۲۳:۰۹
۱۴۰۵/۰۸/۱۴
فروپاشی پیمان مکه؛

از ناکامی ائتلاف سعودی تا تغییر موازنه قدرت در یمن

5
تحولات یمن، به‌تدریج به آزمونی تعیین‌کننده برای راهبردهای امنیتی منطقه تبدیل شده است. تثبیت موقعیت جنبش انصارالله و ناکامی ائتلاف سعودی در دستیابی به اهداف اعلام‌شده، از تغییر موازنه قدرت در این کشور حکایت دارد. هم‌زمان، ناکارآمدی پیمان مکه پرسش‌هایی جدی درباره توان ائتلاف‌های منطقه‌ای در تأمین امنیت پایدار و مقابله با بحران‌های ژئوپلیتیکی مطرح کرده است.
کد خبر:
۴۱۲۶

نویسنده: علی ساجد - کارشناس مسائل غرب آسیا

مقدمه

یمن در روز‌های جاری صحنه یکی از پیچیده‌ترین و تأثیرگذارترین بحران‌های ژئوپلیتیکی قرن بیست‌ویکم است. جنگی که با وعده بازگرداندن نظم و ثبات آغاز شد، اکنون به نمادی از ناکارآمدی راهبرد‌های نظامی خارجی و تبلور مقاومت مردمی تبدیل شده است. در این میان، ظهور و تثبیت قدرت جنبش انصارالله یمن، نه‌تنها چشم‌انداز آینده این کشور را دگرگون ساخته، بلکه موجبات بازنگری اساسی در موازنه قدرت منطقه‌ای و ناکامی ائتلاف‌های شکل‌گرفته با اهداف مشخص را فراهم آورده است. این مقاله درصدد است تا با رویکردی تحلیلی، به کالبدشکافی تحولات اخیر در یمن پرداخته، پیروزی راهبردی انصارالله را تبیین نموده، انحلال پیمان مکه را مورد ارزیابی قرار دهد و جایگاه قدرت‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای را در این بحران پیچیده روشن سازد.

فراز و فرود قدرت‌ها در صحنه یمن

الف) پیروزی راهبردی انصارالله و نیرو‌های مسلح یمن: تجلی مقاومت و اراده ملی

نبرد‌های اخیر در جبهه‌های مختلف یمن، گواه آشکاری بر توانمندی‌های فزاینده و اراده پولادین انصارالله و نیرو‌های مسلح وفادار به این جنبش است. این نیرو‌ها با اتکا به پایگاه مردمی گسترده، دانش بومی در حوزه دفاعی و راهبرد‌های جنگ نامتقارن، موفق شده‌اند ابتکار عمل را از نیرو‌های مهاجم سلب کنند و پیشروی‌های چشمگیری را در مناطق راهبردی رقم بزنند.

موفقیت‌های میدانی انصارالله صرفاً نتیجه توان نظامی نیست، بلکه بازتابی از انسجام ایدئولوژیک، انگیزه دفاع از تمامیت ارضی و حاکمیت ملی و توانایی در بسیج منابع انسانی و مادی در شرایط دشوار است. این پیروزی‌ها، تصویر کلیشه‌ای از یک جنبش چریکی را در هم شکسته و آن را به نیرویی مقتدر و بازیگری کلیدی در معادلات منطقه‌ای تبدیل کرده است.

در مقابل، عربستان سعودی و هم‌پیمانان منطقه‌ای و بین‌المللی آن، با وجود صرف هزینه‌های گزاف مالی و نظامی، نتوانسته‌اند به اهداف اعلام‌شده خود، از جمله نابودی یا حداقل مهار انصارالله و آنچه از آن به‌عنوان بازگرداندن حاکمیت قانونی یاد می‌کنند، دست یابند. طولانی و فرسایشی شدن جنگ، تلفات انسانی و اقتصادی سنگین، به‌ویژه در حوزه انرژی، و انزوای فزاینده در عرصه بین‌المللی، همگی نشانه‌هایی از شکست راهبردی و عدم دستیابی به اهداف تعیین‌شده هستند. این وضعیت، عربستان را در موقعیتی تدافعی قرار داده و اعتبار منطقه‌ای آن را به‌شدت تحت تأثیر قرار داده است.

