- گادی آیزنکوت: تغییر حکومت در ایران هدف درستی برای جنگ نیست؛ نتانیاهو درباره بمب اتمی ایران دروغ میگوید!
- مردم برزیل به حامی سرسخت ترامپ رأی ندادند
- دستگیری بیش از ۱۴۰۰ معترض در فرانسه
- بیانیه مطبوعاتی نشست چهارجانبه ایران، پاکستان، ترکیه، عربستان درباره امنیت و ثبات منطقهای
- شانس نتانیاهو برای باقی ماندن در سمت نخستوزیری اسرائیل
- رضا شاه روحت شاد؟!
- تصویری از آخرین حضور رهبر شهید انقلاب در مراسم عزاداری شهادت حضرت فاطمه زهرا (س) در حسینیه امام خمینی (ره)
- اکونومیست: درصد رأیدهندگان آمریکایی که معتقدند اعزام نیروهای نظامی برای جنگ در موارد زیر اشتباه بوده است
- زلنسکی برای گرفتن پدافند به قدرت موشکی ایران اعتراف کرد
- آیا بمب اتمی خواهیم ساخت؟!
- سردار جوانی: بحرانهای غرب تازه با پیامدهای جنگ علیه ایران روبهرو شدهاند
- لیست سیاه تنگه هرمز ۱۲۲ تایی شد
- پاریس در آتش!
- المیادین: تنگه هرمز زیر سلطه ایران؛ سلاحهای جدید در راه و برخورد قاطع با کشتیهای متخلف
- دبیرکل کتائب سیدالشهدای عراق: ایران با تهدید واقعی مواجه شود، قطعاً وارد جنگ میشویم
«خط زرد متحرک»؛ راهبرد رژیم صهیونی برای بازمهندسی امنیت جنوب لبنان
تحولات اخیر نشان میدهد که جنوب لبنان در وضعیت «تشدید نظامی کنترلشده در کنار استمرار مسیر دیپلماتیک» قرار گرفته است. بیروت همچنان اجرای کامل توافق چارچوبی، تثبیت آتشبس و حل مسائل اسرا، مرزها و «مناطق آزمایشی» را از مسیر مذاکره دنبال میکند و جوزاف عون نیز بر دیپلماسی و جلوگیری از خلأ امنیتی در جنوب، از طریق تمدید مأموریت یونیفل یا ایجاد سازوکار بینالمللی جایگزین، تأکید دارد؛ در مقابل، رژیم صهیونی با افزایش حملات هوایی و توپخانهای، عملیات تخریب، آتش زمینی و تحرکات محدود در محورهای علیالطاهر، میسالجبل، بنیحیان، الخیام، المنصوری و زوطر درصدد حفظ ابتکار میدانی و افزایش فشار پیش از دور بعدی مذاکرات است. در این میان، تپههای علیالطاهر به کانون اصلی بحران تبدیل شدهاند؛ زیرا مسئله آن صرفاً تصرف یک ارتفاع نیست، بلکه با تعیین محدوده حضور نظامی رژیم صهیونی، نحوه استقرار ارتش لبنان و سازوکار نظارت بینالمللی بر عقبنشینی ارتباط دارد. از سوی دیگر، گزارش یونیفل درباره افزایش محسوس فعالیت نظامی در جنوب ــ از جمله میانگین ۱۳۷ گلوله ومهمات شلیک شده در روز در فاصله ۵ تا ۱۶ اوت ــ نشان میدهد که سطح تنش واقعاً افزایش یافته است.
برآیند این تحولات حاکی از آن است که واشنگتن مدعی است درصدد جلوگیری از جنگ گسترده است، اما همزمان نتوانسته یا نخواسته است روند عملیات رژیم تروریستی را متوقف کند؛ بنابراین، محتملترین سناریوی کوتاهمدت، ادامه فشار نظامی محدود و فرسایشی همراه با چانهزنی دیپلماتیک است، در حالی که علیالطاهر، مسئله مناطق آزمایشی و جدول زمانی عقبنشینی اشغالگران صهیون سه متغیر اصلی تعیینکننده مسیر بحران و مهمترین نقاط خطر برای فروپاشی آتشبس محسوب میشوند. رژیم تروریستی صهیون در حال تبدیل «خط زرد» از یک مرز جغرافیایی ثابت به یک «محدوده امنیتی متحرک» باشد؛ یعنی بدون اعلام رسمیِ گسترش منطقه اشغالی، دامنه عملیات خود را بر اساس ارزیابی تهدید به مناطقی مانند انصار، دیرالزهرانی، حبوش و نبطیه الفوقا و صور گسترش دهد و عملاً این محدوده جدید را «با آتش» تثبیت کند.
