تا توانایی این دولت برای کنترل اجتماعی و دولتی ودر نتیجه تاب آوری درونی کاهش یافته و پس از تکمیل اشراف اطلاعاتی، در فرصتی مناسب رهبران اصلی دولت نجات ملی را حذف نمایند، مشابه تجربه‌ای که در لبنان اتفاق افتاد.

فرصت‌های ایجاد شده:

اتفاقات اخیر به طور مستقیم امنیت ملی کشور عمان را تهدید می‌نماید، که با توجه به روابط تاریخی و منافع مشترک ایران و عمان، بهترین فرصت برای تقویت بیش از بیش روابط ج. ا. ایران با این کشور است، به گونه‌ای که به سمت روابط راهبردی حرکت کنیم.

اختلافات بین عربستان و امارات را باید به عنوان نقطه قوت برای مقاومت به کار گرفت، چرا که این اختلافات واقعی و عمیق هستند.

اما مهم‌ترین مسئله به زعم نگارنده، که مدت‌ها در این مسئله پژوهش و مطالعه نموده، پرهیز از واگرایی و درگیری میان انصارالله و نیرو‌های جنوب است؛ چرا که این مسئله دقیقا خواست غرب و هدف نهایی آنها برای فرسایش دولت صنعاست. انصارالله و نیرو‌های جنوبی زمینه‌های قابل توجهی برای همکاری وهمگرایی دارامی‌باشند و این همکاری می‌تواند نقطه قوت یمن در برابر طرح‌های تجزیه و اشغال باشد. از سوی دیگر درگیری میان انصارالله و جنوب می‌تواند منجر به جنگی فرسایشی و هزینه بالا برای محور مقاومت گردد؛ لذا در صورت ایجاد همگرایی بین نیرو‌های جنوب و انصارالله و قبل از آن پرهیز از هر گونه واگرایی بین ایشان، حتی تجزیه یمن نیز مانعی برای انصارالله و محور مقاومت نخواهد بود، هرچند تهدیدی جدی برای منطقه است.

گزارش خطا
captcha
آخرین اخبار
واشنگتن در انتظار تسلیم؛
تهران در آزمون تاب‌آوری
معادله دشوار ترکیه در یمن؛
حمایت از عربستان بدون تقابل با ایران
حملات انصارالله به فرودگاه‌های عربستان سعودی؛
ابزار فشار یا مقدمه تشدید درگیری؟
ترکیه و لبنان در مسیر شراکت استراتژیک؛
فرصت‌ها و موانع
از وعده توقف حملات تا آماده‌سازی گزینه نظامی؛
پشت‌پرده محاسبات ترامپ درباره ایران
فرار بمب‌افکن‌های آمریکایی از فیرفورد؛
رسوایی جدید برای ترامپیست‌ها!
از صعده تا باب‌المندب؛
روایت صعود قدرت نظامی انصارالله
جایگاه امارات در نظم نوظهور؛
قطب مستقل یا ضلع آسیب‌پذیر محور ضدایرانی
اعتراضات دانش‌آموزی در فرانسه؛
واکاوی آنچه الیزه نمی‌گوید!
عراق پس از پایان حضور نظامی آمریکا؛
چالش‌های عراق در مرحله پساخروج