- گادی آیزنکوت: تغییر حکومت در ایران هدف درستی برای جنگ نیست؛ نتانیاهو درباره بمب اتمی ایران دروغ میگوید!
- مردم برزیل به حامی سرسخت ترامپ رأی ندادند
- دستگیری بیش از ۱۴۰۰ معترض در فرانسه
- بیانیه مطبوعاتی نشست چهارجانبه ایران، پاکستان، ترکیه، عربستان درباره امنیت و ثبات منطقهای
- شانس نتانیاهو برای باقی ماندن در سمت نخستوزیری اسرائیل
- رضا شاه روحت شاد؟!
- تصویری از آخرین حضور رهبر شهید انقلاب در مراسم عزاداری شهادت حضرت فاطمه زهرا (س) در حسینیه امام خمینی (ره)
- اکونومیست: درصد رأیدهندگان آمریکایی که معتقدند اعزام نیروهای نظامی برای جنگ در موارد زیر اشتباه بوده است
- زلنسکی برای گرفتن پدافند به قدرت موشکی ایران اعتراف کرد
- آیا بمب اتمی خواهیم ساخت؟!
- سردار جوانی: بحرانهای غرب تازه با پیامدهای جنگ علیه ایران روبهرو شدهاند
- لیست سیاه تنگه هرمز ۱۲۲ تایی شد
- پاریس در آتش!
- المیادین: تنگه هرمز زیر سلطه ایران؛ سلاحهای جدید در راه و برخورد قاطع با کشتیهای متخلف
- دبیرکل کتائب سیدالشهدای عراق: ایران با تهدید واقعی مواجه شود، قطعاً وارد جنگ میشویم
دشمنی آمریکا با ایران فراتر از رقابتهای حزبی
نویسنده: حسن نعیمآبادی
انتخابات میاندورهای ۲۰۲۶ آمریکا، با شکست سنگین جمهوریخواهان و تسخیر هر دو مجلس کنگره توسط دموکراتها به پایان رسید. این یادداشت استدلال میکند که علیرغم تغییر موازنه قدرت در واشنگتن، ماهیت خصومت آمریکا با جمهوری اسلامی ایران، که از بدو پیروزی انقلاب ۱۳۵۷ بر سر ماهیت و موجودیت آن شکل گرفته، تغییر نکرده است. اختلاف احزاب آمریکایی همواره بر سر «ابزار» مهار بوده است؛ تحریم و فشار شورای امنیت در گفتمان دموکراتها و تهدید و اقدام نظامی در گفتمان جمهوریخواهان. بااینحال، شکست جمهوریخواهان به رهبری ترامپ، که به اعتراف خود او متأثر از هزینههای سیاسی و اقتصادی جنگ با ایران بود، فضای راهبردی جدیدی ایجاد کرده است. این یادداشت با تشریح ابعاد این شکست و پیامدهای آن بر معادلات مهار ایران، به این نتیجه میرسد که مسیر گذار از وضع موجود برای جمهوری اسلامی، نه اتکا به تغییر رفتار احزاب آمریکایی، بلکه استمرار منطق «قویتر شدن» بهعنوان تنها راهبرد بازدارنده مؤثر در برابر تهدیدات وجودی است؛ منطقی که رهبری شهید و رهبر جدید انقلاب بر آن تأکید دارند.
خصومت ایالات متحده با جمهوری اسلامی ایران، از نخستین روزهای پس از پیروزی انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷، ماهیتی وجودی و بنیادین داشته است. این دشمنی نه بر سر یک اختلاف مرزی یا منافع اقتصادی گذرا، بلکه بر سر «ماهیت» نظام سیاسی برآمده از انقلاب و «وجود» آن بهعنوان یک الگوی بدیل در نظم بینالملل شکل گرفته است. در طول نزدیک به پنج دهه گذشته، سیاست خارجی آمریکا در قبال ایران همواره حول محور کلیدی مهار سازمانیافته بوده است و آنچه در این میان تغییر کرده، نه هدف، بلکه ابزارها و تاکتیکهای احزاب مختلف برای تحقق این هدف بوده است.
تحلیل تاریخی نشان میدهد که دموکراتها معمولاً بر دیپلماسی مبتنی بر فشار، تحریمهای چندجانبه و بهرهگیری از ابزارهای شورای امنیت سازمان ملل متحد برای به زانو درآوردن ایران تأکید داشتهاند. در مقابل، جمهوریخواهان، بهویژه در دوره اخیر، گفتمان تهدید نظامی و اقدام پیشدستانه را بهعنوان ابزار اصلی مهار ترجیح دادهاند. این تفاوت تاکتیکی هرگز به معنای تفاوت در ماهیت دشمنی نبوده است. رهبری نظام نیز همواره بر این نکته تأکید داشتهاند که نباید به تغییر رفتار یا تغییر ماهیت دشمنی آمریکا با آمدن یا رفتن احزاب خوشبین بود. تجربه برجام و خروج یکجانبه آمریکا از آن توسط دولت جمهوریخواه، مصداق بارز نوسان تاکتیکی در چارچوب یک دشمنی ثابت است.
تحولات سیاسی آمریکا، از جمله شکست اخیر جمهوریخواهان، یک بار دیگر این واقعیت را آشکار میکند که نمیتوان امنیت و منافع ملی جمهوری اسلامی را به تحولات درونی نظام سیاسی آمریکا گره زد. دشمنی با ایران یک سیاست ساختاری در واشنگتن است که فارغ از اینکه چه حزبی در کاخ سفید یا کنگره باشد، تداوم خواهد یافت. تفاوت تنها در تاکتیک و لحن است.
بر این اساس، راهبرد عبور از وضع موجود و خنثیسازی تهدیدات وجودی، نه در انتظار برای «تغییر رفتار» آمریکا، بلکه در قویتر شدن همهجانبه جمهوری اسلامی نهفته است. این «قویتر شدن» ابعاد متعددی دارد: افزایش توان بازدارندگی نظامی و دفاعی، تقویت تابآوری اقتصادی در برابر تحریمها از طریق اقتصاد مقاومتی، گسترش عمق راهبردی در سیاست خارجی و تعمیق پیوندهای منطقهای و، مهمتر از همه، تقویت انسجام و مشروعیت درونی نظام سیاسی.
همانگونه که رهبری انقلاب تأکید کردهاند، تنها در سایه این قدرت همهجانبه است که میتوان دشمن را از هرگونه ماجراجویی نظامی و سیاسی مأیوس کرد و امنیت ملی را در بلندمدت تضمین نمود. انتخابات آمریکا و شکست جمهوریخواهان، اگرچه یک رویداد مهم در سیاست جهانی است، اما برای جمهوری اسلامی درسی جز تأکید بر استقلال راهبردی و تداوم مسیر قدرتسازی ندارد.