رژیم صهیونی ممکن است بهجای اشغال دائمی این مناطق، با حملات مقطعی و «ضربات نظامی هدفمند» این منطقه را تا انتخابات ۲۷ اکتبر ۲۰۲۶ در وضعیت تهدید مستمر نگه دارد تا هم مانع بازسازی توانمندیهای حزبالله شود، هم عمق جنوب لبنان را در وضعیت نااطمینانی قرار دهد و هم در مذاکرات از آن بهعنوان ابزار فشار استفاده کند. بنابراین، اگر الگوی حملات خارج از «خط زرد» تکرار و به مناطق بیشتری سرایت کند، مسئله دیگر صرفاً تشدید مقطعی حملات نخواهد بود، بلکه میتواند نشانه تلاش برای بازمهندسی میدان امنیتی جنوب لبنان باشد؛ یعنی تبدیل «خط زرد» به یک «خط قرمز متحرک» که پیش از آنکه در میز مذاکره تعریف شود، در میدان و از طریق قدرت آتش رژیم صهیونی تثبیت میشود. راهبرد حزبالله و جنبش امل با تکیه بر اصل «همزمانی تعهدات»، باید بر این باشد که هر گام در اجرای مناطق آزمایشی و ترتیبات امنیتی، مشروط به جدول زمانی الزامآور برای توقف حملات و عقبنشینی رژیم صهیونی باشد؛ نه تعهد یکطرفه لبنان. همزمان، باید از تبدیل «خلع سلاح» به پیششرط یکجانبه جلوگیری و آن را در قالب بسته متقابلِ خروج، توقف تجاوز و استقرار ارتش لبنان تعریف کند. هدف اصلی، انتقال ابتکار از میدان نظامی به مذاکره مشروط و قابلراستیآزمایی و عقب نشینی است تا رژیم صهیونی نتواند با حفظ حضور نظامی، امتیازات بیشتری مطالبه کند.
جمع بندی و نتیجه گیری از منظر یک ارزیابی راهبردی، لبنان نباید توافق واشنگتن را بهصورت یک تعهد یکجانبه اجرا کند؛ بلکه باید اجرای تعهدات خود را بهطور صریح و حقوقی به اجرای همزمان تعهدات طرف مقابل، بهویژه توقف حملات و عقبنشینی رژیم صهیونی، مشروط سازد. این ضرورت با تحولات اخیر نیز تقویت شده است: حتی در حالی که واشنگتن بر اجرای چارچوب تأکید دارد، تلآویو خروج خود را عملاً به خلع سلاح حزبالله گره زده و همین امر بنبست اصلی توافق را ایجاد کرده است. بنابراین، بیروت باید از «اجرای مشروط و متقابل» بهعنوان اهرم مذاکره استفاده کند، نه اینکه از توافق خارج شود و خود را از ابزارهای دیپلماتیک محروم سازد؛ در مقابل، آمریکا برای حفظ اعتبار میانجیگری خود باید هزینه نقض تعهدات را برای رژیم صهیونی افزایش داده و عقبنشینی، توقف حملات و احترام به سازوکار توافق را بهصورت قابلراستیآزمایی تضمین کند. در غیر این صورت، استمرار حملات و اشغال میتواند منطق «بازدارندگی متقابل» را تضعیف کرده و احتمال انتقال بحران از مذاکره مشروط به رویارویی منطقهای گسترده را افزایش دهد؛ سناریویی که در آن، بهجای فرض قطعی درباره ورود یکپارچه «جبهه مقاومت» به جنگ، باید آن را بهعنوان ریسک راهبردی فزاینده و نقطه شکست اصلی دیپلماسی آمریکا در نظر گرفت. گزارشهای امروز نیز نشان میدهد جوزاف عون همچنان بر اجرای توافق چارچوب و فشار بر تلآویو برای پایبندی به آن تأکید دارد.