- گادی آیزنکوت: تغییر حکومت در ایران هدف درستی برای جنگ نیست؛ نتانیاهو درباره بمب اتمی ایران دروغ میگوید!
- مردم برزیل به حامی سرسخت ترامپ رأی ندادند
- دستگیری بیش از ۱۴۰۰ معترض در فرانسه
- بیانیه مطبوعاتی نشست چهارجانبه ایران، پاکستان، ترکیه، عربستان درباره امنیت و ثبات منطقهای
- شانس نتانیاهو برای باقی ماندن در سمت نخستوزیری اسرائیل
- رضا شاه روحت شاد؟!
- تصویری از آخرین حضور رهبر شهید انقلاب در مراسم عزاداری شهادت حضرت فاطمه زهرا (س) در حسینیه امام خمینی (ره)
- اکونومیست: درصد رأیدهندگان آمریکایی که معتقدند اعزام نیروهای نظامی برای جنگ در موارد زیر اشتباه بوده است
- زلنسکی برای گرفتن پدافند به قدرت موشکی ایران اعتراف کرد
- آیا بمب اتمی خواهیم ساخت؟!
- سردار جوانی: بحرانهای غرب تازه با پیامدهای جنگ علیه ایران روبهرو شدهاند
- لیست سیاه تنگه هرمز ۱۲۲ تایی شد
- پاریس در آتش!
- المیادین: تنگه هرمز زیر سلطه ایران؛ سلاحهای جدید در راه و برخورد قاطع با کشتیهای متخلف
- دبیرکل کتائب سیدالشهدای عراق: ایران با تهدید واقعی مواجه شود، قطعاً وارد جنگ میشویم
3 محرک اصلی دولت بایدن از توافق اخیر با ایران

در روزهای گذشته، انتشار خبر توافق ایران و آمریکا با میانجی گری طرف ثالث(قطر) که در قالب آن، 5 شهروند آمریکاییِ (متهم به جرایم امنیتی) زندانی در ایران آزاد شده و در ازای آن، چند شهروند ایرانی زندانی در آمریکا و البته 6 میلیارد دلار از دارایی های بلوکه شده کشورمان در کره جنوبی آزاد شدند، تحلیل و تفسیرهای مختلفی را از سوی ناظران و تحلیلگران و همچنین جریان های رسانه ای مختلف در سطح منطقه و ورای آن برانگیخته است.
در این راستا، بسیاری به طرح این سوال می پردازند که اساساً چه شد که دولت بایدن به سمت توافق جدید با ایران حرکت کرد؟ به بیان ساده تر، محرک های محوری دولت بایدن از حصول توافق اخیر با ایران چه بودند؟ به نظر می رسد جهت پاسخ به این پرسش، به طور خاص می توان به 3 گزاره عمده و محوری اشاره کرد.
اولاً، اقدام اخیر دولت بایدن در حصول توافق با ایران را بایستی در چهارچوب تحرکات گسترده تر چند وقت اخیر آن در رابطه با منطقه خاورمیانه تحلیل کرد که در قالب آن ها، این دولت سعی داشته این پیام را به کشورهای منطقه و جامعه بین المللی برساند که هنوز هم بازیگری مهم و موثری در قالب معادلات منطقه خاورمیانه است. در این چهارچوب، در روزهای اخیر شاهد تشدید رایزنی های دولت بایدن با رژیم صهیونیستی و عربستان جهت فراهم کردن مقدمات توافق عادی سازی روابط دو طرف نیز بودهایم.
البته که اخیرا دولت بایدن به نقل از برخی منابع آگاه از طرح خود جهت استقرار نظامیان آمریکایی در کشتیهای تجاری حاضر در خلیح فارس و تنگه هرمز نیز خبر داده است. طرحی که ادعا شده جهت مقابله با آزار و اذیتهای ایران در مناطق مذکور علیه شناورهای غیرنظامی است. در این چهارچوب، اقدام اخیر دولت بایدن در حصول توافق با ایران به نوعی سعی دارد تا وجهه ای فعال را از سیاست خارجی دولت آمریکا در قبال منطقه خاورمیانه نشان دهد و به هر نحو ممکن این سیگنال را به کنشگران بین المللی برساند که آمریکا هنوز هم قدرتی قابل توجه در قالب معادلات منطقه خاورمیانه است. اگرچه که شواهد و قرائن میدانی تا حد زیادی در نقطه مقابل این تحلیل و تفسیر هستند.
دوم اینکه دولت بایدن سعی دارد با کسب توافقاتِ اینچنینی و البته بعضا امتیازاتی که پیشتر نیز به ایران در قالب آزادسازی برخی از منابع مالی کشورمان در عراق داده، این سیگنال و پیام را برساند که به دنبال استقرار آرامش در روابط دوجانبه با تهران است. حال در این نقطه این سوال اساسی مطرح می شود که چرا دولت بایدن باید این پیام را به ایران ارسال کند؟ در پاسخ می توان گفت که دلیل این موضوع کاملا روشن است: زیرا دولت بایدن شدیدا از پیشرفت بیشترِ برنامه اتمی ایران در هراس است و با توجه به اینکه هیچگونه ابزار موثری را نیز در دسترس خود برای متوقف کردن آن نمی بیند، سعی در اتخاذ رویکردهای محتاطانه در این رابطه دارد. در این منظومه، حصول توافقات کوچکتر با ایران می تواند بسیار راهگشا باشد.
جدای از این ها نباید فراموش کرد که آمریکایی ها با توجه به تضعیف قدرت منطقه ای خود نیز سعی دارند از طریق تعامل با ایران، تا حدی از اقدامات احتمالی تهران و اعضای محور مقاومت علیه منافع منطقه ای خود جلوگیری کنند.
و در نهایت سوم اینکه دولت بایدن شدیدا نسبت به انتخابات ریاست جمهوری سال 2024 آمریکا نگرانی دارد و دغدغهمند است. در این چهارچوب، این دولت سعی دارد تا با انجام برخی اقدامات نظیر آزادسازی زندانیان آمریکایی محکوم در ایران و یا تسهیل روند مذاکرات و تعاملات خود با تهران، به نوعی فضایی آرام را برای خودش از حیث سیاسی فراهم کند تا بتواند به نحو بهتری بر انتخابات ریاست جمهوری سال 2024 آمریکا متمرکز شود.
در این میان فراموش نکنیم که توافق اخیر دولت بایدن با ایران در بحث آزادسازی برخی زندانیان دوتابعیتی محبوس در ایران، هم سعی داشت تا فشار افکار عمومی داخلی در آمریکا علیه دولت بایدن و انفعال آن در زمینه آزادسازی شهروندان آمریکاییِ زندانی در ایران را ساکت و آرام کند و هم بر آن بود تا برگِ جدیدی را در مقابل حملات گسترده جمهوریخواهان علیه سیاست خارجی خاورمیانه ای دولت بایدن رو کند.
به هر حال، بایدن به خوبی می داند که کارنامه سیاست خارجی دولت وی در رابطه با منطقه خاورمیانه، به شدت انفعالی و ضعیف است و اگر وی نتواند برخی دستاوردها را برای خود تا قبل از انتخابات آمریکا ایجاد کند، تردیدی نیست که بایستی با آسیب ها و خسارات جدی این موضوع رو به رو شود.