- اردوغان و نتانیاهو در آستانه تقابل
- آثار منطقهای جنگ 40 روزه
- فصل تازه ای از «وحدت ساحات»
- عملکرد حزب الله در جنگ
- از بازدارندگی موضعی تا مهار ژئواکونومیک عربستان
- پیامدهای جنگ ایران بر اقتصاد ایالات متحده
- بازآرایی موازنه قدرت در شرق آسیا
- از تضاد راهبردی تا توافق تاکتیکی
- دکترین جدید اسرائیل برای فرسایش قدرت ایران و محور مقاومت
- مخالفت رژیم صهیونیستی با توافق ایران و آمریکا
- ارزیابی روند استراتژیک مذاکرات
- جنگ رمضان و بحران فزاینده رهبری آمریکا
- برآورد راهبردی محافل امنیتی عبری
یک موضعگیری و یک جهان پیام
به تازگی شاهد یک موضع گیری معنادار و البته عجیب از سوی "میشل عیسی" سفیر آمریکا در لبنان بودهایم. ماجرا از این قرار است که وی گفته «معنای آتش بس یا مذاکره این نیست که به حزب الله حمله نشود! اسرائیلیها نگاه خودشان را دارند و بیروت از طریق گفتوگو باید تلاش کند تا به دیدگاه تل آویو نزدیک شود.» این موضعگیری صریح و بیشرمانه سفیر آمریکا در لبنان، در نوع خود حامل پیامهای چندگانهای است که خوانش و ادراک آنها از اهمیت زیادی برخوردار است.
اول اینکه وی علنا میگوید منطق آمریکا و رژیم اشغالگر قدس در هرگونه مذاکرهای، نه حل محترمانه مشکلات بلکه تحمیل اراده است. به بیان ساده تر، گفتوگو و پوشش زیبای مذاکره و دیپلماسی، صرفا برای اقناع افکار عمومی جهان است والا هم آمریکا و هم اسرائیل، صرفا به زور تکیه دارند و هر کشور یا گروهی که نخواهد به تسلیم حقوق خود در برابر آنها تن بدهد، باید هدفِ تجاوز و تهاجم قرار گیرد. معادلهای که تایید و اثبات میکند که در ذهن دولتمردان آمریکایی و صهیونیستها عملا حقوق بین الملل جایگاهی ندارد و آنچه اصل است، قانون جنگل است.
نکته دوم اینکه دولت آمریکا از طریق فرستاده ویژه خود در مساله لبنان یعنی تام باراک و البته دیگر کانالهای مشابه سعی داشته در طی چند ماه اخیر اینطور وانمود کند که یک بازیگر بیطرف برای حل مناقشات میان اسرائیل و لبنان است. این در حالی است که موضعگیری صریح سفیر این کشور در بیروت در مورد نگاه یک طرفه آمریکا و رژیم اشغالگر قدس به مذاکره و توافق آتشبس نشان میدهد که واشینگتن در واقع شریک جرم و همکار جنایتهای اسرائیل است و در این زمینه، با نمایش و تبیلغات، سعی در بزک کردن سیاستهای منافقانه خود و تسهیل تحقق اهداف و منافع صهیونیستها دارد.
نکته سوم اینکه موضع گیری وقیحانه اخیر سفیر آمریکا در لبنان در نوع خود بار دیگر نشان داد که تا چه اندازه منطق جبهه مقاومت در برابر دشمنان قوی و مستدل است. در واقع، آنچه میشل عیسی گفت حتی به جریانهای مخالف با حزب الله لبنان نیز اثبات کرد که اصرار حزب الله لبنان بر ایستادگی در برابر رژیم اشغالگر قدس و عدم تسلیم در مقابل آن و همچنین عدم پذیرش طرح خلع سلاح این جنبش، یک اقدام کاملا راهبردی و درست است و اصل این اقدام نیز در راستای حراست از منافع و امنیت لبنان است؛ و نکته چهارم اینکه آنچه سفیر آمریکا در لبنان اخیرا در موضع گیری خود لو داده، در درون خود یک پالس مهم از ضعف آمریکا و اسرائیل را هم مخابره میکند کما اینکه اگر آنها ضعیف نبودند، هیچ نیازی نبود که به گزینه آخر خود که برای آنها رسواکننده است یعنی تهدید به استفاده علنی از زور رو بیاورند و یا مواضعی را مطرح کنند که بیش از همه برای آنها ایجاد رسوایی و بیآبرویی میکند. به بیان ساده تر، آمریکا و صهیونیستها به قدری درگیر چالش و بحران هستند که جز با اهرم زور، بقا و آینده روشنی را برای خود نمیبینند.