- تنگنای ترامپ در مقابل ایران
- سفر نخست وزیر عراق به آمریکا
- اردوغان و نتانیاهو در آستانه تقابل
- آثار منطقهای جنگ 40 روزه
- فصل تازه ای از «وحدت ساحات»
- عملکرد حزب الله در جنگ
- از بازدارندگی موضعی تا مهار ژئواکونومیک عربستان
- پیامدهای جنگ ایران بر اقتصاد ایالات متحده
- بازآرایی موازنه قدرت در شرق آسیا
- از تضاد راهبردی تا توافق تاکتیکی
- دکترین جدید اسرائیل برای فرسایش قدرت ایران و محور مقاومت
- مخالفت رژیم صهیونیستی با توافق ایران و آمریکا
- ارزیابی روند استراتژیک مذاکرات
جنگ تعرفهای آمریکا و کانادا چه درسی برای ایران دارد؟
بهتازگی و پس از شکست خوردن مذاکرات تجاری میان آمریکا و کانادا، شاهد اوجگیری جنگ تجاریِ دو کشور مذکور علیه یکدیگر بودهایم. در این راستا، ابتدا دولت آمریکا از وضع تعرفه ۵۰ درصدی بر حدود ۲۰ میلیارد دلار واردات کالا از کانادا خبر داد و در واکنش به این مسئله، کاناداییها نیز اعلام کردهاند که بر قریب به ۸۰۰ قلم کالای وارداتی از آمریکا، چیزی بین ۱۵ تا ۵۰ درصد تعرفه وضع میکنند. از زمان بازگشت دونالد ترامپ به قدرت در آمریکا، دو کشور کانادا و آمریکا، چندین و چند مرتبه شاهد اوجگیری تنشهای تجاری در قالب روابط دوجانبه بودهاند.
با این همه، جنگ تجاری فعلی میان کانادا و آمریکا، در بطن خود میتواند حامل نکات معناداری برای ایران نیز باشد. در این راستا، توجه به ۳ نکته مهم به نظر میرسد.
اول اینکه نباید از یاد ببریم که کانادا چندین دهه است که دوست و متحد ثابت دولت آمریکا است. در واقع، کانادا در بسیاری از معادلات اقتصادی، سیاسی، امنیتی، بینالمللی و راهبردی، همسو با دولت آمریکا جهتگیری داشته است. حال که میبینیم دولت آمریکا حتی در قالب روابطش با متحد قدیمی خود نیز به این کشور رحم نمیکند و به دنبال غارت آن است، یک پیام را به ذهن مخابره میکند و آن هم این است که امید داشتن به آمریکا برای اینکه از رهگذر مذاکره صِرف، به حقوق و منافع ملی کشورمان احترام بگذارد، یک انتظار بیهوده و خوشبینی بیش از حد است.
به بیان سادهتر، وقتی آمریکا به تعهدات ساده خود در قبال دوست و متحد قدیمیاش عمل نمیکند، چرا باید به تعهداتش در قبال ایران که مخالف با رویههای استعماری و زیادهخواهانه کاخ سفید است، وفادار باشد؟ تجربیات تاریخی نشان داده که آمریکا صرفاً حقوق و منافع کشورها و ملتهایی را محترم میشمارد که از خودشان قدرت داشته باشند و در حراست از منافع خود، سرسختی نشان دهند.
نکته دوم اینکه «هنری کسینجر»، وزیر خارجه سابق آمریکا که جزو مشهورترین سیاستمداران تاریخ سیاسی این کشور نیز است، زمانی موضعگیری جالبی را در مورد سیاست خارجی آمریکا و جنس روابط آن با دیگر کشورها بیان کرد. کسینجر گفته است: «شاید دشمنی با آمریکا خطرناک باشد، اما دوستی با آن، کشنده و مرگبار است!»
تجربیات تاریخی نشان داده آنهایی که پیوندهای قوی و مستحکم با آمریکا تعریف کردهاند، بیشترین آسیبها و خسارات را از ناحیه این کشور و دولتمردان آن متحمل شدهاند. تشدید جنگ تجاری دولت آمریکا علیه کانادا یا رها کردن رژیمهای عربی حاشیه خلیج فارس در بحبوحه جنگافروزی علیه ایران، نمودهای عینی این مسئله هستند. از این رو، آنهایی که بعضاً در ایران این تصور را دارند که از رهگذر تعامل با بهاصطلاح کدخدا میتوان از منافع و امنیت ملی ایران حراست کرد، تا حدود زیادی از واقعیتها پرت هستند و به شواهد ساده تاریخی بیاعتنا هستند یا از آنها غافلاند؛ و در نهایت نکته سوم اینکه اخیراً میزان بدهی عمومی دولت آمریکا از عدد ۴۰ تریلیون دلار عبور کرد و آمریکا به بدهکارترین کشور جهان تبدیل شد. در عین حال، وقوع رخدادهایی نظیر تشدید جنگ تجاری آمریکا با متحدانش نظیر کانادا نشان از آن دارد که وضعیت اقتصادی آمریکا چندان مطلوب نیست. این قبیل مسائل یک پیام مهم را به ذهن مخابره میکنند: اقتصاد آمریکا در وضعیت کنونی توانایی پشتیبانی از جاهطلبیهای دولتمردان خود را ندارد. همین عدم توازن، روند افول و تضعیف موقعیت آمریکا در محیط بینالمللی را سرعت میبخشد.
درس این مسئله برای ایران این است که اگرچه دولتمردان فعلی آمریکا در رابطه با ایران انواع شاخ و شانهها را میکشند، اما در پشتپرده، موقعیتی بهشدت ضعیف و شبیه به راه رفتن روی لبه تیغ دارند. به بیان سادهتر، دولتمردان کنونی آمریکا زیاد حرف میزنند، اما ظرفیتهای آنها برای عملی کردن حرفهایشان، چندان زیاد و قوی نیست و نمیتوانند دست به هر کاری بزنند. موضوعی که توجه به آن خود میتواند برای کشورمان دستاوردساز باشد.