- گادی آیزنکوت: تغییر حکومت در ایران هدف درستی برای جنگ نیست؛ نتانیاهو درباره بمب اتمی ایران دروغ میگوید!
- مردم برزیل به حامی سرسخت ترامپ رأی ندادند
- دستگیری بیش از ۱۴۰۰ معترض در فرانسه
- بیانیه مطبوعاتی نشست چهارجانبه ایران، پاکستان، ترکیه، عربستان درباره امنیت و ثبات منطقهای
- شانس نتانیاهو برای باقی ماندن در سمت نخستوزیری اسرائیل
- رضا شاه روحت شاد؟!
- تصویری از آخرین حضور رهبر شهید انقلاب در مراسم عزاداری شهادت حضرت فاطمه زهرا (س) در حسینیه امام خمینی (ره)
- اکونومیست: درصد رأیدهندگان آمریکایی که معتقدند اعزام نیروهای نظامی برای جنگ در موارد زیر اشتباه بوده است
- زلنسکی برای گرفتن پدافند به قدرت موشکی ایران اعتراف کرد
- آیا بمب اتمی خواهیم ساخت؟!
- سردار جوانی: بحرانهای غرب تازه با پیامدهای جنگ علیه ایران روبهرو شدهاند
- لیست سیاه تنگه هرمز ۱۲۲ تایی شد
- پاریس در آتش!
- المیادین: تنگه هرمز زیر سلطه ایران؛ سلاحهای جدید در راه و برخورد قاطع با کشتیهای متخلف
- دبیرکل کتائب سیدالشهدای عراق: ایران با تهدید واقعی مواجه شود، قطعاً وارد جنگ میشویم
شش ماه خلأ نظارتی، یک قدم تا جنگ
نتیجه نهایی انتخابات کنست، بنبست سیاسی در سرزمینهای اشغالی را از یک وضعیت موقت به یک ویژگی ساختاری تبدیل کرده است. آرایش ۵۳ کرسی بلوک نتانیاهو در برابر ۴۸ کرسی بلوک آیزنکوت و ۱۹ کرسی احزاب عربی، نه یک تصادف انتخاباتی، بلکه بازتاب شکافی عمیق در ساختار قدرت این رژیم است که هیچیک از دو اردوگاه را قادر به تشکیل اکثریت پایدار نمیکند. این بنبست را نمیتوان با ائتلافهای کوتاهمدت درمان کرد، زیرا موانع آن نه تاکتیکی بلکه ماهیتی است. تجربه پنج انتخابات میان سالهای ۲۰۱۹ تا ۲۰۲۲ نشان داد که هرگاه ساختار قدرت به چنین تعادلی میرسد، بنبست تنها با بازگشت به پای صندوقهای رأی یا با تشکیل دولتهای شکنندهای که عمر کوتاهی دارند شکسته میشود؛ بنابراین میتوان پیشبینی کرد که دوره ششماهه پیشِ رو نه استثنا، بلکه تکرار الگویی است که این رژیم را در چرخهای از بیثباتی سیاسی گرفتار کرده است.
تداوم شش ماه نخستوزیری موقت نتانیاهو تا انتخابات بعدی، از منظر حقوقی یک وضعیت عادی نیست، بلکه اختیاراتی استثنایی در اختیار او میگذارد. بر اساس دادههای میدانی و تحلیلهای حقوقی موجود، دیوان عالی این رژیم از نظر تاریخی همواره از مداخله در تصمیمهای مربوط به جنگ پرهیز کرده و نظارت پارلمانی نیز در هفتههای نخست پس از آغاز به کار کنست جدید و پیش از تشکیل کمیتههای آن، در پایینترین سطح خود قرار دارد. این خلأ نظارتی، مهمترین متغیر دوره انتقالی است، زیرا یک نخستوزیر موقت را قادر میسازد بدون مانع نهادی جدی، رژیم صهیونیستی را وارد یک ماجراجویی نظامی گسترده کند. نتانیاهو در طول کارزار انتخاباتی خود، مقابله با ایران را محور برنامه قرار داد و اکنون در دورهای که نه پارلمان توان نظارت دارد و نه دیوان عالی تمایلی به ورود نشان میدهد، انگیزه سیاسی و ابزار حقوقی برای اجرای آن را همزمان در اختیار دارد. از این رو چند هفته و چند ماه پیشرو را نه دوره آرامش، بلکه پنجرهای برای تثبیت رویکرد تقابلی و احتمالاً اجرای عملیات نظامیِ شاید محدود، اما پرتنش علیه منافع ایران باید ارزیابی کرد.
