۱۰:۰۲
۱۴۰۵/۰۶/۰۴
تنگه هرمز؛ اهرم ایران در برابر فشار واشنگتن

بازی اقتصادی آمریکا با قدرت چهارم جهان

ا
تقابل آمریکا و ایران پس از ماه‌ها درگیری نظامی وارد مرحله‌ای تازه شده است؛ واشنگتن با انتقال فشار به حوزه اقتصادی می‌کوشد تهران را تحت فشار قرار دهد، در حالی که ایران با تکیه بر اهرم تنگه هرمز می‌تواند بخشی از هزینه‌های این راهبرد را به اقتصاد آمریکا و بازار جهانی انرژی بازگرداند.
نویسنده :
حسن مرادخانی
کد خبر:
۳۹۲۰

مقدمه

در بیست‌وهشتم فوریه ۲۰۲۶، جغرافیای سیاسی خاورمیانه وارد فاز جدیدی شد. آنچه با حملات هوایی مشترک آمریکا و اسرائیل علیه تأسیسات نظامی و زیرساخت‌های حیاتی ایران آغاز شد، طی شش ماه به تقابل پیچیده‌ای تبدیل گشت که در آن دو رقیب، هر یک با ابزار‌های متفاوت، به دنبال برهم‌زدن بازی دیگری هستند. آمریکا که در میدان نظامی به بن‌بست رسیده، وزنه استراتژی خود را به سمت «جنگ اقتصادی» سنگین‌تر کرده است؛ اما ایران با تکیه بر اهرم‌های نظامی -به‌ویژه در تنگه هرمز- تلاش می‌کند تا بازی اقتصادی آمریکا را برهم بزند. این در حالی است که تحلیلگران جهانی از ظهور ایران به عنوان قدرت چهارم جهان حرف می‌زنند.

شطرنج معکوس؛ از شکست نظامی تا جنگ اقتصادی

آمریکا در شش ماه درگیری مستقیم با ایران به آنچه «پیروزی قاطع» می‌نامید، دست نیافت. حملات گسترده هوایی که هزینه‌ای بالغ بر ۱۲ میلیارد دلار تا اواسط مارس ۲۰۲۶ به همراه داشت، نتوانست ساختار حکومت ایران را فروبپاشد یا آن را به تسلیم وادار کند. با نزدیک شدن به شش‌مین ماه جنگ و افزایش هزینه‌های انسانی و مادی، واشنگتن با واقعیتی تلخ مواجه شده است: زرادخانه‌های نظامی آمریکا تحلیل رفته و حمایت سیاسی داخلی از یک درگیری فرسایشی در خاورمیانه رو به کاهش است.

در چنین شرایطی، دونالد ترامپ در نیمه اوت ۲۰۲۶ دست به تغییر راهبردی زد و آنچه را «عملیات اقتصادی خردکننده بی‌سابقه» و «دی-دی اقتصادی» خواند، کلید زد. هدف این است که با فشار حداکثری -تحریم‌های ثانویه علیه هر کشور و نهادی که با ایران تعامل مالی، تجاری یا اقتصادی داشته باشد- تهران را به زانو درآورد. اما این تغییر مسیر در نگاه ناظران و تحلیلگران چیزی جز «اعتراف ضمنی به شکست در میدان نظامی» نیست. به بیان دقیق‌تر، «اگر در میدان نبرد پیروز شده بودید، نیازی به شروع یک جنگ اقتصادی نبود». کارشناسان نیز بر این باورند که پس از ماه‌ها درگیری، واشنگتن برای تداوم عملیات نظامیِ تهاجمی، با کاهش چشمگیر تسلیحات پیشرفته و افزایش هزینه‌های سیاسی و مالی مواجه بوده و به ناچار «هزینه‌های کمتر و ریسک سیاسی پایین‌تر» را انتخاب کرده است. آنچه این تغییر راهبردی را به یک قمار پرریسک تبدیل می‌کند، پاسخی است که ایران در نظر دارد.

اهرم تنگه هرمز

ایران با درکی روشن از اینکه نقطه‌ضعف اصلی آمریکا و اقتصاد جهانی در کجاست، اهرم نظامی خود را به‌کار گرفته است: تنگه هرمز. حدود یک‌پنجم تجارت جهانی نفت و بخش قابل‌توجهی از گاز طبیعی مایع از این گذرگاه راهبردی عبور می‌کند. محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران، به‌روشنی هشدار داده که در صورت تداوم «جنگ اقتصادی» آمریکا، «حتی یک قطره نفت از تنگه هرمز یا هیچ نقطه‌ای از خلیج فارس صادر نخواهد شد».

