- تنگنای ترامپ در مقابل ایران
- سفر نخست وزیر عراق به آمریکا
- اردوغان و نتانیاهو در آستانه تقابل
- آثار منطقهای جنگ 40 روزه
- فصل تازه ای از «وحدت ساحات»
- عملکرد حزب الله در جنگ
- از بازدارندگی موضعی تا مهار ژئواکونومیک عربستان
- پیامدهای جنگ ایران بر اقتصاد ایالات متحده
- بازآرایی موازنه قدرت در شرق آسیا
- از تضاد راهبردی تا توافق تاکتیکی
- دکترین جدید اسرائیل برای فرسایش قدرت ایران و محور مقاومت
- مخالفت رژیم صهیونیستی با توافق ایران و آمریکا
- ارزیابی روند استراتژیک مذاکرات
طلای خون و ویرانی، نقاب امارات بر چهره بحران سودان
امارات متحده عربی بظاهر کشوری کوچکی است که بر پایه تجارت و ظواهر مدرن بنا شده، اما در پس این چهره شیشهای، شبکهای تاریک از قاچاق و پولشویی نهفته است که جغرافیای فقر و خون در آفریقا را تغذیه میکند. این کشور بدون داشتن حتی یک معدن طلا، به دومین صادرکننده بزرگ طلا در جهان بدل شده است معجزهای که تنها با خون معدنکاران دارفور و قاچاق سازمان یافته محقق شده است. طلاهای استخراجی از معادن جبل عامر، از مسیر چاد و لیبی به دبی منتقل میشوند و سپس در قالب ارز، به تجهیزات نظامی تبدیل میگردند. تجهیزاتی که به سود شبهنظامیان RSF بازمیگردند تا آتش جنگ داخلی سودان را شعله ورتر کنند.
تحلیلهای مرکز مطالعات طلای اروپا (LBMA) پرده از واقعیتی تلخ برداشتهاند، امارات تنها در یک سال، بدون ثبت رسمی در بازار جهانی، ۲۶ درصد به ذخایر طلای خود افزوده است. این رقم دقیقاً با حجم طلای قاچاق شده از سودان تطابق دارد و نشان میدهد که تجارت ظاهراً قانونی دبی، در حقیقت پوششی برای یک ماشین مالی جنگ است. در این چرخه، هر گرم طلا به گلولهای برای تخریب خانههای مردم سودان تبدیل میشود. نقش بانکها و صرافیهای دبی در این میان، همان اندازه خطرناک است که تسلیحات ارسالشده با کارگو به خارطوم. امارات، با نظام بانکی آلوده، به خزانه پنهان شبهنظامیان تبدیل شده است.
رفتار ابوظبی دیگر از حد یک تخلف اقتصادی فراتر رفته و به مرحله همدستی مستقیم در جنایات جنگی رسیده است. این اقدام نه تنها توازن منطقهای را بر هم میزند، بلکه مدل جدیدی از استعمار مالی را رقم زده است استعماری که با دلار و طلا پیش میرود، نه با تانک و جنگنده. سکوت جامعه جهانی در برابر این تجارت مرگ، نشان از نفوذ نفتی و سیاسی ابوظبی در ساختارهای تصمیمگیری غرب دارد. نفوذی که باید با افشاگری و فشار متحدان منطقهای خنثی شود.
سخن پایانی
در مرحله مقابله، تجربه یمن میتواند راهبردی عملی ارائه دهد. همانگونه که صنعاء با هدف قرار دادن زیرساختهای انرژی و حمل و نقل امارات هزینه دخالت این کشور مزدور عربی را افزایش داد، امروز نیز باید محور مقاومت و دولتهای مستقل آفریقایی، با اتحاد اطلاعاتی و تحریم تدارکات هوایی و مالی امارات، چرخه قاچاق را بشکنند. راهحل نه در انفعال دیپلماتیک، بلکه در اقدام هماهنگ رسانهای، حقوقی و بازدارنده است، تا طلای سودان دیگر به سرمایه جنگ، و امارات دیگر به خزانه خون تبدیل نشود.