۲۳:۱۷
۱۴۰۵/۰۸/۱۴
چرخش قدرت در واشنگتن؛

آینده اتحاد آمریکا و اسرائیل

6
پیروزی دموکرات‌ها در هر دو مجلس قانون‌گذاری آمریکا، معادله قدرت در واشنگتن را به زیان محور ترامپ ـ نتانیاهو دگرگون کرده است. این گزارش با تکیه بر منطق درونی اتحادها، پنج عامل کلیدی و پنج حالت محتمل را بررسی می‌کند و نشان می‌دهد که رابطه آمریکا و اسرائیل وارد مرحله واگرایی مدیریت‌شده و نظارت نهادی شده است.
کد خبر:
۴۱۲۷

نویسنده: حسین نجفی

تحلیل روابط اتحاد میان دولت‌ها نشان می‌دهد که این روابط صرفاً محصول تهدید‌های بیرونی نیست، بلکه بازتاب محاسبات هزینه و فایده رهبران، ترکیب نیرو‌های سیاسی درونی، نفوذ گروه‌های فشار و توان نهاد‌های قانون‌گذاری برای اعمال محدودیت است. اتحاد‌ها هنگامی فرسوده می‌شوند که هزینه سیاسی حفظ آنها برای یکی از طرفین از سود راهبردی آن پیشی بگیرد و هم‌زمان بازیگران نهادی جدیدی توان وتو یا کند کردن تعهدات را به دست آورند. در چنین حالتی، رابطه از سطح هماهنگی راهبردی به سطح مدیریت تاکتیکی تنزل می‌یابد و هر طرف می‌کوشد بار سیاسی و امنیتی را به دیگری منتقل کند. این چارچوب، فهم تحولات کنونی واشنگتن و تل‌آویو را ممکن می‌سازد.

نخستین عامل، تبدیل شدن اسرائیل از دارایی راهبردی به باری سیاسی در محاسبات ترامپ است. بر اساس گزارش‌های منتشرشده، ترامپ در روز رأی‌گیری اعلام کرد که کمک سالانه چهار میلیارد دلاری به اسرائیل در پایان ۲۰۲۶ متوقف می‌شود. این اقدام با واکنش غافلگیرانه وزارت دارایی و نهاد‌های دفاعی اسرائیل روبه‌رو شد، زیرا زمان‌بندی آن با توافق ده‌ساله تا ۲۰۲۸ هم‌خوانی نداشت. ترامپ صریحاً هدف را خلع سلاح دموکرات‌ها در پرونده اسرائیل اعلام کرد، اما این تصمیم یک شکاف راهبردی نیز آشکار ساخت. واشنگتن کمک بلاعوض را قطع می‌کند، درحالی‌که فروش تسلیحات را حفظ می‌کند. این تفکیک، هسته اصلی حالت محتمل آینده است؛ زیرا رابطه را از منطق حمایت مالی به منطق معامله تسلیحاتی و اهرم‌سازی تجاری منتقل می‌کند.

دومین عامل، ماهیت فشار دموکرات‌هاست که برخلاف تصور رایج، یکدست و رادیکال نیست. پژوهش‌ها نشان می‌دهند که طیف حاکم بر حزب، جریان ترقی‌خواه جریان اصلی است که خواستار مشروط‌سازی کمک‌ها، نه قطع کامل آنهاست. بااین‌حال، ابزار‌های نهادی در اختیار این جریان در مجلس آینده گسترده‌تر از هر زمان دیگری است. این ابزار‌ها شامل امکان توقف فروش تسلیحات در سطح هیئت‌های تخصصی، برگزاری جلسات استماع درباره شهرک‌سازی و خشونت شهرک‌نشینان و حتی به چالش کشیدن سیاست ابهام هسته‌ای اسرائیل می‌شود. نمونه عملی این روند، توقف فروش سلاح به ارزش دو میلیارد و هشتصد میلیون دلار توسط نماینده دموکرات در هیئت روابط خارجی بود. بنابراین، فشار آینده را باید فشاری فرسایشی و مبتنی بر آیین‌نامه دانست، نه ضربه‌ای یکباره که اتحاد را قطع کند.

