- تنگنای ترامپ در مقابل ایران
- سفر نخست وزیر عراق به آمریکا
- اردوغان و نتانیاهو در آستانه تقابل
- آثار منطقهای جنگ 40 روزه
- فصل تازه ای از «وحدت ساحات»
- عملکرد حزب الله در جنگ
- از بازدارندگی موضعی تا مهار ژئواکونومیک عربستان
- پیامدهای جنگ ایران بر اقتصاد ایالات متحده
- بازآرایی موازنه قدرت در شرق آسیا
- از تضاد راهبردی تا توافق تاکتیکی
- دکترین جدید اسرائیل برای فرسایش قدرت ایران و محور مقاومت
- مخالفت رژیم صهیونیستی با توافق ایران و آمریکا
- ارزیابی روند استراتژیک مذاکرات
توافقی موقتی در بحبوحه جنگ
ماهیت تشریفاتی پیمان مکه:
پیمان مکه را نه یک ائتلاف نظامی پایدار که یک توافق تشریفاتی و عمدتاً دیپلماتیک باید دانست که در فضایی از هراس موقتی و نه محاسبات راهبردی بلندمدت به امضا رسیده است، نظریه موازنه تهدید (استیون والت) هرچند دولتهای دارای تهدید مشترک را به سمت یکدیگر سوق میدهد، اما در اینجا با یک پارادوکس اساسی روبروست، سه کشوری که پیشتر نه تنها فاقد همکاری نظامی منسجم بودند، بلکه اختلافات عمیق و حلنشده در پروندههای کلیدی مانند اخوانالمسلمین، سیاستهای منطقهای و رقابت بر سر رهبری جهان سنی دارند، چگونه میتوانند ائتلافی کارآمد و عملیاتی شکل دهند؟ حمله محور صهیونیستی_آمریکایی به ایران و پاسخ موشکی و پهپادی ایران و محور مقاومت، گرچه آسیب پذیری ریاض را آشکار ساخت، اما نامگذاری این توافق به مکه و تأکید بر جنبههای نمادین آن، بیش از هر چیز حاکی از نیاز سعودیها به یک نمایش اتحاد در شرایط اضطراری است و نشان میدهد که اصل توافقنامه بیش از آنکه محتوای نظامی داشته باشد، یک برچسب دیپلماتیک با بار تبلیغاتی برای مصرف داخلی و جهان اسلام است، همچنین مفاد توافق که هرگونه حمله به هر یک را حمله به همه تلقی میکند، با تأکید مقامات ترکیه بر دفاعی بودن و عدم جهتگیری علیه بازیگر خاص، عملاً به یک بند تشریفاتی و بی اثر تبدیل میشود و به روشنی نشان از نگرانی آنکارا از ورود به جنگی مستقیم با ایران و جبهه مقاومت دارد.
نقش ترکیه و پاکستان در این معادله:
ترکیه با برخورداری از ارتش بزرگ ناتو، توانمندیهای قابل توجهی را به این ائتلاف تزریق میکند، اما آنکارا بیش از آنکه به دنبال ارتقای جایگاه نظامی خود باشد، در پی بهره برداری سیاسی از این توافق برای افزایش وزن خود در مذاکرات با آمریکا و روسیه است و به هیچ وجه حاضر نخواهد بود برای اهداف ریاض، تنش مستقیم با ایران را بپذیرد، اختلافات تاریخی ترکیه و عربستان بر سر اخوانالمسلمین و سیاستهای منطقهای، همچنان بعنوان یک عامل تنش زای پنهان و فعال باقی مانده و هیچ نشانهای از حل آن در پشت پرده این پیمان دیده نمیشود، پاکستان، اما نقشی دوگانه و متناقض دارد، اسلامآباد به عنوان یگانه کشور مسلمان دارای سلاح هستهای، بازدارندگی ائتلاف را در سطح تئوری ارتقا میبخشد، اما در عمل در طول جنگ ایران و آمریکا با دقت تمام از درگیری مستقیم اجتناب کرده و نقش میانجی را حفظ نموده است، این دوگانگی آشکار، که از یک سو متعهد به دفاع از عربستان و از سوی دیگر خواهان حفظ روابط راهبردی با تهران و پکن است، بزرگترین مانع برای هرگونه اقدام عملیاتی مشترک به شمار میرود و هیچ تضمینی وجود ندارد که پاکستان در شرایط بحرانی واقعی، روابط حیاتی خود با ایران و چین را فدای تعهدات کاغذی با ریاض کند، این واقعیتی است که سعودیها نیز به خوبی از آن آگاهند و دقیقاً به همین دلیل است که این پیمان را بیش از یک ابزار نمایشی نمیدانند.
