- گادی آیزنکوت: تغییر حکومت در ایران هدف درستی برای جنگ نیست؛ نتانیاهو درباره بمب اتمی ایران دروغ میگوید!
- مردم برزیل به حامی سرسخت ترامپ رأی ندادند
- دستگیری بیش از ۱۴۰۰ معترض در فرانسه
- بیانیه مطبوعاتی نشست چهارجانبه ایران، پاکستان، ترکیه، عربستان درباره امنیت و ثبات منطقهای
- شانس نتانیاهو برای باقی ماندن در سمت نخستوزیری اسرائیل
- رضا شاه روحت شاد؟!
- تصویری از آخرین حضور رهبر شهید انقلاب در مراسم عزاداری شهادت حضرت فاطمه زهرا (س) در حسینیه امام خمینی (ره)
- اکونومیست: درصد رأیدهندگان آمریکایی که معتقدند اعزام نیروهای نظامی برای جنگ در موارد زیر اشتباه بوده است
- زلنسکی برای گرفتن پدافند به قدرت موشکی ایران اعتراف کرد
- آیا بمب اتمی خواهیم ساخت؟!
- سردار جوانی: بحرانهای غرب تازه با پیامدهای جنگ علیه ایران روبهرو شدهاند
- لیست سیاه تنگه هرمز ۱۲۲ تایی شد
- پاریس در آتش!
- المیادین: تنگه هرمز زیر سلطه ایران؛ سلاحهای جدید در راه و برخورد قاطع با کشتیهای متخلف
- دبیرکل کتائب سیدالشهدای عراق: ایران با تهدید واقعی مواجه شود، قطعاً وارد جنگ میشویم
بازآرایی موازنه قدرت به نفع انصارالله
نویسنده: فرزان شهیدی
تحولات میدانی یمن با توجه به ابعاد راهبردی و پیامدهای فرامرزی، همچنان در کانون توجه محافل مختلف سیاسی و رسانهای قرار دارد. پس از آنکه انصارالله بخشهای زیادی از ساحل جنوب غربی، از المخا تا بابالمندب را تصرف کرد، دولت یمن با حمایت ائتلاف عربی، عملیاتی نظامی به نام «فجر یمن» را آغاز کرد. این عملیات نشانه تغییر رویکرد از مدیریت وضعیت موجود به تلاش برای تغییر موازنه میدانی در برابر انصارالله یمن محسوب میشود. با این حال، بررسی تحولات هفتههای نخست این عملیات نشان میدهد که میان اهداف اعلامشده و دستاوردهای عملیاتی فاصله قابلتوجهی وجود دارد و موازنه قوا همچنان به نفع انصارالله رقم خورده است.
هدف اعلامشده عملیات فجر یمن، که در ۵ اکتبر ۲۰۲۶ با اعلام رشاد العلیمی، رئیس شورای رهبری ریاستجمهوری یمن، آغاز شد، بازپسگیری مناطق تحت کنترل انصارالله، احیای نهادهای دولتی و در نهایت بازپسگیری صنعا بود. برای این عملیات حدود ۱۰۰ هزار نیروی نظامی از تشکیلات مختلف، از جمله نیروهای العمالقه و درعالوطن، در نظر گرفته شده و پشتیبانی هوایی ائتلاف نیز در آن نقش داشته است.
اهمیت این تحولات صرفاً به رقابت داخلی میان دولت یمن و انصارالله محدود نیست؛ بلکه موقعیت ژئوپلیتیکی یمن، مجاورت با بابالمندب، دریای سرخ و خلیج عدن و پیوند منازعه جاری با رقابتهای منطقهای، به تحولات این کشور ابعادی فراتر از مرزهای یمن داده است.
از جنبه سیاسی، ساختار قدرت در یمن همچنان چندپاره است. انصارالله بر بخش مهمی از شمال و مناطق پرجمعیت کشور تسلط دارد و صنعا را بهعنوان مرکز سیاسی و اداری خود در اختیار گرفته است. در مقابل، دولت رسمی یمن با اتکا به حمایت عربستان و نیروهای نظامی و سیاسی مستقر در مناطق جنوبی و شرقی، تلاش میکند اقتدار خود را احیا کند.
