- تنگنای ترامپ در مقابل ایران
- سفر نخست وزیر عراق به آمریکا
- اردوغان و نتانیاهو در آستانه تقابل
- آثار منطقهای جنگ 40 روزه
- فصل تازه ای از «وحدت ساحات»
- عملکرد حزب الله در جنگ
- از بازدارندگی موضعی تا مهار ژئواکونومیک عربستان
- پیامدهای جنگ ایران بر اقتصاد ایالات متحده
- بازآرایی موازنه قدرت در شرق آسیا
- از تضاد راهبردی تا توافق تاکتیکی
- دکترین جدید اسرائیل برای فرسایش قدرت ایران و محور مقاومت
- مخالفت رژیم صهیونیستی با توافق ایران و آمریکا
- ارزیابی روند استراتژیک مذاکرات
استمرار انعطاف پذیری هوشمند در چارچوب محور مقاومت
انتخاب خلیل الحیه به عنوان جانشین شهید یحیی سنوار و رئیس جدید دفتر سیاسی حماس، فراتر از یک جابه جایی تشکیلاتی معمول، اعلام راهبردی تداوم مقاومت میدانی بر سایر گزینهها بود. در حالی که نام خالد مشعل به عنوان چهرهای با سابقه طولانی در عرصه دیپلماسی خارج از غزه مطرح بود، حماس ترجیح داد تا رهبری را از درون بطن جبهه نبرد و با کارنامهای عینی در مدیریت بحرانهای اخیر برگزیند. این انتخاب نشان دهنده اولویت دادن به تجربه زیسته در میدان نبرد بر نمایندگی صرفاً تشکیلاتی است، چراکه الحیه از بنیانگذاران حماس و همزمان رئیس هیئت مذاکره کننده در جنگهای متعدد، ترکیبی نادر از کنشگری عملیاتی و چانه زنی سیاسی را در خود گرد آورده است. این ترکیب برای حفظ هماهنگی با محور مقاومت در شرایط حساس کنونی حیاتی است، زیرا غزه اکنون بیش از هر زمان دیگر نیاز به رهبری دارد که هم زبان میدان را بداند و هم بتواند پیچیدگیهای سیاسی جبهههای همسو را مدیریت کند.
وجه تمایز کلیدی الحیه در کارنامه دیپلماتیک او نهفته است که او را از رقبای همتراز متمایز میکند. رهبری مذاکرات آتش بس در قاهره در سالهای ۲۰۱۲ و ۲۰۱۴ و مدیریت حساسترین دور گفتوگوها در سال ۲۰۲۵، شبکهای از روابط راهبردی با مصر، قطر و ترکیه برای او پدید آورده است که به عنوان کانالی کارآمد برای انتقال پیامهای میدان به جامعه بین المللی عمل میکند. جایگاه او در قبال ایران نیز از شفافیت ویژهای برخوردار است و او به عنوان یکی از نزدیکترین چهرههای حماس به تهران شناخته میشود، امری که امکان حفظ تعامل با همه اجزای محور مقاومت را بدون تناقض با مذاکرات با واسطههای عربی فراهم میسازد. این نزدیکی به ایران، هماهنگی راهبردی با حزب الله لبنان را نیز تسهیل میسازد و الحیه میتواند حلقه وصل میان جبهه غزه و جبهه شمالی در برابر دشمن مشترک باشد و از ظرفیتهای لجستیکی و اطلاعاتی این دو متحد کلیدی برای مدیریت همزمان فشارهای نظامی و سیاسی بهره گیرد.
تفاوت راهبردی این دو گزینه در حوزه خلع سلاح به روشنی هویدا میشود. الحیه که جایگاه رهبری خود را در دل غزه تعریف کرده، با اعلام آمادگی برای واگذاری سلاح به دولت مستقل فلسطینی در آینده، طرح خلع سلاح را پیش از پایان اشغال غیر واقعی میخواند و آن را به شرط تحقق حاکمیت ملی کامل منوط میکند، رویکردی که هم بازدارندگی میدانی را حفظ مینماید و هم افق سیاسی را برای مذاکره باز نگه میدارد. این موضع شرطی، برخلاف نگاه صریح مشعل که هرگونه خلع سلاح را بی قید و شرط رد میکند، به حماس اجازه میدهد تا از فشارهای بین المللی برای خلع سلاح یکجانبه بکاهد و با استراتژی بلندمدت محور مقاومت مبنی بر تدریجی کردن تغییرات همخوانی بیشتری دارد.
