❇️ در یکی از مهمترین اعترافات صریح یک مقام آمریکایی، «تام باراک» فرستاده ایالات متحده در امور سوریه اعلام کرد: «اسرائیل، سوریهای تکهتکه را به یک دولت مرکزی قوی ترجیح میدهد. هیچ طرح جایگزینی برای همکاری با دولت قانونی سوریه جهت اتحاد کشور وجود ندارد.»
این اظهارات، آشکارا پرده از یک واقعیت راهبردی برمیدارد: آمریکا و رژیم صهیونیستی، حفظ آشوب ساختاری و چندپارگی سیاسی در سوریه را بخشی از نظم مطلوب امنیتی خود در منطقه میدانند.
❇️ موضع تام باراک، دنباله نظریهای است که سالها پیش از سوی جیم هنسن – یکی از نظریهپردازان امنیت ملی آمریکا – پایهریزی شد. هنسن در طرح خود از تجزیه ژئوپلیتیکی به مناطق نیمهمستقل و قابل مهار از بیرون سخن گفت؛ طرحی که هدف نهایی آن، حذف کشورهایی نظیر سوریه از معادلات و بازآفرینی «خلأ ژئوپلیتیکی» برای نفوذ اسرائیل و متحدانش بود.
❇️ اکنون، پروژههای میدانی مانند کریدور داوود، تداوم همان دکترین تجزیهسازی است. اتصال امنیتی از جولان تا فرات، نفوذ در بقاع غربی لبنان و تلاش برای قطع شریان ارتباطی مقاومت، همگی ترجمان عملی همان راهبرد هنسن است که امروز از زبان باراک در قالب سیاست رسمی آمریکا بازخوانی میشود.
❇️، اما در برابر این سناریو، مقاومت تنها نظارهگر نیست. آمادگی فزاینده حزبالله در جبهه بقاع و لزوم حضور موثر ایران در ساحت سیاسی و امنیتی منطقه، نشان میدهد که تجزیهسازی، پیش از تولد در میدان، در سطح راهبرد شکست خواهد خورد.