مسئله اساسی دولت یمن، تنها مقابله با انصارالله نیست؛ بلکه تعدد مراکز قدرت، اختلافات درون ائتلاف نیروهای ضدانصارالله، مشکلات اقتصادی و ضعف هماهنگی نظامی، از موانع جدی دولت مستقر در عدن محسوب میشوند. در چنین شرایطی، هرگونه عملیات گسترده نظامی بدون ایجاد هماهنگی سیاسی و فرماندهی واحد، ممکن است بهجای تغییر پایدار موازنه، صرفاً موجب جابهجایی خطوط درگیری شود.
با وجود حجم قابلتوجه تبلیغات سیاسی و نظامی پیرامون عملیات فجر یمن، نتایج اولیه آن با اهداف اعلامشده تناسب نداشته است. دولت یمن انتظار داشت که با استفاده از برتری هوایی و تمرکز نیروهای زمینی، ابتکار عمل را از انصارالله بگیرد؛ اما تحولات میدانی نشان داد که برتری هوایی بهتنهایی برای تغییر موازنه زمینی کافی نیست.
نکته قابلتوجه این است که عملیات فجر یمن در شرایطی آغاز شد که نیروهای مخالف انصارالله گرفتار مشکلات ساختاری، اختلافات فرماندهی و تعدد مراکز تصمیمگیری بودند. بنابراین، چالش اصلی این عملیات صرفاً توان نظامی انصارالله نیست، بلکه انسجام و کارآمدی مجموعه نیروهای شرکتکننده در عملیات اهمیت تعیینکنندهای دارد.
در این میان، استان تعز در تحولات اخیر اهمیت ویژهای پیدا کرده است. این استان از نظر جغرافیایی میان مناطق شمالی و جنوبی یمن قرار دارد و از طریق شبکه راههای ارتباطی خود به عدن، ساحل غربی و مناطق مرکزی متصل میشود.
از نگاه سیاسی، تعز یکی از مهمترین پایگاههای اجتماعی و سیاسی مخالفان انصارالله محسوب میشود و از نظر نظامی، موقعیت جغرافیایی و ارتفاعات این استان بر تحرکات نظامی در مناطق مجاور تأثیر میگذارد. همچنین نزدیکی به المخا و بابالمندب، اهمیت این استان را در معادلات امنیت دریایی افزایش داده است.
طبق گزارشهای میدانی، نیروهای انصارالله در جریان پیشرویهای اخیر تا فاصله حدود ۸۰ کیلومتری عدن رسیدهاند. همچنین گزارشهایی از تصرف منطقه المقاطره و عقبنشینی نیروهای دولتی منتشر شده است. در چنین شرایطی، تعز صرفاً یک جبهه محلی نیست؛ بلکه به نقطه اتصال میان معادلات نظامی جنوب یمن، ساحل غربی و امنیت بابالمندب تبدیل شده است.
یکی از مهمترین ابعاد عملیات فجر یمن، ارتباط آن با امنیت دریای سرخ و بابالمندب است. بابالمندب یکی از گذرگاههای مهم تجارت جهانی است و هرگونه ناامنی در آن میتواند بر حملونقل دریایی، هزینه بیمه کشتیها، تجارت انرژی و زنجیره تأمین بینالمللی تأثیر بگذارد. پیشروی انصارالله در امتداد ساحل غربی و نزدیکشدن آن به مناطق حساس دریایی، نگرانیهای عربستان و دیگر بازیگران منطقهای را افزایش داده است. برای عربستان، مسئله فقط مقابله با انصارالله نیست؛ بلکه جلوگیری از شکلگیری یک وضعیت امنیتی نامطلوب در مرزهای جنوبی و مسیرهای صادرات انرژی نیز اهمیت دارد.
از سوی دیگر، انصارالله با در اختیار داشتن توان موشکی و پهپادی و موقعیت جغرافیایی خود، از ظرفیت تأثیرگذاری بر معادلات امنیت دریایی برخوردار است. بنابراین، بابالمندب به یکی از مهمترین متغیرهای تعیینکننده در آینده جنگ تبدیل شده است.
تحولات جدید یمن نشان میدهد که توافقات و روندهای تنشزدایی پیشین میان ریاض و انصارالله با چالشهای جدی مواجه شده است. عربستان در سالهای گذشته تلاش کرد با کاهش تنشهای نظامی، هزینههای امنیتی و اقتصادی جنگ را کنترل کند. اما تغییر موازنه در ساحل غربی، تهدیدهای امنیتی جدید و تشدید تنشهای منطقهای، محاسبات ریاض را پیچیدهتر کرده است.