سومین عامل، عمیق‌تر شدن ناهماهنگی راهبردی در قبال ایران است. نتانیاهو در تماس‌های تلفنی، از جمله گفت‌وگویی که یک روز پیش از انتخابات انجام شد، خواستار ازسرگیری فوری حملات پس از رأی‌گیری بود، درحالی‌که ترامپ بر تداوم مسیر مذاکره از طریق میانجی‌گری قطر و پاکستان تأکید کرد. نکته مهم‌تر آن است که بازیگران ثالث منطقه‌ای، یعنی عربستان، قطر و امارات، در توقف حملات برنامه‌ریزی‌شده و شکل‌گیری چارچوب مذاکراتی نقش مستقیم ایفا کردند. این تحول به معنای کاهش انحصار اسرائیل در تنظیم دستور کار امنیتی آمریکا در قبال ایران است و فضای مانور دیپلماتیک تهران را، دست‌کم در کوتاه‌مدت، گسترش می‌دهد.

چهارمین عامل، پیوند پرونده اسرائیل با معادلات جانبی منطقه‌ای و چرخه سیاسی آمریکاست. ترامپ تلاش کرده است توافق هسته‌ای و امنیتی با عربستان را به عادی‌سازی با اسرائیل گره بزند، اما گزارش‌ها نشان می‌دهند که ریاض حاضر نیست برنامه غنی‌سازی خود را به‌طور کامل تابع این شرط کند. هم‌زمان، رژیم صهیونیستی پس از انتخابات مجلس خود در بن‌بست قانون‌گذاری گرفتار شده و نتانیاهو برای بقای سیاسی به ترامپ نیازمندتر از گذشته است، درحالی‌که ترامپ در دو سال پایانی دوره خود با خطر حق رد مکرر و فرسایش توان حکمرانی روبه‌روست. افزون بر این، گروه‌های فشار طرفدار اسرائیل نیز در مجلس آینده با موانع جدی‌تری روبه‌رو خواهند بود.

با در نظر گرفتن این عوامل، پنج حالت قابل ترسیم است: نخست، واگرایی مدیریت‌شده که محتمل‌ترین گزینه است؛ دوم، مشروط‌سازی نهادی فروش سلاح به شروط حقوق بشری و شفافیت هسته‌ای؛ سوم، بازسازی اجباری محور در صورت تشدید بحران امنیتی منطقه‌ای؛ چهارم، جابه‌جایی رهبری در اسرائیل و بازتر شدن کانال ارتباطی با دموکرات‌ها؛ و پنجم، تشدید تنش نظامی و بازگشت به جنگ که با توجه به هزینه‌های سیاسی سنگین برای ترامپ، در کوتاه‌مدت بعید به نظر می‌رسد.

در پایان می‌توان گفت که محور ترامپ ـ نتانیاهو در کوتاه‌مدت دیگر موتور پیش‌برنده سیاست آمریکا در قبال اسرائیل نیست و به میدانی برای مدیریت هزینه سیاسی، نظارت نهادی و شیوه‌های انتخاباتی تبدیل شده است. جمهوری اسلامی باید این شکاف را فرصتی برای تقویت مذاکره منطقه‌ای و کاهش فشار نظامی تلقی کند، اما در بررسی خود باید این واقعیت را لحاظ کند که تغییر شیوه دموکرات‌ها و قطع کمک بلاعوض، به معنای پایان حمایت ساختاری واشنگتن از امنیت اسرائیل نیست.

گزارش خطا
captcha
آخرین اخبار
بن‌بست ساختاری انتخابات در سرزمین‌های اشغالی؛
شش ماه خلأ نظارتی، یک قدم تا جنگ
نشست چهارجانبه تهران؛
تکاپوی دیپلماسی در سایه جنگ
نتانیاهو در تله ائتلاف و پرونده‌های جنایی؛
بقای موقت، سقوط تدریجی
بحران در پاریس، معامله در خلیج فارس؛
مأموریت دوگانه مکرون
آنچه دولت‌های اروپایی پنهان می‌کنند؛
سه پرده معنادار از اعتراضات عمومی در اروپا
پایان بن‌بست پنج‌ماهه در بغداد؛
۱۴ عضو جدید به کابینه الزیدی پیوستند
واشنگتن در انتظار تسلیم؛
تهران در آزمون تاب‌آوری
معادله دشوار ترکیه در یمن؛
حمایت از عربستان بدون تقابل با ایران
حملات انصارالله به فرودگاه‌های عربستان سعودی؛
ابزار فشار یا مقدمه تشدید درگیری؟