اهمیت توافق برای عربستان سعودی
برای ریاض، پیمان مکه بیش از یک توافق نظامی، یک مُسکّن دیپلماتیک برای التیام موقت وحشت ناشی از حملات به تأسیسات نفتی خصوصا تأسیسات آرامکو و اختلال در کشتیرانی دریای سرخ توسط انصارالله یمن، بعنوان بخشی از جبهه مقاومت است، محاسبه اصلی ریاض در امضای این پیمان، ناشی از ناامیدی عمیق از تضمینهای آمریکایی و نیاز مبرم به یک نمایش قدرت برای آرام کردن افکار عمومی داخلی و متحدان عرب خود است، اما این سپر نمایشی در عمل به دلیل عدم هماهنگی ساختاری، فقدان فرماندهی واحد و اختلافات راهبردی میان سه کشور، فاقد هرگونه کارایی برای مهار تهدیدات واقعی علیه عربستان است، شتابزدگی آشکار در نهایی کردن توافق و تأکید مکرر سعودیها بر دفاعی بودن پیمان و عدم جایگزینی آن با تعهدات آمریکایی، عملاً اذعان به این واقعیت تلخ است که این توافق بدون چتر حمایتی واشنگتن، کارآمدی لازم را نخواهد داشت و صرفاً یک برگه امضاء شده در بحبوحه وحشت است.
آثار و پیامدهای منطقهای:
پیامد فوری پیمان مکه، بازآرایی در ائتلافهای امنیتی منطقه است، اما این بازآرایی بیشتر در سطح دیپلماتیک نمود دارد تا عرصه عملیات نظامی، ترکیب توان مالی عربستان، توان رزمی ترکیه و بازدارندگی هستهای پاکستان، در تئوری بلوکی قدرتمند ایجاد میکند، اما در عمل، فقدان اعتماد متقابل، اولویتهای متضاد و رویکردهای متفاوت به بحرانهای منطقه، این بلوک را به ائتلافی شکننده و فاقد انسجام عملیاتی تبدیل کرده است، این توافق اگرچه در ظاهر دفاعی است، اما در صدد مهار نفوذ ایران و ایجاد بازدارندگی در برابر رژیم صهیونیستی برآمده، لکن اعلام آنکارا مبنی بر باز بودن پیمان برای پیوستن دیگران، با اختلافات حلنشده میان اعضای کنونی در تناقض کامل است و نشان از بلندپروازی بدون پشتوانه اجرایی دارد، از طرفی واکنش تهران حاکی از درک عمیق از ابعاد تهدیدآمیز این پیمان است، اما سیاسیون ایران به خوبی میدانند که این توافق به دلیل شکنندگی ذاتی و چالشهای ساختاری، نمیتواند کوچکترین تغییری در معادلات بازدارندگی ایران ایجاد کند، ابراهیم رضایی، عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس شورای اسلامی، به صراحت هشدار داده که سعودیها با توافقی کاغذی نمیتوانند امنیت خود را تأمین کنند. همچنین نقش چین به عنوان شریک اقتصادی هر سه کشور و رقیب استراتژیک آمریکا، لایه دیگری از پیچیدگی را به این معادله میافزاید که خود عاملی مؤثر برای تضعیف انسجام ائتلاف در صورت بروز هرگونه تنش با ایران خواهد بود.
کلام پایانی
پیمان مکه را باید نقطه عطفی در تحول نظم امنیتی غرب آسیا قلمداد کرد، اما از حیث نمایشی از آسیبپذیری و ناامیدی متحدان سنتی غرب و نه از منظر کارآمدی و بازدارندگی. این پیمان پاسخی به افول نقش آمریکا است، لکن به دلیل چالشهای ساختاری عمیق، یک توافق تشریفاتی، موقتی و شکننده است که با فروکش کردن غبار جنگ، به سرعت به حاشیه رانده خواهد شد، سه چالش اساسی پیش روی این ائتلاف غیرقابل انکار است، نخست، سابقه تاریخی و استراتژیک پرهیز پاکستان از درگیری با ایران که هرگونه اقدام عملیاتی مشترک را به بن بست میکشاند، دوم، رقابتهای پنهان و حل نشده آنکارا و ریاض بر سر رهبری جهان سنی که کابوسی همیشگی برای هرگونه همکاری پایدار است، و سوم، نگاه هوشمندانه و بدبینانه تهران که این پیمان را اقدامی آشکار در جهت مهار خود ارزیابی کرده و پاسخ متناسب و قاطع را در دستور کار قرار داده است، پاسخی که با توجه به توانمندیهای موشکی و پهپادی بی نظیر ایران و عمق راهبردی جبهه مقاومت، هرگونه محاسبه نادرست را برای امضاء کنندگان این پیمان به هزینههای جبران ناپذیری تبدیل خواهد کرد، جمهوری اسلامی ایران با رصد دقیق تمامی تحولات و بهرهگیری از تمامی ظرفیتهای بازدارندگی خود، آماده رویارویی با هرگونه تهدید ناشی از این پیمان است و پاسخهای راهبردی خود را در چارچوب منافع ملی و امنیت پایدار طراحی میکند، پاسخی که این مثلث سراب گونه را به واقعیت تلخ ناتوانی در برابر قدرت مقتدر ایران معطوف خواهد ساخت.