این تهدید، بازی اقتصادی آمریکا را به چالش می‌کشد؛ چراکه هرگونه اختلال پایدار در تنگه هرمز، قیمت نفت را به‌طور چشمگیری افزایش خواهد داد. تحلیلگران هشدار داده‌اند که در صورت تشدید درگیری‌ها و اختلال در این مسیر، قیمت نفت می‌تواند از مرز ۱۰۰ دلار در هر بشکه عبور کند. نفت ۱۰۰ دلاری به‌تنهایی می‌تواند نرخ تورم جهانی را بین ۰.۶ تا ۰.۷ درصد افزایش دهد؛ افزایشی که برای اقتصادی که از تورم سال‌های اخیر خسته شده، گران‌ترین قیمت ممکن است. سناریوی شدیدتر، تثبیت قیمت در سطوح ۱۲۰ دلار -شوکی جدی به رشد اقتصادی آمریکا و جهان وارد خواهد کرد.

ایران همچنین اعلام کرده که هر کشوری که از جنگ اقتصادی آمریکا حمایت کند، «ارتکاب به اقدام جنگی» محسوب خواهد شد و پاسخ نظامی دریافت خواهد کرد. این رویکرد، هزینه هم‌افزایی با آمریکا را برای متحدانش به‌شدت افزایش می‌دهد و انزوای دیپلماتیک و اقتصادی واشنگتن را عمیق‌تر می‌سازد.

 

اثر بومرنگ

برهم‌زدن بازی اقتصادی آمریکا، تنها به تهدیدات نظامی ایران محدود نمی‌شود. جنگ اقتصادی خود دارای «اثر بومرنگ» است. افزایش قیمت انرژی نه‌تنها به اقتصاد ایران که به‌شدت وابسته به درآمد‌های نفتی است، فشار می‌آورد، بلکه مصرف‌کننده آمریکایی را نیز هدف قرار می‌دهد. بر اساس برآوردها، جنگ تاکنون حدود ۱۵۱ میلیارد دلار برای مالیات‌دهندگان آمریکایی هزینه داشته است. بدهی فدرال آمریکا نیز در همین دوره از مرز ۴۰ تریلیون دلار عبور کرده است. در چنین بستری، هر افزایش قیمت نفت، تورم را در آمریکا شعله‌ورتر می‌کند و فشار بر بانک مرکزی این کشور برای افزایش نرخ بهره را تشدید می‌نماید؛ افزایشی که رشد اقتصادی را کند کرده و هزینه‌ها را برای خانوار‌ها و کسب‌وکار‌ها بالا می‌برد.

به عبارت دیگر، بازی نظامی ایران با بستن یا تهدید به بستن تنگه هرمز، مستقیماً به آسیب‌پذیرترین نقطه راهبردی اقتصاد آمریکا ضربه می‌زند و محاسبه واشنگتن را برعکس می‌نماید. آمریکا برای تحت‌فشار قرار دادن ایران به «جنگ اقتصادی» روی آورده است، اما ایران با «بازی نظامی» خود نه‌تنها این فشار را خنثی می‌کند، بلکه آن را به خود آمریکا بازمی‌گرداند.

جمع‌بندی

آمریکا در تقابل با ایران، از شطرنج نظامی به شطرنج اقتصادی نقل مکان کرده است؛ حرکتی که بیش از آنکه نشان‌دهنده قدرت باشد، حکایت از درماندگی راهبردی دارد. اما ایران با درک درست از معمای امنیت انرژی جهانی، اهرم تنگه هرمز را به‌عنوان شاه‌کلید برهم‌زدن بازی اقتصادی آمریکا به‌کار گرفته است. در این پیکار نامتقارن، هر یک از دو طرف با ابزار تخصصی طرف دیگر بازی می‌کند: آمریکا با اقتصاد، ایران با نظامی‌گری. چینش تکه‌های این پازل، روند رخداد‌ها را به تنگ‌تر کردن تنگه هرمز و افزایش فشار بر اقتصاد کل جهان سوق می‌دهد. از این رو، نظم آینده با شتاب بیشتری به سوی گسست از آمریکا و شکل‌گیری مناطق خودایمن در حال حرکت است.

گزارش خطا
captcha
آخرین اخبار
نتانیاهو در تله ائتلاف و پرونده‌های جنایی؛
بقای موقت، سقوط تدریجی
بحران در پاریس، معامله در خلیج فارس؛
مأموریت دوگانه مکرون
آنچه دولت‌های اروپایی پنهان می‌کنند؛
سه پرده معنادار از اعتراضات عمومی در اروپا
پایان بن‌بست پنج‌ماهه در بغداد؛
۱۴ عضو جدید به کابینه الزیدی پیوستند
واشنگتن در انتظار تسلیم؛
تهران در آزمون تاب‌آوری
معادله دشوار ترکیه در یمن؛
حمایت از عربستان بدون تقابل با ایران
حملات انصارالله به فرودگاه‌های عربستان سعودی؛
ابزار فشار یا مقدمه تشدید درگیری؟
ترکیه و لبنان در مسیر شراکت استراتژیک؛
فرصت‌ها و موانع