۲۰۲۴ ۰۴ March - دوشنبه ۱۴ اسفند ۱۴۰۲
کد خبر: ۱۲۲۲
۱۷ مرداد ۱۴۰۲ - ۱۲:۱۲
جایگاه چین در نظم نوین جهانی بر خلاف آمریکا مبتنی بر استفاده از ابزارنظامی نیست بلکه مبتنی بر استفاده از قدرت اقتصادی و دیپلماسی فعال است.
۱۷ مرداد ۱۴۰۲ - ۱۲:۱۲
نویسنده : علی خوانساری کارشناس ارشد مسائل بین الملل

اوضاع و شرایطی که پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی به مدت چند دهه در عرصه بین‌المللی حاکم شده بود، اکنون در حال دگرگون شدن است. علت آن است که تغییراتی در ساختار جهان به وجود آمده و برخی کشورهای جهان با افزایش قدرت خود در ابعاد مختلف اقتصادی و نظامی و... نظم جهانی را دچار تغییر کرده اند، که پیمان‌ها، ائتلاف‌ها، و روابط کشورها را در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی از ریشه دگرگون خواهد کرد.

در سال های اخیر با شدت گرفتن افول آمریکا مقامات چینی در سخنرانی های خود جسارت بیشتری به خرج داده و سیاست خارجی تهاجمی تری در برابر آمریکا و متحدان آن در پیش گرفته اند در تازه ترین اظهار نظر رئیس جمهور چین در جلسه کنگره ملی خلق دکترین جدید سیاست خارجی « جرات مبارزه کردن »را معرفی کرد، که نشانگر تغییر بنیادین سیاست خارجی چین از اصول رهبران قبلی این کشور است.

اولین استراتژی رهبران چین در جهت ایجاد نظم نوین جهانی،  مخالفت و مقابله با یکجانبه گرایی آمریکایی از طریق تقویت سازمان های بین المللی همچون بریکس و شانگهای و تهاجمی تر شدن دیپلماسی و سیاست خارجی این کشور در جهان و به اصطلاح استفاده از دیپلماسی گرگ جنگجو است.

چین در خیلی از مسائل همچون تحریم های ایران و روسیه طبق منافع ملی خود عمل کرده و با تشویق کشورهای مختلف برای استفاده از ارزهای ملی و یا ارزهای جایگزین دلار همچون یوان به تضعیف یکی از مهم ترین ابزارهای آمریکا پرداخته و بسیاری کشورهای جهان را با خود همراه کرده است.همچنین چین از از دولت های مخالف آمریکا و نظم موجود حمایت میکند تا بیش از پیش نظم کنونی را به چالش بکشد.

استراتژی دیگر چین در دوران افول آمریکا و شکل گیری نظم نوین جهانی جلب اعتماد کشورهای مختلف جهان به روش های متفاوت است که مهم ترین آن میانجیگری فعال در بحران های بین المللی است. میانجیگری چین برای پایان بن بست دیپلماتیک بین ایران و عربستان، تلاش برای از سرگیری فرایند مذاکرات (به اصطلاح) صلح و شروع گفت و گو بین گروه های فلسطینی و رژیم صهیونیستی نمونه ای از اقدامات چین است.

علاوه بر این چین سعی کرده در جنگ اوکراین خود را به عنوان حامی صلح نشان دهد، حتی اگر کشورهای غربی موضع پکن را نزدیک به مسکو بدانند اما این کشور تلاش دارد نقش مثبتی در فرایند توقف درگیری و صلح بین دو کشور روسیه و اوکراین داشته باشد.

تلاش چین به جهت کاهش درگیری ها و بحران های بین المللی توانسته به بهبود وجه و اعتبار چین در جهان کمک کند در واقع این کشور با اقدامات خود به کشورهای مختلف این پیام را می رساند که میتواند نقش محوری به عنوان یک بازیگر صلح ساز در آینده نظم نوین جهانی داشته باشد.

استفاده از فرصت های موجود دیگر استراتژی چین برای فرایند انتقال قدرت از غرب به شرق و نظم نوین جهانی است. جنگ روسیه و اوکراین فرصت بسیار خوبی بود تا چین با مشاهده وقایع، خود را برای تبعات نبرد احتمالی برای یکپارچه سازی کشورش و بازپس گیری تایوان آماده کند؛ زیرا آینده چین بدون کنترل تایوان و یکپارچه سازی چین برای مقامات این کشور قابل قبول نخواهد بود.

چین در تلاش است تا جانشین آمریکا به عنوان نیروی مسلط در آسیا و اقیانوسیه شود. رهبران چین، آسیا-اقیانوسیه را به عنوان یک خانواده بزرگ توصیف کرده و معتقدند منطقه بدون چین نیمتواند پیشرفت کند و چین نمیتواند جدا از منطقه توسعه یابد. پکن  از طریق افزایش پیوندهای اقتصادی توانسته کشورهای مختلف را نه تنها در آسیا- اقیانوسیه بلکه در تمام جهان به خود نزدیک کند. همچنین چین از درگیری قدرت های اروپایی و آمریکا در جنگ اوکراین استفاده کرده و در سال گذشته با سرعت و جدیت بیشتری نیروهای نظامی خود را در دریای جنوبی چین تقویت کرده است.

طرح بزرگ اقتصادی چین، ابتکارکمربند و راه ستون اصلی نظم مورد نظر پکن و یکی از مهم ترین ابزارهای این کشور برای نفوذ در جهان است. این طرح چین را در مرکز سیستم بین المللی قرارداده است؛ زیرا علاوه بر رشد اقتصادی و بهبود زیرساخت های کشورهای مختلف، چین ارزش های سیاسی و فرهنگی خود را نیز به آن ها منتقل میکند که این امر بر خلاف خواست کشورهای حامی نظم کنونی جهانی، خصوصا آمریکا است.

به طور کلی جایگاه چین در نظم نوین جهانی بر خلاف آمریکا مبتنی بر استفاده از ابزارنظامی نیست بلکه مبتنی بر استفاده از قدرت اقتصادی و دیپلماسی فعال است.

  • ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
* نظر:
  • پربازدیدترین ها آخرین اخبار
  • پربحث ترین ها پرطرفدارترین ها