ب) فروپاشی پیمان مکه: ناکارآمدی ائتلاف‌های غیرمنسجم در تأمین امنیت منطقه‌ای

پیمان مکه که با هدف ایجاد یک جبهه متحد منطقه‌ای علیه آنچه «تهدیدات مشترک» خوانده می‌شد، شکل گرفت، اکنون در بوته آزمایش قرار گرفته و ناکارآمدی خود را به اثبات رسانده است. این پیمان که ظاهراً با حضور عربستان، ترکیه و پاکستان شکل گرفت، نتوانست به یک سازوکار مؤثر و بازدارنده در قبال بحران یمن و سایر چالش‌های امنیتی منطقه تبدیل شود.

دلایل اصلی این ناکامی را می‌توان در عدم انسجام در اهداف راهبردی اعضا، اختلافات پنهان و آشکار در منافع ملی و ناتوانی در تدوین و اجرای یک راهبرد جامع و یکپارچه جست‌و‌جو کرد. فقدان اراده سیاسی مشترک و ناتوانی در ایجاد اجماع بر سر اولویت‌های امنیتی، پیمان مکه را به مجموعه‌ای از مواضع پراکنده و منفعل تبدیل کرده است که قادر به تأمین امنیت پایدار کشور‌های منطقه نیست.

این پیمان نه‌تنها نتوانست مانع از گسترش دامنه بحران در یمن شود، بلکه در مواجهه با چالش‌های پیچیده منطقه‌ای، عملاً از توان بازدارندگی لازم برخوردار نبود و در نهایت به فروپاشی و بی‌اثر شدن کامل خود منجر شد.

ج) ریشه‌های بحران: نقش آمریکا و اسرائیل در تشدید تنش‌ها

تحلیل عمیق‌تر ریشه‌های بحران جاری در یمن و منطقه، ما را به نقش مخرب و مداخله‌جویانه قدرت‌های فرامنطقه‌ای، به‌ویژه ایالات متحده آمریکا و رژیم صهیونیستی، رهنمون می‌سازد. سیاست‌های خارجی آمریکا در غرب آسیا، که همواره بر مبنای مداخله به بهانه حفظ منافع راهبردی، فروش تسلیحات و حمایت از متحدان سنتی خود استوار بوده، به‌طور مستقیم در تشدید تنش‌ها و شعله‌ور شدن درگیری‌ها نقش داشته است.

حمایت‌های بی‌دریغ از ائتلاف سعودی، عدم اتخاذ رویکردی بی‌طرفانه در قبال بحران یمن و تلاش برای حفظ هژمونی در منطقه، از جمله عواملی هستند که به تعمیق شکاف‌ها و افزایش بی‌ثباتی دامن زده‌اند. رژیم صهیونیستی نیز با اتخاذ سیاست‌های تفرقه‌انگیز، دامن زدن به اختلافات فرقه‌ای و قومی و تلاش برای تضعیف قدرت‌های نوظهور منطقه‌ای، به‌طور فعال و در راستای منافع خود، به ناامنی و بی‌ثباتی در منطقه دامن می‌زند.

این دو بازیگر، با بهره‌گیری از ضعف‌ها و اختلافات داخلی، به دنبال حفظ و گسترش نفوذ خود و جلوگیری از شکل‌گیری هرگونه اتحاد منطقه‌ای مستقل هستند.

د) افق پیش‌رو: اتحاد منطقه‌ای به‌عنوان تنها راهبرد پایدار

در مواجهه با چالش‌های امنیتی پیچیده و تهدیدات فزاینده در منطقه، اتکا به اتحاد منطقه‌ای، به‌عنوان تنها راهبرد پایدار و مؤثر برای تأمین امنیت و ثبات، بیش از پیش اهمیت می‌یابد. کشور‌هایی که منافع مشترکی در برقراری صلح، توسعه اقتصادی و رفاه اجتماعی دارند، باید با کنار گذاشتن اختلافات تاریخی و سیاسی، به ایجاد یک ائتلاف فراگیر و مبتنی بر اصول همکاری متقابل، احترام به حاکمیت ملی و عدم مداخله در امور داخلی یکدیگر بپردازند.

