۱۱:۳۶
۱۴۰۵/۰۵/۳۰
سوریه پسا اسد؛

میدان تقابل راهبردی ترکیه و رژیم صهیونی در شرق مدیترانه

و
سوریه پسا اسد دیگر صرفاً میدان رقابت قدرت‌های خارجی نیست؛ این کشور اکنون به صحنه برخورد مستقیم دو پروژه راهبردی تبدیل شده است: ترکیه در پی ساختن سوریه‌ای مرکزی، باثبات و همسو با آنکاراست و رژیم صهیونیستی می‌کوشد از شکل‌گیری هر قدرت نظامی رقیب در پیرامون خود جلوگیری کند.
نویسنده :
حسین صحرایی
کد خبر:
۳۸۹۴

مقدمه

آنچه در روز‌های اخیر میان رژیم صهیونی، ترکیه و سوریه در حال شکل‌گیری است، صرفاً یک اختلاف مقطعی بر سر یک پایگاه نظامی نیست؛ بلکه نشانه ورود سوریه به مرحله‌ای تازه از رقابت ژئوپلیتیکی است که در آن رژیم صهیونی و ترکیه دو تصور متفاوت و تا حدی متعارض از نظم آینده سوریه را دنبال می‌کنند. حمله رژیم صهیونی به پایگاه ابوالظهور در ۱۸ اوت ۲۰۲۶، تنها چند ساعت پس از حضور هیئت ترکیه‌ای در این پایگاه، این رقابت را از سطح هشدار‌های سیاسی به سطح اقدام نظامی رساند. رژیم صهیونی اعلام کرد که نگران است سوریه اجازه استقرار نیرو‌های ترکیه در این منطقه را بدهد؛ ترکیه و دمشق این ادعا را رد کردند. هم‌زمان، واشنگتن برای ایجاد سازوکار «عدم برخورد» میان سه طرف وارد عمل شده است.

رژیم صهیونی و منطق «سوریه بدون قدرت رقیب»

رژیم صهیونیستی پس از سقوط اسد، با هدف جلوگیری از بازگشت تهدید نظامی سازمان‌یافته از خاک سوریه، به دنبال بهره‌گیری از خلأ قدرت است؛ اما ورود ترکیه به‌عنوان یک دولت منطقه‌ای قدرتمند با توان نظامی گسترده و مرز مشترک با سوریه، معادلات را تغییر داده است. نگرانی اصلی تل‌آویو نه حضور صرف ترکیه، بلکه تثبیت زیرساخت‌های دائمی قدرت آن در سوریه است که در گفت‌وگوی اخیر موساد با وزیر خارجه سوریه بر محور استقرار نیرو‌ها و همکاری نظامی ترکیه متمرکز بوده است.

سوریه برای ترکیه «حاشیه» نیست؛ عمق راهبردی است

در سوی مقابل، آنکارا سوریه را بخشی از امنیت ملی خود می‌بیند و مسائلی، چون مرز‌های جنوبی، کردها، بازگشت پناهجویان و جایگاه ترکیه در نظم جدید خاورمیانه را به آینده سوریه گره زده است. حمایت ترکیه از دولت جدید دمشق فراتر از دیپلماسی است و شامل همکاری نظامی، آموزش نیرو‌های سوری و توسعه روابط دفاعی و دریایی می‌شود. درنتیجه: تناقضی بنیادی شکل گرفته رژیم صهیونی خواهان محدودسازی ظرفیت نظامی سوریه است، در حالی که ترکیه به دنبال بازسازی و تقویت آن ظرفیت است. این تقابل، محور اصلی رقابت ژئوپلیتیکی آینده در سوریه خواهد بود.

اگر سناریوی نفوذ پیوسته رژیم صهیونی در جنوب و شرق سوریه گسترش یابد، ترکیه با وضعیتی مواجه خواهد شد که در آن فضای ژئوپلیتیکی پیرامون مرز‌های جنوبی‌اش بیش از گذشته تحت تأثیر بازیگران رقیب قرار می‌گیرد. از همین‌جا، رقابت رژیم صهیونی و ترکیه از یک اختلاف دوجانبه به رقابت بر سر نقشه قدرت سوریه تبدیل می‌شود. ابوالظهور در این چارچوب اهمیت نمادین دارد: رژیم صهیونی با حمله به این پایگاه در واقع نشان داد که حاضر نیست شکل‌گیری هر نوع زیرساخت نظامی جدید در سوریه را بدون محاسبه هزینه‌های آن بپذیرد؛ ترکیه نیز با محکومیت شدید حمله نشان داد که سوریه را حوزه‌ای می‌داند که امنیت و بازسازی آن مستقیماً با منافع ملی ترکیه پیوند دارد.

