- تنگنای ترامپ در مقابل ایران
- سفر نخست وزیر عراق به آمریکا
- اردوغان و نتانیاهو در آستانه تقابل
- آثار منطقهای جنگ 40 روزه
- فصل تازه ای از «وحدت ساحات»
- عملکرد حزب الله در جنگ
- از بازدارندگی موضعی تا مهار ژئواکونومیک عربستان
- پیامدهای جنگ ایران بر اقتصاد ایالات متحده
- بازآرایی موازنه قدرت در شرق آسیا
- از تضاد راهبردی تا توافق تاکتیکی
- دکترین جدید اسرائیل برای فرسایش قدرت ایران و محور مقاومت
- مخالفت رژیم صهیونیستی با توافق ایران و آمریکا
- ارزیابی روند استراتژیک مذاکرات
انتخابات آمریکا؛ پنجره راهبردی ایران
مقدمه
انتخابات میاندورهای ۱۲ آبان ۱۴۰۵ (نوامبر ۲۰۲۶) ایالات متحده، تمامی ۴۳۵ کرسی مجلس نمایندگان و یکسوم از ۱۰۰ کرسی سنا را تحت تأثیر قرار خواهد داد. این رویداد برای جمهوری اسلامی ایران نهتنها یک تحول سیاسی درونی آمریکا، بلکه نقطهعطفی راهبردی در جنگی است که نزدیک به شش ماه بر روابط دو کشور سایه افکنده است. دونالد ترامپ با نرخ محبوبیتی حدود ۳۶ تا ۴۰ درصد و جنگی فرسایشی که هزینههای اقتصادی سنگینی بر دوش رأیدهندگان آمریکایی گذاشته، در وضعیتی بیسابقه از حیث آسیبپذیری سیاسی قرار دارد. ایران این پنجره فرصت را به دقت رصد کرده و سناریوهای متعددی را برای اقدام پیشروی خود طراحی نموده است.
بستر راهبردی: هدفگذاری بر ترامپ، نه صرفاً آمریکا
تحلیلگران بینالمللی بر این باورند که تهران از الگوی تصمیمگیری آمریکا در هدفگیری داراییهای نظامی خود آگاه شده و دریافته است که واشنگتن از ضربه زدن به حساسترین تأسیسات ایران خودداری کرده است. بر همین اساس، استراتژی ایران از پاسخهای متقابل و پراکنده به رویکردی حسابشدهتر و صبورانه تغییر یافته است. این استراتژی دو هدف درهمتنیده را دنبال میکند: حذف تدریجی حضور و نفوذ نظامی آمریکا در خلیج فارس، و شکست سیاسی ترامپ از طریق فشار اقتصادی و راهبردی همزمان با تقویم انتخاباتی آمریکا.
به عبارت دیگر، ایران امروز بهدنبال پیروزی نظامی فوری نیست؛ آنچه برای تهران حیاتی است، بقای سیاسی ترامپ تا پس از انتخابات آبانماه نیست، بلکه تضعیف او تا حدی است که نتواند از این انتخابات «جان سالم به در ببرد». گاردین این وضعیت را یادآور بحران گروگانگیری ایران در دوران جیمی کارتر دانسته است؛ بحرانی که به شکست انتخاباتی کارتر در سال ۱۹۸۰ انجامید.
۱. سناریوی اول: تشدید تدریجی فشار از طریق تنگه هرمز
مهمترین اهرم فشار در دسترس ایران، کنترل بر تنگه هرمز است. ایران نیازی به بستن کامل تنگه ندارد؛ صرف تهدید معتبر به اختلال و مداخلههای گاهبهگاه برای حفظ التهابات در بازار انرژی کافی است. این فشارها مستقیماً بر قیمت بنزین در آمریکا تأثیر میگذارد؛ قیمتی که پیش از جنگ حدود ۲.۹۸ دلار بود و یک ماه بعد به مرز چهار دلار رسید. با افزایش قیمت نفت به حدود ۹۰ دلار در هر بشکه، تورم و هزینههای زندگی در آمریکا تشدید شده و فشار سیاسی بر دولت ترامپ را افزایش داده است. در این سناریو، ایران با حفظ کنترل بر تنگه، گزینههای ترامپ را محدود کرده و عجلهای برای پذیرش خواستههای واشنگتن ندارد. هدف، ایجاد فضایی است که در آن جمهوریخواهان نگران از دست دادن کرسیهای کنگره، ترامپ را به تعدیل سیاستهایش وادار سازند.
۲. سناریوی دوم: «غافلگیری اکتبر» – تشدید نظامی هدفمند
واژه «غافلگیری اکتبر» (October Surprise) در ادبیات سیاسی آمریکا به رویدادهای غیرمنتظرهای اشاره دارد که در آستانه انتخابات رخ میدهند و میتوانند فضای سیاسی و تصمیم رأیدهندگان را دستخوش تغییر کنند. واشنگتنپست در تحلیلی هشدار داده که ایران ممکن است پیش از انتخابات نوامبر، با حمله به زیرساختهای انرژی، نیروهای آمریکایی یا کشتیها در منطقه، هزینه سیاسی جنگ را برای ترامپ افزایش دهد. این سناریو از این منطق تغذیه میکند که اگر ایران پیشبینی کند آمریکا در هر صورت قصد دارد پس از انتخابات به آن حمله کند، به نفع تهران است که جنگی را از سر بگیرد که بتواند بیشترین آسیب سیاسی را به ترامپ وارد کند. در چنین حالتی، ترامپ با دوراهی مواجه میشود: پاسخ نظامی به ایران، بحران را عمیقتر میکند؛ بیتفاوتی نیز نشانه ضعف تلقی میشود.
