❇️ غرب، در حالی همچنان بر طبل مکانیسم ماشه میکوبد که خود ناقض برجام بوده است. چرا؟ چون هدف صرفاً حقوقی نیست؛ این پازل بخشی از نبرد ترکیبی علیه افکار عمومی و انسجام ملی ایران است. تمدید مهلت استفاده از این ابزار در کنار پایان محدودیتهای قطعنامه ۲۲۳۱ در ۲۰۲۵، بخشی از برنامه مهندسی بحران است.
❇️ مکانیسم ماشه، امروز نه فقط یک ابزار تحریمی، بلکه پیوستی روانی برای القای ناامیدی و ناکارآمدی نظام است. آمریکا در دوره ترامپ، با وجود مخالفت جهانی، تلاش کرد آن را فعال کند تا ایران را تهدیدی جهانی جلوه دهد و زمینه اقدامات نظامی را فراهم آورد. بازگشت تحریمهای تسلیحاتی و موشکی میتواند سناریوی فشار حداکثری را احیا کند، این تهدید صرفاً اقتصادی نیست، بلکه امنیتی نیز هست.
❇️، اما راهکار چیست؟
نباید منفعل بود؛ باید با جهاد تبیین و مهندسی معکوس، این پازل را بر هم زد. باید:
۱. مشروعیت حقوقی مکانیسم ماشه را زیر سوال برد؛ چون خروج آمریکا و بدعهدی اروپا اساس آن را بیاعتبار کرده.
۲. پیامدهای واقعی و ملموس فعالسازی آن را با زبان مردم تبیین کرد؛ نه صرفاً با ادبیات حقوقی یا اداری.
۳. اقتصاد مقاومتی را با برنامهها و دستاوردهای واقعی، نه صرف وعدهها، تقویت کرد.
❇️ نقش رسانههای متعهد در این میدان کلیدی است. رسانهها باید با تولید محتوای تحلیلی، تازه و غیرکلیشهای، روایت دشمن را خنثی کرده و بدنه خاکستری را واکسینه کنند. همچنین، استفاده از ظرفیت نخبگان انقلابی برای رمزگشایی از این تهدید ضروری است.
❇️ در نهایت، مکانیسم ماشه اگرچه تهدید است، اما میتواند فرصتی برای تقویت خودباوری و همبستگی ملی نیز باشد. عبور موفق از آن، مستلزم بصیرت، خلاقیت و آیندهنگری است؛ این آوردگاه را با توکل، توان داخلی و جهاد تبیین میتوان به نقطه قوت تبدیل کرد.