این اتحاد باید قادر باشد به‌صورت مستقل از فشار‌های خارجی، به حل‌وفصل منازعات، مقابله با پدیده‌هایی، چون تروریسم و افراط‌گرایی و ایجاد سازوکار‌های مشترک برای مدیریت بحران‌ها بپردازد. یمن، با دستیابی به صلحی پایدار و بازسازی زیرساخت‌های خود، می‌تواند به الگویی الهام‌بخش برای دیگر کشور‌های منطقه تبدیل شود و نقطه آغازی برای شکل‌گیری این اتحاد ضروری باشد.

ه) انصارالله یمن: نیروی مقتدر در سپهر تحولات منطقه‌ای آینده

پیروزی‌های راهبردی انصارالله یمن، این جنبش را از یک نیروی محلی به بازیگری کلیدی و مقتدر در معادلات ژئوپلیتیکی آینده منطقه تبدیل کرده است. این جریان با اثبات توانمندی‌های خود در دفاع از تمامیت ارضی و حاکمیت ملی و مقاومت در برابر تجاوز خارجی، جایگاه ویژه‌ای در میان نیرو‌های مقاومت منطقه‌ای یافته است.

انصارالله نه‌تنها در یمن، بلکه در سطح منطقه‌ای نیز به‌عنوان نیرویی تأثیرگذار شناخته می‌شود که می‌تواند در شکل‌گیری آینده تحولات منطقه نقش بسزایی ایفا کند. مقاومت این نیرو و پیروزی‌های آن، نشان‌دهنده تغییر موازنه قدرت در منطقه و ظهور بازیگران جدیدی است که معادلات گذشته را به چالش می‌کشند و پتانسیل تأثیرگذاری بر روند تحولات آینده را دارا هستند.

نتیجه‌گیری: گذار از بحران به سوی ثبات پایدار از طریق همبستگی منطقه‌ای

تحولات اخیر در یمن، بیش از هر زمان دیگری، ضرورت بازنگری اساسی در رویکرد‌های امنیتی منطقه را آشکار ساخته است. فروپاشی پیمان مکه و ناکارآمدی ائتلاف‌های نظامی خارجی، نشان‌دهنده این واقعیت است که امنیت پایدار تنها از طریق اتکا به توانمندی‌های داخلی و همبستگی منطقه‌ای قابل دستیابی است.

پیروزی راهبردی انصارالله یمن، نه‌تنها نویدبخش آینده‌ای روشن‌تر برای مردم این کشور است، بلکه نمادی از تغییر موازنه قدرت در منطقه و ظهور نیرو‌هایی است که می‌توانند در ایجاد ثبات و امنیت پایدار نقش‌آفرین باشند. در این میان، نقش مخرب قدرت‌های فرامنطقه‌ای، به‌ویژه آمریکا و اسرائیل، در تشدید بحران‌ها و جلوگیری از برقراری صلح، باید به‌طور جدی مورد توجه قرار گیرد.

آینده منطقه در گرو همکاری و همبستگی سازنده میان کشور‌های آن است، نه در گرو پیمان‌های شکننده و دخالت‌های خارجی که تنها به تشدید تنش‌ها و گسترش بی‌ثباتی منجر می‌شوند. گذار از بحران کنونی به سوی ثبات پایدار، نیازمند اراده سیاسی قوی، رویکرد‌های مبتنی بر واقع‌گرایی و اولویت‌بخشی به منافع جمعی کشور‌های منطقه است.

گزارش خطا
captcha
آخرین اخبار
بن‌بست ساختاری انتخابات در سرزمین‌های اشغالی؛
شش ماه خلأ نظارتی، یک قدم تا جنگ
نشست چهارجانبه تهران؛
تکاپوی دیپلماسی در سایه جنگ
نتانیاهو در تله ائتلاف و پرونده‌های جنایی؛
بقای موقت، سقوط تدریجی
بحران در پاریس، معامله در خلیج فارس؛
مأموریت دوگانه مکرون
آنچه دولت‌های اروپایی پنهان می‌کنند؛
سه پرده معنادار از اعتراضات عمومی در اروپا
پایان بن‌بست پنج‌ماهه در بغداد؛
۱۴ عضو جدید به کابینه الزیدی پیوستند
واشنگتن در انتظار تسلیم؛
تهران در آزمون تاب‌آوری
معادله دشوار ترکیه در یمن؛
حمایت از عربستان بدون تقابل با ایران
حملات انصارالله به فرودگاه‌های عربستان سعودی؛
ابزار فشار یا مقدمه تشدید درگیری؟