از منظر آثار راهبردی بر محور مقاومت، انتخاب الحیه به معنای تداوم سیاست همسویی با ایران و حزب الله در سطح کلان است، اما با تأکید بر مدیریت مستقل میدان غزه، به گونهای که ضمن حفظ محوریت تهران در معادلات منطقهای، ابتکار عمل فلسطینیان در تصمیم گیریهای حیاتی نظیر آتش بس یا تشدید درگیری نیز محفوظ بماند. این توازن، از ایجاد شکاف میان اجزای محور جلوگیری کرده و جبههای متحد در برابر اسرائیل ترسیم میکند و به الحیه امکان میدهد تا با تکیه بر پشتیبانی ایران و توانمندیهای موشکی حزب الله، اهرمهای فشاری چندلایه علیه دشمن طراحی کند.
این گزینش پیامی چندلایه به همه بازیگران مخابره میکند. برای دشمن اشغالگر، انتخاب رهبری میدان دیده و مذاکره پیشه، بیانگر آن است که حماس از میدان عقب نشینی نکرده و با به کارگیری ابزار دیپلماسی، هزینه هر گونه محاسبه غلط را افزایش داده است. برای محور مقاومت، الحیه نماد تداوم اتحاد و هماهنگی میان جبهههای مختلف است و روابط نزدیک او با تهران و حزب الله، زمینه را برای هماهنگی عملیاتی در پاسخ به هر گونه تحرک دشمن فراهم میآورد. در عین حال، این انتخاب به جامعه جهانی گوشزد میکند که حماس با اتکا به رهبرانی که هم میدان دیدهاند و هم هوشمندی سیاسی دارند، از یکجانبه گرایی در تعیین سرنوشت فلسطین جلوگیری کرده و معادلات جدیدی را بر اساس واقعیتهای موجود تعریف مینماید.
این انتخاب همچنین به کشورهای عربی میانجی پیام میدهد که حماس با حفظ استقلال نسبی خود در چارچوب محور مقاومت، آماده تعامل دیپلماتیک است، اما خطوط قرمز آن در هماهنگی با متحدان منطقهای اش تعیین میشود.
در نتیجه، انتخاب خلیل الحیه به عنوان جانشین شهید یحیی سنوار، محاسبهای دقیق و راهبردی بود که در آن حماس میان اصالت میدانی و کارآمدی سیاسی تعادل برقرار کرد و جایگاه خود را در محور مقاومت مستحکمتر ساخت. او با گرد هم آوردن توانایی در مدیریت پیچیدهترین مذاکرات و تداوم پایبندی به آرمان مقاومت، گزینهای جامعتر و متناسبتر با شرایط کنونی نسبت به مشعل است، به ویژه آنکه نزدیکی او به ایران و حزب الله، اطمینان از تداوم حمایتهای چندجانبه را افزایش داده و هماهنگی نظامی و سیاسی را در سطوح مختلف فراهم میسازد. الحیه به عنوان چهرهای از دل معرکه نبرد، میتواند وحدت محور مقاومت را حفظ کرده و خط سرخ مقاومت را بدون انفعال یا شتابزدگی تا تحقق اهداف نهایی فلسطین هدایت نماید و این انتخاب، روشنترین پیام را به دشمن میفرستد که حماس با رهبرانی مجرب و دوراندیش گام برمی دارد و هماهنگی با متحدان منطقهای خود را به عنوان سرمایهای راهبردی برای تضمین انسجام سیاسی و عمق راهبردی جبهه مقاومت در برابر هر گونه سناریوی تجزیه یا انزوای احتمالی حفظ خواهد کرد.