- تنگنای ترامپ در مقابل ایران
- سفر نخست وزیر عراق به آمریکا
- اردوغان و نتانیاهو در آستانه تقابل
- آثار منطقهای جنگ 40 روزه
- فصل تازه ای از «وحدت ساحات»
- عملکرد حزب الله در جنگ
- از بازدارندگی موضعی تا مهار ژئواکونومیک عربستان
- پیامدهای جنگ ایران بر اقتصاد ایالات متحده
- بازآرایی موازنه قدرت در شرق آسیا
- از تضاد راهبردی تا توافق تاکتیکی
- دکترین جدید اسرائیل برای فرسایش قدرت ایران و محور مقاومت
- مخالفت رژیم صهیونیستی با توافق ایران و آمریکا
- ارزیابی روند استراتژیک مذاکرات
سه پیام راهبردی حمله آمریکا به جزیره لارک
تروریستهای آمریکایی بهتازگی اقدام به حمله به جزیره راهبردی لارک در خلیج فارس کردهاند؛ جزیرهای که اشراف قابلتوجهی را بر تنگه هرمز دارد. آمریکاییها مدعی شدهاند که دو لانچر موشکی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را که آماده شلیک راکتهای مینریز در تنگه هرمز بودهاند، هدف حمله قرار دادهاند. گزارشهای رسمی از شهادت ۳ تن از رزمندگان اسلام در اقدام تروریستی اخیر ارتش آمریکا حکایت دارند.
بااینحال، نیروهای مسلح کشورمان هم خیلی زود پاسخ تجاوز دشمن را داده و پایگاهها و منافع این کشور در قطر، امارات و اردن را آماج حملات موشکی و پهپادی خود قرار دادند. تنها در مورد اردن، گزارشها حاکی از اصابت مستقیم یک موشک ایرانی به آشیانه جنگندههای یک پایگاه آمریکایی هستند. به نظر میرسید روند زد و خوردها میان دو طرف همچنان ادامه داشته باشد.
بااینحال، در تحلیل جدیدترین دور از اوجگیری درگیریها میان ایران و آمریکا، توجه به ۳ نکته مهم به نظر میرسد.
اول اینکه واکنش سریع ایران به اقدام تجاوزکارانه دشمن، حتی تحلیلگران ارشد نظامی آمریکا را هم شوکه کرده است. بهعنوان مثال، فرانک مکنزی، فرمانده سابق سنتکام، در گفتوگو با تلویزیون ABC News آمریکا به این مسئله اشاره کرده که ایرانیها ظرف ۱۵ دقیقه اقدام به آغاز حملات انتقامجویانه موشکی و پهپادی، آن هم از بخشهای مختلف خاک ایران، کردند. درعینحال، جنس واکنش ایران چندین برابر بیشتر از طرف آمریکایی بود. این یعنی ایران هم از منظر تسلیحاتی و قدرت نظامی و هم در پیش گرفتن تاکتیکهای جدید در برخورد با تجاوزگری دشمن، در آمادگی کامل به سر میبرد و از همین منظر میتواند ضربات سنگین و جدی را به دشمنان تحمیل کند.
نکته دوم اینکه علیرغم اعلام ارتش آمریکا که گفته سعی داشته تا مانع از مینریزی نیروهای مسلح کشورمان با استفاده از راکت در گذرگاه غیرقانونی مورد حمایت آمریکا در تنگه هرمز شود، ظاهراً رزمندگان ایرانی در این رابطه موفق بودهاند. البته که صِرف ابتکار کشورمان در مینریزی با استفاده از راکت، نشان از آن دارد که ظرفیتها و توانمندیهای کشورمان در تقابل با دشمنان، بهمراتب گستردهتر از آن چیزی است که بسیاری تصور میکنند و ایران برخلاف دشمنان خود، هنوز از بسیاری از کارتهای برنده خود در میدان نبرد رونمایی نکرده است.
البته که در بحبوحه درگیریهای اخیر میان ایران و آمریکا، یک بار دیگر دولت آمریکا و دروغگویی آن نیز نزد افکار عمومی و دولتهای جهان افشا شد. رئیسجمهور آمریکا چند روز قبل مدعی شده بود که آمریکا کلیه مینهای ایرانی در تنگه هرمز را پاکسازی کرده است. بااینحال، یک سوپرنفتکش که قصد عبور از کریدور مدنظر آمریکا در تنگه هرمز را داشت، با دو مین دریاییِ ایران برخورد کرد و آسیبهای جدی دید. این یعنی آنچه آمریکا در مورد اِشراف ادعایی خود بر تنگه هرمز میگوید، دروغی بیش نیست و صرفاً جنبه تبلیغاتی دارد؛ و در نهایت، نکته سوم اینکه ماجراجویی اخیر آمریکا در حمله به جزیره لارک، تنها اندکی قبل از برگزاری نشست ۲۰ در آمریکا انجام شد؛ اقدامی که به نظر میرسد هدف اصلی و محوری آن، شیطنت طرف آمریکایی جهت برجسته کردن مسئله ایران در قالب دستورکارهای نشست مذکور بوده است. حتی برخی منابع مدعی هستند که حمله اخیر آمریکا به جزیره لارک، با ابتکار شخص اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، انجام شده و سعی داشته تا زمینههای مساعدی را جهت تشدید فشارهای اقتصادی و سیاسی بر کشورمان فراهم کند.
از این رو، آنچه واضح است، در شرایط کنونی، تنها چیزی که میتواند تضمینکننده منافع و امنیت ملی ایران باشد، انسجام و وحدت ملی و البته قاطعیت نیروهای مسلح کشورمان است. دو مؤلفهای که اکنون موجود هستند و به هر شکل ممکن باید در تقویت آنها کوشید. دشمن در میدان جنگافروزی نظامی راه به جایی نمیبرد؛ از این رو، نباید به آن اجازه داد که توطئههایش را در سایر عرصهها به ضرر کشورمان به پیش ببرد.