تنش رژیم صهیونی و ترکیه احتمالاً زمانی وارد مرحله خطرناک‌تری خواهد شد که حضور ترکیه در سوریه از همکاری سیاسی و آموزشی به ایجاد پایگاه‌های دائمی، زیرساخت‌های دفاعی، سامانه‌های نظامی یا حضور دریایی و هوایی پایدار تبدیل شود. در نقطه مقابل، اگر رژیم صهیونی به گسترش منطقه حائل خود در جنوب سوریه، تضعیف ظرفیت نظامی دمشق و ایجاد پیوند‌های نفوذی در جغرافیای جنوبی و شرقی سوریه ادامه دهد، تعارض منافع با ترکیه نیز افزایش خواهد یافت.

مسئله اصلی در نهایت این نیست که آیا رژیم صهیونی و ترکیه وارد جنگ مستقیم خواهند شد یا نه؛ مسئله مهم‌تر این است که هر دو طرف در حال ترسیم خطوط قرمز جدید خود در سوریه هستند. حمله ابوالظهور نشان داد که این خطوط قرمز اکنون می‌توانند با یکدیگر برخورد کنند.

از این منظر، سوریه پس از اسد دیگر صرفاً میدان رقابت ایران، روسیه، ترکیه و رژیم صهیونی نیست؛ بلکه به عرصه‌ای تبدیل شده است که در آن دو پروژه متفاوت برای آینده شرق مدیترانه با یکدیگر اصطکاک پیدا کرده‌اند: پروژه ترکیه برای ساختن یک سوریه مرکزی، باثبات و همسو با آنکارا، و پروژه رژیم صهیونی برای شکل‌دادن به محیطی پیرامونی که در آن هیچ قدرت نظامی رقیبی نتواند عمق امنیتی رژیم صهیونی را تهدید کند. اگر این دو روند همزمان ادامه یابند، شرق مدیترانه و سوریه می‌توانند به یکی از مهم‌ترین کانون‌های رقابت راهبردی خاورمیانه در سال‌های آینده تبدیل شوند.

جمع بندی

تنش فزاینده میان ترکیه و رژیم صهیونی در سوریه را باید فراتر از یک تنش مقطعی، رقابتی ساختاری بر سر معماری امنیتی پساأسد دانست؛ رقابتی که در کانون آن، «برخورد دو عمق راهبردی» قرار دارد: ترکیه، سوریه را امتداد طبیعی امنیت ملی و عمق راهبردی خود می‌داند و در پی تثبیت جایگاه نظامی، سیاسی و دریایی خود در این کشور است، در حالی که رژیم صهیونی می‌کوشد با حفظ آزادی عمل نظامی و جلوگیری از استقرار یک قدرت رقیب، محیط امنیتی مطلوب خود را در جنوب سوریه و شرق مدیترانه تثبیت کند. بنابراین، سوریه اکنون نه صرفاً میدان رقابت دو دولت، بلکه آزمایشگاه شکل‌گیری نظم جدید شام و شرق مدیترانه است؛ نظمی که در آن هرچه حضور ترکیه در سوریه نهادینه‌تر و عمق امنیتی رژیم صهیونی گسترده‌تر شود، فضای میان «خطوط قرمز» دو طرف باریک‌تر شده و احتمال اصطکاک، محاسبه غلط و در نهایت رویارویی مستقیم افزایش خواهد یافت.

تنش ساختاری آنکارا-تل آویو در سوریه به دلیل برخورد ذاتی خطوط قرمز دو طرف، به سمت تشدید شتابان پیش می‌رود: اسرائیل با منطق «سوریه بدون قدرت رقیب» هرگونه نهادینه‌شدن حضور نظامی ترکیه را تهدید امنیتی می‌داند و با حملات پیش‌دستانه (مانند ابوالظهور) آن را هدف قرار می‌دهد؛ در مقابل، ترکیه، سوریه را امتداد امنیت ملی خود می‌بیند و با گسترش همکاری‌های دفاعی و احتمالأ استقرار زیرساخت‌های دائمی، به تثبیت نفوذ خود اصرار دارد. این تقابل ساختاری، فضای محاسبه‌اشتباه را افزایش داده و احتمال اصطکاک‌های نظامی محدود به سناریوی جدی بدل شده است.

گزارش خطا
captcha
آخرین اخبار
نتانیاهو در تله ائتلاف و پرونده‌های جنایی؛
بقای موقت، سقوط تدریجی
بحران در پاریس، معامله در خلیج فارس؛
مأموریت دوگانه مکرون
آنچه دولت‌های اروپایی پنهان می‌کنند؛
سه پرده معنادار از اعتراضات عمومی در اروپا
پایان بن‌بست پنج‌ماهه در بغداد؛
۱۴ عضو جدید به کابینه الزیدی پیوستند
واشنگتن در انتظار تسلیم؛
تهران در آزمون تاب‌آوری
معادله دشوار ترکیه در یمن؛
حمایت از عربستان بدون تقابل با ایران
حملات انصارالله به فرودگاه‌های عربستان سعودی؛
ابزار فشار یا مقدمه تشدید درگیری؟
ترکیه و لبنان در مسیر شراکت استراتژیک؛
فرصت‌ها و موانع