سناریوی تشکیل دولت ائتلافی جدید پس از این دوره، بیش از آنکه به تحولات داخلی این رژیم وابسته باشد، به فشار بیرونی و بهویژه حمایت دونالد ترامپ گره خورده است. ترامپ تأیید کرده که حمایتهایش روند انتخابات را به نفع نتانیاهو تغییر داده و احتمال مداخله بیشتر در فرآیند تشکیل ائتلاف را بررسی میکند. نتانیاهو نیز با وعده فاصله گرفتن از شرکای راست افراطی خود در صورت تشکیل دولت مشترک با آیزنکوت، تلاش میکند خود را مناسبترین شریک واشنگتن برای ازسرگیری جنگ مشترک علیه ایران معرفی کند. اما این طرح با مانع جدی مخالفت آیزنکوت روبروست که صراحتاً اعلام کرده زیر رهبری نتانیاهو در هیچ دولتی نخواهد نشست؛ لذا اگر فشار ترامپ احزاب کوچکتر را به سمت نتانیاهو سوق دهد و ائتلافی شکل گیرد، این ائتلاف بر پایه اکثریت حداقلی و بدون پایگاه اجتماعی پایدار، در تصمیمهای بزرگ امنیتی دچار شکنندگی ساختاری خواهد بود و توان اقدام یکپارچه و بلندمدت را نخواهد داشت. به عبارت دیگر، تشکیل دولت جدید نه پایان بنبست، بلکه شکل تازهای از آن خواهد بود.
در سطح منطقهای، تحرکات نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی در هفتههای اخیر را نمیتوان صرفاً اقدامات بازدارنده یا تدافعی تفسیر کرد. بر اساس شواهد موجود، انتقال سامانه پدافندی پاتریوت از تگزاس به سرزمینهای اشغالی، جابجایی نیروهای آمریکایی از پایگاههای در معرض خطر و افزودن یک ناوگروه هواپیمابر دیگر به ناوگان حدوداً بیست فروندی در منطقه، مجموعهای هماهنگ از اقدامات است که پیششرطهای عملیاتی یک حمله را فراهم میکند. همزمان، پیامهای دیپلماتیک و نظامی واشنگتن به کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس برای آماده شدن در برابر یک عملیات کوتاهمدت، اما گسترده علیه ایران، با تمرکز بر زیرساختها و تأسیسات هستهای، نشانهای از هماهنگی پیشینی برای چنین سناریویی است. تهران این تحولات را در چارچوب تداوم سیاست تجاوزکارانه ارزیابی میکند و مقامات ایرانی تأکید کردهاند که نتیجه انتخابات برای تهران تفاوتی ایجاد نمیکند.
بنابراین خطر اصلی در دوره انتقالی، ترکیب سه عامل است، که عبارتند از اولاً انگیزه نتانیاهو برای تغییر بنبست سیاسی از طریق ماجراجویی نظامی، دوماً خلأ نظارتی نهادی در این رژیم و سوماً آمادگی عملیاتی نیروهای آمریکایی در منطقه. این ترکیب، احتمال اجرای عملیات نظامی گسترده را در روزها و هفتههای آینده به مراتب بالاتر از دورههای عادی میبرد.
در آخر باید گفت، بنبست سیاسی در سرزمینهای اشغالی نه یک نقص موقت، بلکه بازتاب انشقاق ساختاری در ساختار قدرت این رژیم است و تداوم آن، توانایی این رژیم را برای اقدام یکپارچه و پایدار در عرصه منطقهای محدود میکند. تداوم نخستوزیری موقت نتانیاهو تا شش ماه آینده، همراه با احتمال تشکیل دولتی شکننده با حمایت ترامپ، نه دورهای از آرامش، بلکه پنجرهای برای ماجراجویی نظامی در دوره انتقالی باقی میگذارد. بنابراین جمهوری اسلامی ایران ضمن رصد دقیق تحرکات نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی، بر تقویت بازدارندگی درونزا و آمادگی برای طیف مختلف تقابل، از جنگ محدود تا رویارویی گسترده، تمرکز کرده است. چرا که بازآرایی معادلات امنیتی غرب آسیا به سمت امنیت درونزا، تنها در سایه اقتدار دفاعی و ابتکار عمل راهبردی ایران امکانپذیر است.