- تنگنای ترامپ در مقابل ایران
- سفر نخست وزیر عراق به آمریکا
- اردوغان و نتانیاهو در آستانه تقابل
- آثار منطقهای جنگ 40 روزه
- فصل تازه ای از «وحدت ساحات»
- عملکرد حزب الله در جنگ
- از بازدارندگی موضعی تا مهار ژئواکونومیک عربستان
- پیامدهای جنگ ایران بر اقتصاد ایالات متحده
- بازآرایی موازنه قدرت در شرق آسیا
- از تضاد راهبردی تا توافق تاکتیکی
- دکترین جدید اسرائیل برای فرسایش قدرت ایران و محور مقاومت
- مخالفت رژیم صهیونیستی با توافق ایران و آمریکا
- ارزیابی روند استراتژیک مذاکرات
چرا چین با تحریمها علیه ایران همراهی نمیکند؟
«منطقه غرب آسیا، تأمینکننده بیش از ۴۰ درصد از نیازهای نفتی چین است و اگر موقعیت آمریکا و متحدانش در این منطقه تقویت شود، این موضوع یک معنا دارد و آن هم این است که بخش قابلتوجهی از واردات انرژی چین تحت تسلط آمریکا درمیآید؛ مسئلهای که یک اهرم فشار قدرتمند را در اختیار کاخ سفید در تقابل و رقابت با چین قرار میدهد.»
طنینسنتر؛ در روزها و ماههای اخیر و همزمان با تشدید کارزار جنگ و تروریسم اقتصادی دولت آمریکا علیه ایران، یک موضوع بهعینه قابل مشاهده بوده و آن، عدم تبعیت چین از تحریمها و فشارها علیه ایران بوده است. حتی چینیها اخیراً در واکنش به دور تازه تحریمهای آمریکا علیه ایران و تهدید کاخ سفید مبنی بر اینکه هر کشوری که با ایران رابطه داشته باشد، هدف اقدامات تنبیهی قرار خواهد گرفت، بهصراحت گفتهاند که از نظام تحریمی آمریکا علیه ایران تبعیت نمیکنند و روابط خود با ایران را کاملاً محترم و مستقل ارزیابی میکنند. جالب اینکه چین سالهاست خریدار چیزی در حدود ۹۰ درصد از نفت صادراتی ایران است و سیل قابلتوجهی از اقدامات تحریمی آمریکا نیز نتوانسته مانع از تداوم خرید نفت ایران توسط چین شود.
در این نقطه، یک سؤال جای طرح دارد و آن هم این است که بهراستی دلایل اصلی عدم همراهی چین با آمریکا و نپذیرفتن فشار و تحریمها علیه ایران چیست؟ به نظر میرسد در پاسخ به این سؤال باید ۳ نکته مهم را مدنظر داشت.
اول اینکه چین این ادراک راهبردی را دارد که اگر موقعیت ایران تضعیف شود، این مسئله به معنای تثبیت تسلط و اشراف آمریکا بر غرب آسیا خواهد بود. این موضوع به هیچ وجه در راستای منافع راهبردی پکن نیست. کافی است توجه داشته باشیم که منطقه غرب آسیا، تأمینکننده بیش از ۴۰ درصد از نیازهای نفتی چین است و اگر موقعیت آمریکا و متحدانش در این منطقه تقویت شود، این موضوع یک معنا دارد و آن هم این است که بخش قابلتوجهی از واردات انرژی چین تحت تسلط آمریکا درمیآید؛ مسئلهای که یک اهرم فشار قدرتمند را در اختیار کاخ سفید در تقابل و رقابت با چین قرار میدهد.
نکته دوم اینکه چینیها در سالهای اخیر و بهطور خاص در دوره حضور شی جینپینگ در قدرت، هزینههای سنگینی را جهت توسعه دامنه نفوذ خود در منطقه غرب آسیا انجام دادهاند. حال اگر قرار باشد که با اقدامات آمریکا و تلاشهای آن برای تضعیف ایران، کاخ سفید به بازیگر غالب در منطقه تبدیل شود، این مسئله یک شوک بزرگ به چین خواهد بود. در حقیقت، میلیاردها دلار سرمایهگذاری چین در غرب آسیا بر باد میرود و پکن متحمل یک شکست راهبردی و جدی از آمریکا خواهد شد. این سناریو نیز به هیچ وجه موضوعی نیست که چینیها پذیرای آن باشند.
ورای اینها، چین معتقد به یک نظم جهانی متفاوت از نظم غربی است؛ نظمی که در قالب آن، روابط کشورها با یکدیگر مستقل و محترم است و بازیگران ثالث حق دخالت در آن را ندارند. از این منظر نیز، چینیها برای روابط خود با ایران بهعنوان یک قدرت مهم منطقهای، ارزش زیادی قائلاند؛ و در نهایت، نکته سوم اینکه اگر آمریکا بتواند نظم مطلوب خود را در غرب آسیا مستقر کند و موجب تضعیف ایران شود، کاخ سفید جسورتر خواهد شد و در ساقطسازی نظامهای سیاسی که متحدان چین در بخشهای مختلف دنیا هستند، تردید به خود راه نخواهد داد. این مسئله نیز سبب میشود تا آمریکا، چین را در محاصره خود بگیرد و دایره مانور آن را بهشدت محدود کند.
از این منظر نیز چینیها با حساسیت تحولات مرتبط با ایران را دنبال میکنند و موفقیت ایران در نبرد با آمریکا را به نوعی موفقیت خود میدانند. از این رو، منافع ملی چین ایجاب میکند که به هیچ وجه با تحریم و فشارهای کاخ سفید علیه ایران همراهی نکند؛ موضوعی که تا همین حالا بخش زیادی از اقدامات سیاسی، اقتصادی و بینالمللی آمریکا و طیف متحدانش علیه ایران را به ورطه شکست کشانده است.
دقیقاً به همین دلیل است که بسیاری از ناظران و تحلیلگران معتقدند جنگ ایران، صرف درگیری ایران و آمریکا نیست، بلکه باید آن را در قالب معادلات کلان نظام بینالملل نیز ارزیابی و تحلیل کرد.