۳. سناریوی سوم: بهرهبرداری از بنبست دیپلماتیک و فشار اقتصادی آمریکا
در ماههای اخیر، مذاکرات هستهای ایران و آمریکا با بنبست مواجه شده است. توافق ۶۰ روزه ژوئن ۲۰۲۶ نهتنها به پیشرفت معناداری در مذاکرات هستهای منجر نشد، بلکه ارتباط مستقیم دو طرف نیز متوقف گردید. آمریکا از ایران خواستار تعلیق غنیسازی به مدت ۱۲ تا ۱۵ سال است، در حالی که تهران تنها به توقف بلندمدت فعالیتهای هستهای بهجای برچیدن کامل آن تن میدهد.
در این فضای بنبست، ترامپ بهتازگی «روز حمله اقتصادی» علیه ایران را اعلام کرده و تهدید کرده هر کشور یا نهادی که با ایران تجارت کند با «کوبندهترین عملیات اقتصادی» مواجه خواهد شد. با این حال، تحلیلگران معتقدند تحریمهای اقتصادی برای تأثیرگذاری بر ایران نیازمند ماهها و حتی سالها زمان هستند؛ زمانی که ترامپ پیش از انتخابات در اختیار ندارد. ایران نیز که دههها در برابر تحریمها مقاومت کرده، بعید است در آستانه انتخاباتی که میتواند ترامپ را تضعیف کند، تسلیم فشار اقتصادی شود.
ایران میتواند از این بنبست دیپلماتیک بهعنوان فرصتی برای حفظ اهرمهای فشار خود؛ از جمله توانایی تأثیرگذاری بر تنگه هرمز و فعالسازی جبهههای منطقهای استفاده کرده و مذاکرات را تا پس از انتخابات به تعویق اندازد.
۴. سناریوی چهارم: فشار بر متحدان منطقهای آمریکا
راهبرد چهارم ایران، هدفگیری غیرمستقیم منافع آمریکا از طریق فشار بر متحدان منطقهای آن است. حملات به تأسیسات انرژی یا کشتیهای تجاری در آبهای منطقه، علاوه بر افزایش قیمت انرژی، هزینه امنیتی حضور آمریکا در خلیج فارس را برای متحدان عرب شکلی افزایش میدهد.
گزارشها حاکی از آن است که کشورهای عرب حوزه خلیج فارس، با مشاهده آسیبپذیری پایگاههای میزبان نیروهای آمریکایی، بهتدریج حضور نظامی آمریکا را بهجای تضمین امنیت، یک «بدهی» راهبردی تلقی میکنند. ایران نیازی به تصرف هر پایگاه به زور ندارد؛ تنها کافی است هزینه سیاسی میزبانی از آنها را برای دولتهای منطقه غیرقابل تحمل سازد.
جمعبندی و چشمانداز
با نزدیک شدن به انتخابات ۱۲ آبان، ایران با مجموعهای از اهرمهای فشار و سناریوهای اقدام مواجه است که هر یک میتواند تأثیری تعیینکننده بر سرنوشت سیاسی ترامپ و ترکیب کنگره داشته باشد. دادههای تاریخی نشان میدهد که از سال ۱۹۴۶ تاکنون، در بیش از ۹۰ درصد موارد، حزب صاحب کاخ سفید در انتخابات میاندورهای، کرسیهای خود را در مجلس نمایندگان از دست داده است. پیشبینیهای مراکز معتبر انتخاباتی نشان میدهد احتمال پیروزی دموکراتها در مجلس نمایندگان به حدود ۵۹ تا ۶۰ درصد رسیده است. در چنین فضایی، هر اقدامی از سوی ایران که هزینههای جنگ؛ چه از طریق افزایش قیمت انرژی، چه از طریق تشدید نظامی را افزایش دهد، میتواند شانس جمهوریخواهان را بیش از پیش کاهش دهد.
تهران با درک این واقعیت که ترامپ نباید از انتخابات آبانماه جان سالم به در ببرد، محتملترین سناریو را ادامه فشار تدریجی و حسابشده از طریق تنگه هرمز میداند؛ سناریویی که ضمن حفظ تواناییهای نظامی ایران برای مراحل بعدی، بیشترین آسیب سیاسی را به رقیب وارد میکند. در عین حال، گزینه «غافلگیری اکتبر» بهعنوان اهرم فشاری در صورت تداوم بنبست یا تشدید یکجانبه فشار از سوی آمریکا، همچنان روی میز باقی خواهد ماند. آنچه مسلم است، تقویم انتخاباتی آمریکا به حساسترین عرصه تقابل راهبردی ایران و آمریکا در سالهای اخیر تبدیل شده است؛ عرصهای که نتیجه آن نه در میدان نبرد، بلکه در صندوقهای رأی آمریکا تعیین خواهد شد.