در مقابل، انصارالله تلاش میکند موقعیت نظامی و سیاسی خود را در مذاکرات آینده حفظ کند و از اهمیت ژئوپلیتیکی مناطق تحت کنترل خود بهعنوان اهرم فشار بهره ببرد. در سطح منطقهای، انصارالله حلقه مهمی از زنجیره محور مقاومت محسوب میشود و در نتیجه، دست برتر این جنبش در معادلات نظامی و میدانی، بهمثابه مزیت یا برگه برنده محور مقاومت و جمهوری اسلامی ایران در برابر آمریکا و متحدانش در منطقه محسوب میشود.
با توجه به شرایط موجود، سه سناریوی احتمالی برای آینده تحولات یمن قابل تصور است:
۱) گسترش درگیری و تشدید مداخله منطقهای: در صورت ادامه پیشرویهای انصارالله و افزایش تهدیدهای دریایی و مرزی، احتمال گسترش دامنه عملیات و افزایش مشارکت مستقیم یا غیرمستقیم بازیگران منطقهای وجود دارد. در این صورت، امنیت دریای سرخ و خلیج عدن بیش از گذشته در معرض خطر قرار خواهد گرفت.
۲) بازگشت به مذاکرات: ممکن است تغییرات میدانی، طرفین را به این نتیجه برساند که ادامه جنگ هزینههای بیشتری نسبت به مذاکره دارد. در چنین شرایطی، دستاوردهای نظامی به ابزار چانهزنی سیاسی تبدیل خواهند شد که تا اینجای کار، دست برتر با انصارالله است. البته تحقق این سناریو مستلزم توافق بر سر امنیت مرزها، تقسیم قدرت، درآمدهای ملی و آینده ساختار سیاسی یمن است؛ موضوعی که مستلزم طی یک پروسه طولانی از مذاکرات و چانهزنیها خواهد بود.
۳) تداوم جنگ فرسایشی: در این وضعیت، عملیات فجر یمن به تغییر اساسی موازنه قدرت منجر نمیشود و طرفین درگیری در جبهههای مختلف به جنگ ادامه میدهند. با توجه به مشکلات ساختاری نیروهای دولتی و ظرفیت مقاومت نظامی انصارالله، این سناریو احتمال بیشتری دارد.
در مجموع، تحولات میدانی یمن، بهویژه پس از عملیات فجر یمن، نشانه ورود درگیری به مرحلهای تازه از رقابت نظامی و ژئوپلیتیکی است؛ مرحلهای که در آن، مسئله فقط بازپسگیری مناطق تحت کنترل انصارالله نیست، بلکه آینده توازن قدرت در جنوب شبهجزیره عربستان و امنیت دریای سرخ نیز مطرح است. با این حال، مهمترین چالش برای دولت یمن و حامیان منطقهای آن، فاصله میان تواناییهای بالفعل میدانی و قدرت تغییر معادلات و تبدیل دستاوردهای نظامی به نظم سیاسی پایدار است.
پیشرویهای اخیر انصارالله، بهویژه در محور تعز و مناطق نزدیک به عدن، نشان میدهد که عملیات فجر یمن تاکنون نتوانسته موازنه میدانی را بهطور کامل به سود دولت تغییر دهد. در مقابل، انصارالله با وجود دستاوردهای سرزمینی، با بحران اقتصادی، مشکلات انسانی و هزینههای سیاسی و امنیتی کنترل مناطق تحت سیطره خود مواجه است.
با توجه به ابعاد برونمرزی تحولات یمن، وضعیت آینده این کشور نهفقط در میدانهای نبرد تعز و ساحل غربی، بلکه در معادلات ریاض، تهران، صنعا و مناسبات امنیتی دریای سرخ رقم خواهد خورد و در سطحی کلان، تابع متغیر منازعه جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا خواهد بود.
از این منظر، تحولات یمن را نمیتوان جدا از معادلات گستردهتر تقابل ایران و آمریکا در منطقه تحلیل کرد؛ زیرا اهمیت ژئوپلیتیکی بابالمندب، ظرفیتهای نظامی انصارالله و امکان تأثیرگذاری بر امنیت دریایی، این جبهه را به یکی از متغیرهای مؤثر در محاسبات منطقهای واشنگتن و تهران تبدیل کرده است.